گنجور

شمارهٔ ۴ - در تغزل

معشوقه دلم به تیر اندوه بخست
حیران شدم و کسم نمی‌گیرد دست
مسکین تن من به پای محنت شد پست
دست غم دوست پشت من خرد شکست

اطلاعات

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
قالب شعری: رباعی
منبع اولیه: سیاوش جعفری

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

معشوقه دلم به تیر اندوه بخست
حیران شدم و کسم نمی‌گیرد دست
هوش مصنوعی: محبوب من با نگاهی پر از غم و اندوه به من زل زد. من حیرت‌زده شدم و هیچ‌کس نیست که به من کمک کند یا دستم را بگیرد.
مسکین تن من به پای محنت شد پست
دست غم دوست پشت من خرد شکست
هوش مصنوعی: تن من به خاطر سختی‌ها و مشکلات به زحمت افتاده و به حالت ذلت درآمده است. غم و اندوهی که از بابت دوست به دوش دارم، باعث شده که نتوانم به خوبی ایستادگی کنم و این بار سنگین مرا شکسته است.

حاشیه ها

1403/12/21 18:02
امیر لطف زمان

این شعر موشح است.

اگر حروف نخست هر مصراع را در کنار هم بگذاریم، واژه (محمد) به دست می آید.