گنجور

غزل شمارهٔ ۲۳۴۱

سر گردان چند از من آن سرو خرامان بگذرد
از غبار هستی من دامن افشان بگذرد
دل زمن می گیرد و روی دلش با دیگری است
اینچنین ظلمی مگر در کافرستان بگذرد
مرکز پرگار گردون گردد از آسودگی
هر سر آزاده ای کز فکر سامان بگذرد
سر بر آرد از گریبان حیات جاودان
هر که زیر تیغ جانان از سر جان بگذرد
با دو صد امید خاک راه او گردیده ام
آه اگر از خاک من برچیده دامان بگذرد
چون من حیران توانم از تماشایش گذشت؟
آب نتوانست از آن سرو خرامان بگذرد
در حریم وصل از نومیدی من آگه است
با دهان خشک هر کس زآب حیوان بگذرد
در برون باغ بوی گل مرا دیوانه کرد
تا چها بر بلبل از قرب گلستان بگذرد
در زمین پاک صائب قطره گوهر می شود
از صدف ظلم است خشک آن ابر نیسان بگذرد

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

سر گردان چند از من آن سرو خرامان بگذرد
از غبار هستی من دامن افشان بگذرد
هوش مصنوعی: چند بار باید من به تماشای آن سرو خوش‌رو بپردازم که با زیبایی‌اش از گرد و غبار زندگی من عبور می‌کند و دامنش را به نشانه حُسن و لطافت می‌افشاند؟
دل زمن می گیرد و روی دلش با دیگری است
اینچنین ظلمی مگر در کافرستان بگذرد
هوش مصنوعی: دل من به خاطر محبت Someone دیگر داغان و غمگین است، در حالی که او چهره‌اش را به سوی شخص دیگری می‌اورد. آیا اینگونه بی‌رحمی تنها در سرزمین‌های کافران اتفاق می‌افتد؟
مرکز پرگار گردون گردد از آسودگی
هر سر آزاده ای کز فکر سامان بگذرد
هوش مصنوعی: مرکز دایره‌ی زندگی به آرامش هر فرد آزاد که از دغدغه‌ها و نگرانی‌ها رهایی یابد، تبدیل می‌شود.
سر بر آرد از گریبان حیات جاودان
هر که زیر تیغ جانان از سر جان بگذرد
هوش مصنوعی: هر کسی که از عشق محبوبش جان خود را فدای او کند، در نهایت به زندگی جاودانه‌ای دست پیدا می‌کند.
با دو صد امید خاک راه او گردیده ام
آه اگر از خاک من برچیده دامان بگذرد
هوش مصنوعی: با امید و آرزوی بسیار، به پای راه او نشسته‌ام. افسوس که اگر او از کنار من بگذرد، هیچ نشانی از من نخواهد ماند.
چون من حیران توانم از تماشایش گذشت؟
آب نتوانست از آن سرو خرامان بگذرد
هوش مصنوعی: چطور می‌توانم از زیبایی او بگذرم در حالی که خودم در حیرت‌ام؟ هیچ چیز نتوانسته از جنبش آن سرو زیبا عبور کند.
در حریم وصل از نومیدی من آگه است
با دهان خشک هر کس زآب حیوان بگذرد
هوش مصنوعی: در دنیای عشق و وصال، ناامیدی من برای دیگران روشن است. هر کسی که از آب زندگی عبور کند، مثل من که برای تشنگی خود به دنبال آن هستم، دلیلی برای ناامیدی دارد.
در برون باغ بوی گل مرا دیوانه کرد
تا چها بر بلبل از قرب گلستان بگذرد
هوش مصنوعی: بوی گل در باغ بیرون، مرا بسیار شوریده و مجذوب کرده است، تا جایی که بلبل از نزدیکی گلستان عبور می‌کند.
در زمین پاک صائب قطره گوهر می شود
از صدف ظلم است خشک آن ابر نیسان بگذرد
هوش مصنوعی: در زمین پاک، اگر قطره‌ای از گوهر به دست بیاید، نشانه‌ای است از ظلمانی که در ابر را می‌پوشاند. این نشان می‌دهد که اگر ابر نیسان بگذرد، بارندگی و برکت در آن زمین به وجود خواهد آمد.

حاشیه ها

1394/09/17 05:12
ناشناس

بیت 1
غلط: سرگردان
درست : سرکران