گنجور

غزل شمارهٔ ۴۳۵۲

چشم تو که پروای نظر باز ندارد
چون است که از سرمه نظر باز ندارد
اهل دل وحرف گله آمیز محال است
در قافله ما جرس آواز ندارد
طومار شکایت چه به دستش دهی ای دل
پروای سر زلف خود از ناز ندارد
چون رو به ره شوق گذاریم که از ضعف
رنگ رخ ما قوت پرواز ندارد
گل آب شد از ذوق نواسنجی بلبل
آتش اثر شعله آواز ندارد
هر کس نتواند به تو حال دل خود گفت
هر تیغ زبان جوهر این راز ندارد
کبکی که نریزد ز لبش قهقهه شوق
شایستگی چنگل شهباز ندارد
صائب من وتو بلبل دستان زن شوقیم
ما را ز نوا فصل خزان باز ندارد

اطلاعات

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

چشم تو که پروای نظر باز ندارد
چون است که از سرمه نظر باز ندارد
هوش مصنوعی: چشم تو به قدری زیبا و دلربا است که نمی‌تواند به راحتی به کسی نگاه کند. مانند این است که سرمه‌ای (که برای آرایش چشم استفاده می‌شود) از باز شدن نگاهش جلوگیری می‌کند.
اهل دل وحرف گله آمیز محال است
در قافله ما جرس آواز ندارد
هوش مصنوعی: افراد با دل پاک و نیت نیک نمی‌توانند در جمع ما انتقاد و شکایت کنند؛ زیرا در میان ما صدای زنگ خوش نمی‌آید.
طومار شکایت چه به دستش دهی ای دل
پروای سر زلف خود از ناز ندارد
هوش مصنوعی: دل، اگر به کسی شکایت کنی، چه فایده دارد؟ چون آن که نگهدار سر زلفش است اصلاً دلش به حال تو نمی‌سوزد و از نازش بی‌خبر است.
چون رو به ره شوق گذاریم که از ضعف
رنگ رخ ما قوت پرواز ندارد
هوش مصنوعی: زمانی که با اشتیاق به سوی هدف می‌رویم، متوجه می‌شویم که به خاطر ضعف در چهره‌مان، امکانات و قدرت پرواز نداریم.
گل آب شد از ذوق نواسنجی بلبل
آتش اثر شعله آواز ندارد
هوش مصنوعی: گل به خاطر لذت و شادی ناشی از نغمه‌خوانی بلبل، پژمرده و آب شد؛ به طوری که اثر آتش و شعله‌ور شدن آواز بلبل در آن احساس نشد.
هر کس نتواند به تو حال دل خود گفت
هر تیغ زبان جوهر این راز ندارد
هوش مصنوعی: هر انسانی که نتواند احساسات و دردهای خود را با تو در میان بگذارد، مانند این است که هیچ زبانی نمی‌تواند به عمق این راز پی ببرد.
کبکی که نریزد ز لبش قهقهه شوق
شایستگی چنگل شهباز ندارد
هوش مصنوعی: اگر کبکی نتواند از خوشحالی بخندد، نشان‌دهنده این است که شایستگی پرواز در آسمان را ندارد.
صائب من وتو بلبل دستان زن شوقیم
ما را ز نوا فصل خزان باز ندارد
هوش مصنوعی: ما دو بلبل هستیم که در باغ آرزوها آواز می‌خوانیم، ما را در این زمستان اندوهگین، شوق و نوا از فصل خزان دور نمی‌کند.