گنجور

غزل شمارهٔ ۶۱۲۰

اهل معنی گرچه خاموشند از تحسین من
غوطه در خون می زنند از معنی رنگین من
سکته بی دردی از خواب عدم سنگین ترست
ورنه خون مرده گردد زنده از تلقین من
در جگرگاه نواسنجان این بستانسرا
تیغها خوابیده از هر مصرع رنگین من
از ید بیضای کلک من جهانی روشن است
گر به ظاهر نیست شمعی بر سر بالین من
مایه دار معنیم، دعوی نمی دانم که چیست
خودفروشی نیست چون بی مایگان آیین من
دیده یوسف شناس از خود بود منت پذیر
می کند تحسین خود، هر کس کند تحسین من
صور محشر پاره سازد گر گلوی خویش را
برنمی گردد صدا از کوه با تمکین من
نیست از منع تماشایی پر از گل گلشنم
دست و پا از جوش گل گم می کند گلچین من
شهد گفتار مرا صائب قوام دیگرست
خامه ها را کرد بی شق معنی شیرین من

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

اهل معنی گرچه خاموشند از تحسین من
غوطه در خون می زنند از معنی رنگین من
هوش مصنوعی: افراد عمیق و فهمیده، هرچند که در ظاهر ساکت و خاموش به نظر می‌رسند، اما در دلشان از تحسین و admiration من غرق در احساسات و شور و شوق هستند و به خاطر عمق معانی من، به نوعی در حال جان‌نثار کردن هستند.
سکته بی دردی از خواب عدم سنگین ترست
ورنه خون مرده گردد زنده از تلقین من
هوش مصنوعی: خواب سنگین عدم بر اثر سکته هم می‌تواند بی‌درد باشد، اما اگر نه، می‌توان با تلقین و راهنمایی درست، حتی کسی که به نظر مرده می‌رسد را زنده کرد.
در جگرگاه نواسنجان این بستانسرا
تیغها خوابیده از هر مصرع رنگین من
هوش مصنوعی: در دل باغی که نواهای موزون در آن طنین‌انداز است، تیغ‌های رنگارنگی از هر قسمت شعر خوابیده‌اند.
از ید بیضای کلک من جهانی روشن است
گر به ظاهر نیست شمعی بر سر بالین من
هوش مصنوعی: توانایی خلاقیت من به قدری وسیع و اثرگذار است که جهان را روشن می‌کند، حتی اگر به ظاهر مشعلی در کنار من نباشد.
مایه دار معنیم، دعوی نمی دانم که چیست
خودفروشی نیست چون بی مایگان آیین من
هوش مصنوعی: من روحی غنی و پرمحتوا دارم و نمی‌دانم که خود را به چه چیزی می‌فروشم. چون من با کسانی که از معنای واقعی زندگی بی‌بهره‌اند، رفتار نمی‌کنم.
دیده یوسف شناس از خود بود منت پذیر
می کند تحسین خود، هر کس کند تحسین من
هوش مصنوعی: چشم یوسف، خود را می‌شناسد و با کمال میل تحسین دیگران را قبول می‌کند، هر کسی که من را تحسین کند.
صور محشر پاره سازد گر گلوی خویش را
برنمی گردد صدا از کوه با تمکین من
هوش مصنوعی: اگر روز قیامت صحنه‌ها وحشتناک باشد و هر کسی بخواهد فریاد بزند، اما صدا از کوه‌ها تنها در سکوت و آرامش من به گوش می‌رسد.
نیست از منع تماشایی پر از گل گلشنم
دست و پا از جوش گل گم می کند گلچین من
هوش مصنوعی: در دل گلستانی که پر از زیبایی و گل است، هیچ چیز نمی‌تواند مانع من شود. در این حال و هوا، خودم را در میان گل‌ها گم کرده‌ام و هیچ کس به جز گلچین من نمی‌تواند آن را حس کند.
شهد گفتار مرا صائب قوام دیگرست
خامه ها را کرد بی شق معنی شیرین من
هوش مصنوعی: شهد گفتار من، مانند حلاوتی است که صائب را مجذوب کرده، اما به زعم او، معنا و اهمیت آن بسیار بیشتر از صرفاً شیرینی کلمات است. قلم‌ها نمی‌توانند به خوبی احساسات و عمق مفهومی که من بیان می‌کنم را منتقل کنند.