مخیّلنامه (در جنگ صوف و کمخا)
بخش ۱ : بنام خطا پوش آمرزگار بخش ۲ - درنعت نبی علیه السلام : دگر بر طراز نبوت درود بخش ۳ - آغاز داستان : چنین خواندم از خط ابیارئی بخش ۴ - بر تخت نشستن کمخا و هر یک را از جامها بشغل و عملی وابستن : چو بر تخت سلطان کمخا نشست بخش ۵ - درسر کشیدن رختها وصوف را بروی کمخا کشیدن : برینگونه چون دگمه چرخش نشاند بخش ۶ - در آگاه شدن کمخا از مخالفت آن رختها و بخود پیچیدن : کلاهی دو گوشی زناگه بگوش بخش ۷ - تعرض کردن حبر با مخیل در مجلس کمخا : در آن بارگه حبر آمد بپیش بخش ۸ - در ایلچی فرستادن کمخا و باج از صوف و سقرلاط طلب کردن : چنین گفت ابیاری خسروی بخش ۹ - در نشاندن صوف را بپادشاهی : بشاهی بشد صوف بر صندلی بخش ۱۰ - در بند کردن قباکه بایلچیکری آمده بود و غضب نمودن : سراسر سخنهای او باز راند