گنجور

باب چهارم در بیان آنکه حکمت در آفرینش چه بود

بدان که حق تعالی مردم را بجهت آن آفرید تا او را بشناسند و بپرستند کقوله تعالی: «و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون»، ای لیعرفون. یعنی نیافریدیم جنّیان را و آدمیان را مگر از برای آنکه حضرت ما را بشناسند و بپرستند. و در احادیث الهی چنین آمده است که داود نبی، علیه السلام، از حضرت حق تعالی سؤال کرد که الهی حکمت چه بود که عالم و آدم را پیدا کردی؟ خطاب آمد که: «کنت کنزاً مخفیاً فاحببت ان اعرف، فخلقت الخلق لکی اعرف». و معنی این حدیث قدسی را شیخ فریدالدین عطار در نظم بیان فرموده:

ز رب العزة اندر خواست داود
چه حکمت بود کآمد خلق موجود؟
جواب آمد که تا این گنج پنهان
که آن مائیم، بشناسند ایشان
تو از بهر شناسائی گنجی
به گلخن سر فرود آری برنجی

و چون معلوم شد که حق تعالی مردم را بجهت معرفت خود آفریده است، هر آینه باید که ایشان را استعداد آن داده باشد و الا مردم بی استعداد حق را نتوانند شناخت و حضرت حق را به دیدن و دانستن آیات و آثار قدرت او در آفاق و انفس توان شناخت و مردم را میسر نبود که در قعر دریا و عروق جبال روند و اسرار عالم سفلی را مشاهده کنند و بر افلاک برآیند و حقایق و دقایق عالم اعلی را ببینند و در انفس عالم ملکوت روند و احوال ارواح یعنی عقول و نفوس افلاک معلوم کنند و بر همگی صفات حق مطلع شوند و افعال خدای تبارک و تعالی در ابداع و اختراع موجودات بشناسند. پس اللّه تعالی از غایت عنایت هرچه در عالم آفریده بود از ظاهر و باطن و علوی و سفلی، مردم را بر آن مثال گردانید.

و همچنانکه عالم مسخر امر او است، تن مردم مسخر روح گردانید تا مردم از ترکیب اعضا و ترتیب اجزای خود بر عالم علوی و سفلی مطلع گردند و از دانستن صفات صفات حق تعالی را بشناسند، و از امر کردن روح ایشان بدن ایشان را بدانند که فرمان راندن جان ایشان در تن ایشان همچو فرمان راندن حق تعالی است در عالم. و ما این معنی به شرح بیان کنیم و محققان در این معنی چنین گفته​اند:

ای نسخۀ نامۀ الهی که تویی
وی آینۀ جمال شاهی که تویی
بیرون ز تو نیست هر چه در عالم هست
از خود بطلب هر آنچه خواهی که تویی

و رسول اللّه علیه السلام در این باب چنین فرموده که: «ان اللّه تعالی خلق آدم علی صورته».

اطلاعات

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
قالب شعری: مثنوی
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

