گنجور

غزل شمارهٔ ۱۳۸۶

حیف خود با آه گرم از آسمان باید گرفت
آتشی تا هست زور این کمان باید گرفت
از سخن بسیار گفتن، می شود کوته حیات
توسن عمر سبکرو را عنان باید گرفت
آبهای تیره روشن می شود ز استادگی
گوشه ای تا ممکن است از مردمان باید گرفت
طفل بدخو را نمی سازد ترشرویی خموش
تلخ گویان را به شیرینی دهان باید گرفت
گرچه دامان وسایل پرده بیگانگی است
دامن شب به زاری و فغان باید گرفت
مرگ تلخ از زندگی خوشتر بود در کشوری
کز دهان سگ هما را استخوان باید گرفت
تا به زردی آفتاب عمر ننهاده است روی
داد خود از باده چون ارغوان باید گرفت
ساغر لبریز می ریزد ز دست رعشه دار
در جوانی ها تمتع از جهان باید گرفت
پرده دام است خاک نرم این بستانسرا
بر سر شاخ بلندی آشیان باید گرفت
ظلم باشد در تماشا خرج کردن عمر را
تا نظر بازست عبرت از جهان باید گرفت
صید فربه بی گداز تن نمی آید به دست
مشق پیچ و تاب ازان موی میان باید گرفت
حفظ زر را نیست تدبیری به از بذل زکات
خون گلها را ز منع باغبان باید گرفت
دولت جاوید اگر صائب تمنا می کنی
ملک معنی را به شمشیر زبان باید گرفت

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

حیف خود با آه گرم از آسمان باید گرفت
آتشی تا هست زور این کمان باید گرفت
هوش مصنوعی: برای اینکه از نیرومندی این کمان بهره‌برداری کنیم، باید با تلاشی عمیق و جدی از احساسات خود استفاده کنیم و آتش و انرژی لازم را برانگیزیم. زندگی نیازمند فعالیت و تلاش است، و باید از هر فرصتی بهره‌برداری کنیم.
از سخن بسیار گفتن، می شود کوته حیات
توسن عمر سبکرو را عنان باید گرفت
هوش مصنوعی: اگر بیش از حد صحبت کنی، ممکن است عمر کوتاه شود؛ پس باید کنترل و مدیریت زندگی‌ات را در دست بگیری.
آبهای تیره روشن می شود ز استادگی
گوشه ای تا ممکن است از مردمان باید گرفت
هوش مصنوعی: آب‌های تیره زمانی روشن می‌شوند که در گوشه‌ای از مهارت و تجربه راهی پیدا شود. باید از انسان‌ها آموخت تا این روشنایی به دست آید.
طفل بدخو را نمی سازد ترشرویی خموش
تلخ گویان را به شیرینی دهان باید گرفت
هوش مصنوعی: کودک بدخلق را نباید با رفتارهای خشمگینانه اصلاح کرد؛ بلکه باید با زبان شیرین و نرم با او صحبت کرد تا تغییر کند.
گرچه دامان وسایل پرده بیگانگی است
دامن شب به زاری و فغان باید گرفت
هوش مصنوعی: اگرچه دنیای مادی باعث جدایی و فاصله می‌شود، اما باید در شب با ناله و گریه به سوی خداوند روی بیاوریم.
مرگ تلخ از زندگی خوشتر بود در کشوری
کز دهان سگ هما را استخوان باید گرفت
هوش مصنوعی: مرگ دردناک بهتر از زندگی در جایی است که برای رسیدن به آرزوها باید سختی‌های زیادی را تحمل کرد و از دیگران درخواست کمک کرد.
تا به زردی آفتاب عمر ننهاده است روی
داد خود از باده چون ارغوان باید گرفت
هوش مصنوعی: تا وقتی که عمر ما به زردی آفتاب نرسیده، باید از خوشی‌ها و سرورهایی که مانند باده و رنگ ارغوانی هستند، بهره‌مند شویم.
ساغر لبریز می ریزد ز دست رعشه دار
در جوانی ها تمتع از جهان باید گرفت
هوش مصنوعی: در جوانی باید از لذت‌های زندگی بهره‌مند شد، چرا که زمان جوانی سریع می‌گذرد و باید از هر فرصتی برای شادی و استفاده از زیبایی‌های دنیا استفاده کرد.
پرده دام است خاک نرم این بستانسرا
بر سر شاخ بلندی آشیان باید گرفت
هوش مصنوعی: این زمین نرم و زیبا مانند پرده‌ای است که ما را از دنیای بیرون محافظت می‌کند. برای ساختن آشیانه، باید به جایی بلند و ایمن برویم تا از بالای آن به دنیا نگاه کنیم.
ظلم باشد در تماشا خرج کردن عمر را
تا نظر بازست عبرت از جهان باید گرفت
هوش مصنوعی: صرف کردن عمر برای تماشا و سرگردانی در دنیا ظلم است؛ باید از دنیا درس عبرت گرفت و به معنای واقعی زندگی پرداخت.
صید فربه بی گداز تن نمی آید به دست
مشق پیچ و تاب ازان موی میان باید گرفت
هوش مصنوعی: شکار کردن یک حیوان چاق و فربه آسان نیست و به تجربه و مهارت نیاز دارد. برای دستیابی به چنین شکارهایی، باید دقت و توجه خاصی به کار برد و از هنر و مهارت در کارهای مختلف بهره گرفت، به ویژه در کار با موهای پیچ‌خورده و نرم.
حفظ زر را نیست تدبیری به از بذل زکات
خون گلها را ز منع باغبان باید گرفت
هوش مصنوعی: برای حفظ و نگهداری ثروت، بهتر از پرداخت زکات هیچ تدبیری وجود ندارد. برای جلوگیری از آسیب به گل‌ها، باید از باغبان خواست که آنها را در امان نگه دارد.
دولت جاوید اگر صائب تمنا می کنی
ملک معنی را به شمشیر زبان باید گرفت
هوش مصنوعی: اگر می‌خواهی به خوشبختی و پیروزی دائمی دست یابی، باید با هنر سخن‌وری و قدرت بیان به جستجوی حقیقت و معنا بپردازی.