گنجور

غزل شمارهٔ ۶۱۲۱

عشقبازی بود دایم در جهان آیین من
چون سمندر بود از آتش بستر و بالین من
می شود در بستر تفسیده من گل گلاب
می گدازد شمع را سرگرمی بالین من
فارغ از فکر مکافاتم که خصم کینه جو
زنده زیر خاک باشد از غبار کین من
خواب این دلمردگان از مرگ سنگین تر بود
ورنه خون مرده گردد زنده از تلقین من
بر دل پر شور من دست نوازش بیهده است
پنجه مرجان چو دریا کی دهد تسکین من؟
نیست یک دل کز ملال خاطرم دلگیر نیست
باغ را در بسته دارد غنچه غمگین من
تلخکامی نیست چون من در میان خستگان
زهر چشم یار باشد شربت شیرین من
صائب از غیرت شود خون مشک در ناف غزال
هر کجا در جلوه آید خامه مشکین من

اطلاعات

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

عشقبازی بود دایم در جهان آیین من
چون سمندر بود از آتش بستر و بالین من
هوش مصنوعی: من همیشه در عشق و محبت مشغول بوده‌ام، مانند یک سمندر که با وجود آتش، به زندگی و آرامش خود ادامه می‌دهد.
می شود در بستر تفسیده من گل گلاب
می گدازد شمع را سرگرمی بالین من
هوش مصنوعی: در بستر آشفته و ناپاک من، گل گلابی می‌روید که شمع را در کنارم به سرگرمی مشغول می‌کند.
فارغ از فکر مکافاتم که خصم کینه جو
زنده زیر خاک باشد از غبار کین من
هوش مصنوعی: من از عواقب کارهایم نگران نیستم، زیرا دشمن داشته‌ام که هنوز از کینه‌ام رنج می‌برد، حتی اگر زیر خاک باشد.
خواب این دلمردگان از مرگ سنگین تر بود
ورنه خون مرده گردد زنده از تلقین من
هوش مصنوعی: خواب کسانی که مرده هستند، از مرگ خودشان سنگین‌تر و سخت‌تر است، وگرنه با تأثیر سخنان من، می‌توان خون مرده‌ها را زنده کرد.
بر دل پر شور من دست نوازش بیهده است
پنجه مرجان چو دریا کی دهد تسکین من؟
هوش مصنوعی: دل پرهیجان من نیازمند آرامش است، اما نوازش‌های بیهوده نمی‌تواند به من تسکین دهد؛ مانند اینکه دریای عمیق، چگونه می‌تواند به من آرامش بخشد وقتی پنجه مرجان به آن می‌رسد؟
نیست یک دل کز ملال خاطرم دلگیر نیست
باغ را در بسته دارد غنچه غمگین من
هوش مصنوعی: هیچ دلی وجود ندارد که از غم و اندوه من متاثر نشده باشد. باغی که در آن درب بسته است، باعث می‌شود غنچه‌ای که در آنجا است ناامید و غمگین باشد.
تلخکامی نیست چون من در میان خستگان
زهر چشم یار باشد شربت شیرین من
هوش مصنوعی: هیچ تلخی‌ای نمی‌تواند مانند زهر چشمی باشد که محبوبم دارد، چرا که من در مقابل خستگان تنها یک شربت شیرین هستم.
صائب از غیرت شود خون مشک در ناف غزال
هر کجا در جلوه آید خامه مشکین من
هوش مصنوعی: اگر غیرت و حسد بخواهد، خون مشکی که از غزال به دلیل زیبایی‌اش می‌ریزد، در هر جایی که زیبایی و جلوه‌ای مشاهده شود، در خط نوشته من نمایان می‌شود.