بدان که حق تعالی مردم را بجهت آن آفرید تا او را بشناسند و بپرستند کقوله تعالی: «و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون»، ای لیعرفون. یعنی نیافریدیم جنّیان را و آدمیان را مگر از برای آنکه حضرت ما را بشناسند و بپرستند. و در احادیث الهی چنین آمده است که داود نبی، علیه السلام، از حضرت حق تعالی سؤال کرد که الهی حکمت چه بود که عالم و آدم را پیدا کردی؟ خطاب آمد که: «کنت کنزاً مخفیاً فاحببت ان اعرف، فخلقت الخلق لکی اعرف». و معنی این حدیث قدسی را شیخ فریدالدین عطار در نظم بیان فرموده:
هوش مصنوعی: خداوند مردم را خلق کرده است تا او را بشناسند و عبادتش کنند. در آیات قرآن آمده که هدف خلقت انسان و جن، پرستش و شناخت خداوند است. همچنین، در روایات آمده که داود نبی از خدا پرسید که دلیل خلقت عالم و انسان چیست و خداوند پاسخ داد که من گنجی نهفته بودم و خواستم شناخته شوم، به همین خاطر مخلوقات را آفریدم تا شناخته شوم.
ز رب العزة اندر خواست داود
چه حکمت بود کآمد خلق موجود؟
هوش مصنوعی: درخواست داود از خداوند چه دلیلی داشت که مخلوقات به وجود آمدند و این موضوع چه حکمت و معنایی در پشت آن نهفته است؟
جواب آمد که تا این گنج پنهان
که آن مائیم، بشناسند ایشان
هوش مصنوعی: پاسخ آمد که تا آن گنج پنهانی که ما هستیم، شناسایی شوند.
تو از بهر شناسائی گنجی
به گلخن سر فرود آری برنجی
هوش مصنوعی: تو برای پیدا کردن گنجی ارزشمند، باید در مکان‌های دور و نامناسب جستجو کنی.
و چون معلوم شد که حق تعالی مردم را بجهت معرفت خود آفریده است، هر آینه باید که ایشان را استعداد آن داده باشد و الا مردم بی استعداد حق را نتوانند شناخت و حضرت حق را به دیدن و دانستن آیات و آثار قدرت او در آفاق و انفس توان شناخت و مردم را میسر نبود که در قعر دریا و عروق جبال روند و اسرار عالم سفلی را مشاهده کنند و بر افلاک برآیند و حقایق و دقایق عالم اعلی را ببینند و در انفس عالم ملکوت روند و احوال ارواح یعنی عقول و نفوس افلاک معلوم کنند و بر همگی صفات حق مطلع شوند و افعال خدای تبارک و تعالی در ابداع و اختراع موجودات بشناسند. پس اللّه تعالی از غایت عنایت هرچه در عالم آفریده بود از ظاهر و باطن و علوی و سفلی، مردم را بر آن مثال گردانید.
هوش مصنوعی: خداوند انسان‌ها را برای شناخت خود آفریده است و بنابراین باید به آن‌ها استعداد و قابلیت این شناخت را داده باشد. در غیر این صورت، انسان‌ها نمی‌توانند خداوند را بشناسند. انسان‌ها می‌توانند از طریق دیدن و دانستن نشانه‌ها و آثار قدرت خداوند در عالم بیرونی و درون خود او را بشناسند. اما انسان‌ها نمی‌توانند به عمق دریاها یا کوه‌ها بروند و رازهای دنیاهای زیرین را ببینند، یا به آسمان‌ها صعود کرده و حقایق عالم بالاتر را درک کنند. همچنین نمی‌توانند به عالم ملکوت وارد شوند و اطلاعاتی درباره ارواح و عقل‌ها به دست آورند و از همه صفات الهی آگاه شوند. خداوند به خاطر محبت و لطفش، همه چیزهایی را که در عالم آفریده، چه محسوس و چه نامحسوس، چه در بالا و چه در پایین، به گونه‌ای خلق کرده که انسان‌ها بتوانند آن‌ها را بفهمند و درک کنند.
و همچنانکه عالم مسخر امر او است، تن مردم مسخر روح گردانید تا مردم از ترکیب اعضا و ترتیب اجزای خود بر عالم علوی و سفلی مطلع گردند و از دانستن صفات صفات حق تعالی را بشناسند، و از امر کردن روح ایشان بدن ایشان را بدانند که فرمان راندن جان ایشان در تن ایشان همچو فرمان راندن حق تعالی است در عالم. و ما این معنی به شرح بیان کنیم و محققان در این معنی چنین گفته​اند:
هوش مصنوعی: همچنانکه جهان تحت سلطه اراده خداوند است، بدن انسان‌ها نیز تسلیم روح قرار گرفته تا انسان‌ها از ترکیب اعضا و ترتیب اجزای خود، به آگاهی از عالم بالا و پایین برسند و از درک صفات خداوند آشنا شوند. این شناخت به آن‌ها کمک می‌کند که بفهمند چگونه روح آنان بر بدنشان فرمان می‌رانند، درست مثل اینکه خداوند در عالم هستی فرمان می‌دهد. این مفهوم را به تفصیل توضیح خواهیم داد و محققان نیز در این موضوع نظراتی بیان کرده‌اند.
ای نسخۀ نامۀ الهی که تویی
وی آینۀ جمال شاهی که تویی
هوش مصنوعی: ای تو نسخه‌ای از فرمان الهی و آینۀ زیبایی پادشاهی.
بیرون ز تو نیست هر چه در عالم هست
از خود بطلب هر آنچه خواهی که تویی
هوش مصنوعی: هر چیزی که در جهان وجود دارد، خارج از وجود تو نیست. هر آنچه می‌خواهی را از خودت طلب کن، زیرا تو خود منبع همه چیز هستی.
و رسول اللّه علیه السلام در این باب چنین فرموده که: «ان اللّه تعالی خلق آدم علی صورته».
هوش مصنوعی: پیامبر اسلام (ص) در این باره فرمودند: "خداوند تعالی آدم را به شکل خود خلق کرد."

حاشیه ها

1401/11/30 15:01
سیدمحمدحسین میرفخرائی

احتمالاً منظور شیخ شبستری از «محققان» در جملهٔ «و محققان در این معنی چنین گفته‌​اند» جناب مولانای رومی باشد، ازاین‌رو که رباعی با مطلع «ای نسخهٔ نامهٔ الهی که تویی» در شمار رباعیات دیوان شمس مندرج است (اینجا). بااین‌حال برخی نیز در انتساب آن به مولوی تردید کرده‌اند.