شمارهٔ ۱۴
خدایگان جهان شهریار روی زمین
تویی که رایت عزمت همیشه منصور است
به زنده کردن ارواح نصرت و تایید
صدای نوبت تو همچو نوبت صور است
به یاد بزم تو گردون صبوح کرد مگر
که صوت مرغان همچون نوای طنبوراست؟
تنگ شرابی مسکین بنفشه بین که بگاه
سرش فرو شد و نرگس هنوز مخمور است
شنیده ام که زبانی به ذکر من بگشود
کسی که او به زبان جلال مذکور است
درین شرف که مرا دست دادنتوان گفت
که سعی بخت و زمانه چگونه مشکور است
ورای این ز سعادت مقام دیگر نیست
برون از آنک ز ادراک آدمی دور است
مرا به دانش تنها زمانه حاسد بود
چنانکه در همه شهر این حدیث مشهور است
کنون عنایت خسرو بدان اضافت شد
اگر حسد برد از من زمانه معذور است؟
اطلاعات
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: قطعه
منبع اولیه: سیاوش جعفری
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
خدایگان جهان شهریار روی زمین
تویی که رایت عزمت همیشه منصور است
هوش مصنوعی: ای خدای بزرگ، تو فرمانروای زمین هستی و پرچم عظمت تو همیشه پیروز است.
به زنده کردن ارواح نصرت و تایید
صدای نوبت تو همچو نوبت صور است
هوش مصنوعی: این جمله به معنای این است که با احیای روحها و حمایت از آنها، صدای نوبت تو شبیه به صدای شیپور قیامت است.
به یاد بزم تو گردون صبوح کرد مگر
که صوت مرغان همچون نوای طنبوراست؟
هوش مصنوعی: آسمان به خاطر یاد جشن تو صبح را سرشار از شادی کرد، آیا صدای پرندگان مانند نواختن طنبور نیست؟
تنگ شرابی مسکین بنفشه بین که بگاه
سرش فرو شد و نرگس هنوز مخمور است
هوش مصنوعی: در اینجا تصویر شرابی بینوا و گیاه بنفشهای دیده میشود که سرش پایین افتاده و هنوز نرگس از مستی و سرخوشی برخوردار است. این بیان نشاندهنده حالتی از ناتوانی و غفلت است در مقابل وجود شاداب و سرزنده نرگس.
شنیده ام که زبانی به ذکر من بگشود
کسی که او به زبان جلال مذکور است
هوش مصنوعی: شنیدهام که کسی به زبان زیبایی از من سخن گفته است، کسی که خودش در اوج عظمت و جلال قرار دارد.
درین شرف که مرا دست دادنتوان گفت
که سعی بخت و زمانه چگونه مشکور است
هوش مصنوعی: در این موقعیتی که به من لطف کردهای، نمیتوانم بگویم که تلاش شانس و زمان چقدر شکرگزار است.
ورای این ز سعادت مقام دیگر نیست
برون از آنک ز ادراک آدمی دور است
هوش مصنوعی: بالاتر از این، جایی برای سعادت وجود ندارد و آنچه در این مقام است، خارج از درک انسان است.
مرا به دانش تنها زمانه حاسد بود
چنانکه در همه شهر این حدیث مشهور است
هوش مصنوعی: تنها چیزی که در این دنیا به من حسادت میورزید، دانش من بود و این موضوع به قدری معروف است که در تمام شهر دربارهاش صحبت میشود.
کنون عنایت خسرو بدان اضافت شد
اگر حسد برد از من زمانه معذور است؟
هوش مصنوعی: اکنون توجه و محبت پادشاه نسبت به من بیشتر شده است. اگر زمانه بخواهد حسادت کند و از من کینه به دل بگیرد، باید آن را ببخشید.