گنجور

غزل شمارهٔ ۴۱۸۲

بی حاصلی که تربیت بید می کند
این شغل پوچ را به چه امید می کند
چون خضر هرکه ذوق شهادت نیافته است
رغبت به زندگانی جاوید می کند
از برگ بهر قتل خود آماده است تیغ
بی حاصلی نگر که چه با بید می کند
نشنیده است بلبل بی درد بوی عشق
این ناله های زار به تقلید می کند
چون شبنم آن کسی که بلندست همتش
دامن گره به دامن خورشید می کند
کوه از صدای خوش چه عجب گرز جا رود
گردون طرب به نغمه ناهید می کند
دست از اثر مدار که تا جام هست خلق
بی اختیار یاد ز جمشید می کند
بی گفتگو ز معنی تجرید غافل است
آن ساده دل که دعوی تجرید می کند
بی طالعی که شکوه ندارد ز روزگار
روز سیاه خویش شب عید می کند
از فکر زلف وروی تو آن کس که فارغ است
شب روز و روز شب به چه امید می کند
هر کس صفیر خامه صائب شنیده است
کی گوش بر ترانه ناهید می کند

اطلاعات

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

بی حاصلی که تربیت بید می کند
این شغل پوچ را به چه امید می کند
هوش مصنوعی: تربیت بی‌حاصل و بدون نتیجه‌ای که به مانند درخت بید است، چرا باید به این کار بی‌فایده ادامه دهد؟
چون خضر هرکه ذوق شهادت نیافته است
رغبت به زندگانی جاوید می کند
هوش مصنوعی: افرادی که طعم و لذت شهادت را نچشیده‌اند، به زندگی ابدی و جاودانه تمایل دارند و به آن دیوانه‌وار علاقه‌مند می‌شوند.
از برگ بهر قتل خود آماده است تیغ
بی حاصلی نگر که چه با بید می کند
هوش مصنوعی: تیغی که هیچ فایده‌ای ندارد، از برگ‌های درخت برای کشتن خود بهره می‌گیرد و باید دید با درخت بید چه می‌کند.
نشنیده است بلبل بی درد بوی عشق
این ناله های زار به تقلید می کند
هوش مصنوعی: بلبل بی‌درد نمی‌تواند بوی عشق را حس کند، اما اینجا ناله‌های غمگین را مثل تقلیدکنندگان به زبان می‌آورد.
چون شبنم آن کسی که بلندست همتش
دامن گره به دامن خورشید می کند
هوش مصنوعی: کسی که دارای اراده و همت بلند است، مانند شبنم، به طور طبیعی به دیگران و به زندگی اطرافش تأثیر مثبت می‌گذارد و به آنان کمک می‌کند تا شکوفا شوند.
کوه از صدای خوش چه عجب گرز جا رود
گردون طرب به نغمه ناهید می کند
هوش مصنوعی: کوه از صدای دلنشین چه تعجبی دارد، وقتی که آسمان برای نغمه‌ی ناهید می‌لرزد و شادی می‌کند.
دست از اثر مدار که تا جام هست خلق
بی اختیار یاد ز جمشید می کند
هوش مصنوعی: هرگز از تأثیر خود غافل نشو، زیرا تا وقتی که شراب وجود دارد، مردم به طور طبیعی به یاد جمشید می‌افتند.
بی گفتگو ز معنی تجرید غافل است
آن ساده دل که دعوی تجرید می کند
هوش مصنوعی: آن کسی که در ادعای پاکی و آزادی از همه چیز به سر می‌برد، در واقع از عمق و حقیقت این مفهوم بی‌خبر و ناآگاه است.
بی طالعی که شکوه ندارد ز روزگار
روز سیاه خویش شب عید می کند
هوش مصنوعی: کسی که از ناامیدی بی‌خبر است، از بدبختی‌اش گله‌ای ندارد و مثل روز عید، شب را سپری می‌کند.
از فکر زلف وروی تو آن کس که فارغ است
شب روز و روز شب به چه امید می کند
هوش مصنوعی: کسی که از فکر زلف و چهره تو جداست، بی‌دلی و بی‌خیالی اش را در شب و روز چگونه توجیه می‌کند؟
هر کس صفیر خامه صائب شنیده است
کی گوش بر ترانه ناهید می کند
هوش مصنوعی: هر کسی صدای دلنشین شعرهای صائب را شنیده باشد، دیگر گوش به نغمه‌های ناهید (الهه عشق و زیبایی) نمی‌دهد.