شمارهٔ ۱۳
سلخ ماه طرب و غره شهر الم است
نوبت ماتم خورشید کواکب حشم است
آسمان کرده به خون شه دین ساز مصاف
سپهش اختر وطغرای هلالش رقم است
تکر گردون سزد ار شد حبشی جامه از آنک
قتل میر عرب و ماتم شاه عجم است
تا قیامت اگر از چشمه چشم مه و مهر
عوض اشک رود سیل شفق فام کم است
ناله شش جهت از غایله سوک تو راست
قامت نه فلک از بار ملال تو خم است
دو جهان از سر جان گر همه خیزند رواست
در ره ماتم تو ترک سر اول قدم است
عرشیان را همه از گرد الم تن تل خاک
فرشیان را همه از اشک عزا دیده یم است
بر همه اهل زنا قرعه عیش و طرب است
بر همه آل علی قسمت جور و ستم است
ناله بر کش ز دل امکان فغان تا به دل است
خون فشان از مژه تا در مژه آثار نم است
این چنین خیره ندانستمت ای گرگ سپهر
می بری سر به ستم گر همه صید حرم است
جرم یغما که فزون است به کیهان ز حساب
چون تواش واسطه روز حسابی چه غم است
اطلاعات
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
سلخ ماه طرب و غره شهر الم است
نوبت ماتم خورشید کواکب حشم است
هوش مصنوعی: ماه شادابی و سرزندگی در حال افول است و شهر خوشی به پایان رسیده، اکنون وقت آن رسیده که خورشید با غم و اندوه وداع کند و ستارهها در این دلتنگی به سوگ بنشینند.
آسمان کرده به خون شه دین ساز مصاف
سپهش اختر وطغرای هلالش رقم است
هوش مصنوعی: آسمان به خاطر خون شه دین در جنگی به پا شده است و ستارهها و نشانههایش بر این نبرد تأکید دارند.
تکر گردون سزد ار شد حبشی جامه از آنک
قتل میر عرب و ماتم شاه عجم است
هوش مصنوعی: اگر دوران چرخش به خود بگیرد و حبشی (رنگینپوست) لباسی بپوشد، به خاطر اینکه قتل میر عرب و عزاداری شاه عجم (غیر عرب) است.
تا قیامت اگر از چشمه چشم مه و مهر
عوض اشک رود سیل شفق فام کم است
هوش مصنوعی: اگر تا قیامت هم از چشمانم اشک بریزد و نور مهتاب و خورشید را جایگزین آن کنم، باز هم سیل سرخی که از غم و اندوه در دل دارم، کافی نخواهد بود.
ناله شش جهت از غایله سوک تو راست
قامت نه فلک از بار ملال تو خم است
هوش مصنوعی: نالهها و شکایتها از هر سو به خاطر غم تو به گوش میرسد. حتی فلک نیز به خاطر بار سنگین غصهات خم شده است.
دو جهان از سر جان گر همه خیزند رواست
در ره ماتم تو ترک سر اول قدم است
هوش مصنوعی: اگر تمام جهان و هستی هم در غم تو به پا خیزند، اشکالی ندارد؛ زیرا اولین گام در این مسیر، جدایی از سر و جان است.
عرشیان را همه از گرد الم تن تل خاک
فرشیان را همه از اشک عزا دیده یم است
هوش مصنوعی: موجودات آسمانی همگی از درخشش نور و مرتبه والای خود ساخته شدهاند، در حالی که موجودات زمینی به خاطر اندوه و درد، با اشکهای عزای خود شکل گرفتهاند.
بر همه اهل زنا قرعه عیش و طرب است
بر همه آل علی قسمت جور و ستم است
هوش مصنوعی: برخی از افراد در زندگی به خوشی و لذت میرسند و در عیش و خوشی به سر میبرند، در حالی که خانواده علی (علی و فرزندانش) با ظلم و ستم مواجه هستند و سرنوشتشان پر از سختی و مشکلات است.
ناله بر کش ز دل امکان فغان تا به دل است
خون فشان از مژه تا در مژه آثار نم است
هوش مصنوعی: از دل نالهای بکش تا فغانها به گوش برسد، زیرا که قلب پر از خون است و اشکها از چشم میریزد و نشانهای نم و رطوبت بر مژهها دیده میشود.
این چنین خیره ندانستمت ای گرگ سپهر
می بری سر به ستم گر همه صید حرم است
هوش مصنوعی: تو را نمیشناختم ای گرگ آسمان، زیرا که همواره در حال آسیب زدن به دیگران هستی، حتی در زمانی که همه چیز در چنگال تو قرار دارد.
جرم یغما که فزون است به کیهان ز حساب
چون تواش واسطه روز حسابی چه غم است
هوش مصنوعی: جرم و گناهی که یغماگران (دزدان) مرتکب میشوند، به اندازهای زیاد است که از محاسبه در کیهان فراتر میرود. پس، وقتی که تو مسبب و واسطهای برای روز حساب و جزا هستی، نباید نگران چیزی باشی.