گنجور

غزل شمارهٔ ۵۷۸۳

از آفتاب رنگ نبازد ستاره ام
دل زنده از محیط برآید شراره ام
خورشید محشرست دل آتشین من
صبح قیامت است گریبان پاره ام
نور نگاه چشم غزالان وحشیم
هم در میان مردم و هم بر کناره ام
آن بیدلم که کشتی طوفان رسیده بود
در طفلی از تپیدن دل گاهواره ام
رطل گران خاک بود نقش پای من
تا از شراب عشق تو مست گذاره ام
تا قامت تو سایه نیفکند بر سرم
روشن نگشت معنی عمر دوباره ام
شد برگ زرد و رنگ نگرداند میوه ام
عمرم تمام گشت و همان نیمکاره ام
چون موج از تردد خاطر درین محیط
صائب یکی شده است میان و کناره ام

اطلاعات

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

از آفتاب رنگ نبازد ستاره ام
دل زنده از محیط برآید شراره ام
هوش مصنوعی: ستاره‌ام درخشش‌اش را از نور خورشید از دست نمی‌دهد و دل‌زنده‌ام با شور و هیجان از دنیای پیرامونم سر برمی‌آورد.
خورشید محشرست دل آتشین من
صبح قیامت است گریبان پاره ام
هوش مصنوعی: دل من مانند خورشید در روز قیامت در حال زبانه کشیدن است و گویی صبح قیامت فرا رسیده است. من دردی عمیق دارم که به شدت مرا می‌آزارد و گویی پیراهنم با این درد پاره شده است.
نور نگاه چشم غزالان وحشیم
هم در میان مردم و هم بر کناره ام
هوش مصنوعی: نگاه و زیبایی چشم‌های من مانند نور غزالانی است که هم در میان مردم و هم در کنار من مشاهده می‌شود.
آن بیدلم که کشتی طوفان رسیده بود
در طفلی از تپیدن دل گاهواره ام
هوش مصنوعی: در کودکی، قلب من مثل یک گهواره از شدت احساسات و تپیدن می‌جنبید و حالا به نظر می‌رسد که مثل یک درخت بید تحت تأثیر طوفان‌ها قرار گرفته‌ام.
رطل گران خاک بود نقش پای من
تا از شراب عشق تو مست گذاره ام
هوش مصنوعی: وزن سنگین خاک، نشان پای من است، تا وقتی که از شراب عشق تو سرمست می‌شوم.
تا قامت تو سایه نیفکند بر سرم
روشن نگشت معنی عمر دوباره ام
هوش مصنوعی: تا زمانی که سایه‌ی تو بر من نیفتد، زندگی‌ام روشن نخواهد شد و معنای زندگی دوباره‌ام واضح نخواهد بود.
شد برگ زرد و رنگ نگرداند میوه ام
عمرم تمام گشت و همان نیمکاره ام
هوش مصنوعی: از بین رفتن و تغییر رنگ برگ‌ها نشان‌دهنده‌ی نزدیک شدن به پایان فصل و زندگی‌ام است. میوه‌ام هنوز به کمال نرسیده و احساس می‌کنم عمرم به سرعت در حال گذر است و به تمامیت نرسیده‌ام.
چون موج از تردد خاطر درین محیط
صائب یکی شده است میان و کناره ام
هوش مصنوعی: مانند موجی که در این فضا به خاطر تردد احساسات به وجود آمده، من نیز در میان و حاشیه‌ام به یک حالت واحد تبدیل شده‌ام.