اطلاعات
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
ما قلم در سر کشیدیم اختیار خویش را
اختیار آن است کاو قسمت کند درویش را
هوش مصنوعی: ما قلم را در دست گرفتیم تا با آن اراده خود را به پیش ببریم؛ اختیار واقعی آن کسی است که سرنوشت درویش را رقم میزند.
آن که مکنت بیش از آن خواهد که قسمت کردهاند
گو طمع کم کن که زحمت بیش باشد بیش را
هوش مصنوعی: کسی که میخواهد برای خود ثروت بیشتری نسبت به آنچه تقسیم شده، داشته باشد، باید بداند که هر چه بیشتر بخواهد، زحمت بیشتری هم خواهد کشید. پس بهتر است کمتر طمع کند.
خمر دنیا با خمار و گل به خار آمیختهست
نوش میخواهی هلا! گر پای داری نیش را
هوش مصنوعی: دنیا به زیبایی و جذابیتهایش آمیخته است، اما در این میان، درد و رنجی نیز وجود دارد. اگر خواهان لذت و خوشی هستی، باید تحمل سختیها و خطرات را نیز داشته باشی.
ای که خواب آلوده واپس ماندهای از کاروان
جهد کن تا بازیابی همرهان خویش را
هوش مصنوعی: ای کسی که از کاروان عقب ماندهای و هنوز خواب آلودی، تلاش کن تا دوباره دوستان و همرهان خود را پیدا کنی.
در تو آن مردی نمیبینم که کافر بشکنی
بشکن ار مردی هوای نفس کافر کیش را
هوش مصنوعی: من در تو مردانی را نمیبینم که بتوانند به چالشی بزرگ بپردازند. اگر مردی هستی، باید با هوسهای نفسانی که به کفر میانجامد، مبارزه کنی.
آن گه از خواب اندر آید مردم نادان که مرد
چون شبان آن گه که گرگ افکنده باشد میش را
هوش مصنوعی: زمانی که انسانهای نادان به حقیقت پی خواهند برد که مانند شبان، وقتی گرگ، میشها را به شکار میبرد.
خویشتن را خیر خواهی خیرخواه خلق باش
زآن که هرگز بد نباشد نفس نیکاندیش را
هوش مصنوعی: به دیگران خیر و نیکی برسان و برای خودت هم خیرخواهی کن، چرا که نفس خوباندیش هیچگاه به بدی نمیرود.
آدمیت رحم بر بیچارگان آوردن است
کآدمی را تن بلرزد چون ببیند ریش را
هوش مصنوعی: انسانیت یعنی رحمت و محبت به کسانی که در سختی و مشکلات هستند؛ این احساس انسان را تکان میدهد وقتی که رنج و ظلم بر دیگران را ببیند و متوجه شود که آنها هم مثل خود او میتوانند در موقعیتهای سخت قرار بگیرند.
راستی کردند و فرمودند مردان خدای
ای فقیه اول نصیحت گوی نفس خویش را
هوش مصنوعی: مردان خدا به راستی عمل کردند و گفتند: ای فقیه، ابتدا خودت را نصیحت کن.
آنچه نفس خویش را خواهی حرامت سعدیا
گر نخواهی همچنان بیگانه را و خویش را
هوش مصنوعی: هر چیزی که میخواهی برای خودت حرام کن، سعدی، چون اگر آن را نخواهی، فرقی بین خودت و دیگران نیست.
حاشیه ها
احتمالا بیت شش باید این طور باشه:"آنگه از خواب اندر آید مردم نادان که مرد"
مصرع اول در شعر دیگری از سعدی هم آمده است:
ما قلم در سر کشیدیم اختیار خویش را
نفس ما قربان توست و رخت ما یغمای تو
1401/08/03 08:11
امیرحسین آریا
از قلم و دیدگاهِ این استادِ سخن انسان به حیرت می ماند :
ابتدا ی غزل نصیحت میکند
میانه ی غزل به خواننده امید می دهد و اورا به حرکت و جهد می خواند و راهِ درستِ جهد را به خواننده نشان میدهد
در انتها با نهیب زدن به خود ( که سعدی اگر این حرف ها و مواعظ را خودت انجام ندهی هرچه خوردی و دیدی و گفتی و خواستی ، ازهمه مهم تر در آینده میخواهی ، حرامت باشد )
در واقع به خواننده آموزش میدهد که اگر روزی خواستی تو هم دیگران را نصیحت کنی ابتدا " اعمال " خودت را اصلاح کن
به زبانی دیگر از مخاطب خواستارِ تفکر نیکو و خیر خواهانه برای دیگران و اعمالِ حساب شده و اصلاح در جهتِ تعالی و رشد فردی است که نهایتا به رشد و تعالی جامعه ختم می شود
اما حیرتم زمانی دوصد چندان می شود که بیت نخست را دوباره میخوانم ...
به یادِ این شعر از استاد می افتم
«سعدی! چو جورش میبری نزدیک او دیگر مرو»
ای بیبصر! من میروم او میکشد قلاب را