گنجور

بخش ۶ - در بیان آنکه حق تعالی در نهاد هر کس خاصیتی نهاده است که به جز به جنس خود نیارامَد و اگر بیارامَد بنابر علتی باشد و آن خاصیت همچو موکلی است که شخص را به جنس خود می‌برد که ان الله تعالی ملکا یسوق الجنس الی الجنس و در تقریر آنکه جنس جنس آفریدن را سبب آن بود که چیزها به ضد ظاهر می‌شود که و بضدها تتبیّن الاشیاء دیگر آنکه کمال صنعت آنست که بر بد و نیک قادر باشد زیرا که اگر بر نیک توانا باشد و نتواند بد ساختن قادر تمام نباشد پس نسبت به خدا نیک و بد یکسان‌اند از آن ره که هر دو معرف کمال صنعت حق‌اند لیکن اگر از این نسبت قطع نظر کنی نیک و بد کی یکسان باشد. تقریری دیگر که بی‌این نسبت و تعلیل کشف شود که نیک و بد همه نیک است چون این تقریر را به صدق شنیده باشی و قبول کرده باشی به برکت این، حق تعالی بدانت نیز راه دهد

هست حق را فرشته ای به زمین
کاو برد جنس را به جنس یقین
دیوْ جان را به سوی دیو برد
میر و شه را سوی خدیو برد
زن‌صفت را برد به سوی زنان
نر صفت را به صف تیغ‌زنان
گر کند کس سؤال کز چه سبب
مختلف گشت صنع حضرت رب
جنس جنس آفرید مردم را
نیک و بد بی‌شمار در دو سرا
یک بوَد همچو دیو و یک چو ملک
یک بود از زمین و یک ز فلک
یک خورد خاک و یک بجوید پاک
یک فُتَده‌ست و یک رود چالاک
در جوابش بگوی ایزد خواست
که شود آشکار کژ از راست
تا که نیک و بد اندر این مأوا
گردد از همدگر قوی پیدا
چیزها چون به ضد پیدا شد
بد ز افعال نیک رسوا شد
نیک بی بد کجا نمودی نیک؟
بی بدی خود کجا فزودی نیک؟
گر نبودی گدا و یا درویش
کی نمودی غنی گزیده و بیش
حکمت دیگر آنکه نقاشان
نقش شاهان کنند و فراشان
گونه‌گون صدهزار نقش کنند
صورت جبرییل و عرش کنند
هم سوار و پیاده بنگارند
در جهان هیچ نقش نگذارند
از سلیمان و مور و دیو و پری
از وحوش و هوام و کبک دری
تا که هر یک کمال صنعت خویش
می‌نماید که کی کم است و که بیش
وانکه نتواند اینچنین کردن
صنعها را به نقش آوردن
باشد او ناقص اندر آن صنعت
بیش (؟پیش) صناع نبودش قیمت
بد و نیک نقوش از آن زیباست
که ز هر دو کمال او پیداست
می‌کنند آگهت از آن نقاش
کاندر این پیشه نیست کس همتاش
صانع با کمال آن باشد
که بد و نیک از او روان باشد
صنع حق کن از این مثال قیاس
تا برت یک شود حریر و پلاس
زان سبب خیر و شر بود یکسان
که خدا را همی کنند بیان
بر همه صنعها توان اوست
خالق نقش زشت و زیبا اوست
نیک و بد چون معرف‌اند او را
که ندارد به صنع خود همتا
پس از این روی هر دو یک ذاتند
هر دو روی ورا چو مرآت اند
لیک اگر تو به نقششان نگری
نیک و بد را چگونه یک شمری؟
بسوی خوبرو کنی رغبت
بود از زشت‌رو ترا نفرت
چون کنی از خدای قطع نظر
پیش تو زهر کی بود چو شکر؟
رنج و راحت کجا بود یکسان؟
زین رسد نور و زان رسد نیران
آن کند پرغم این کند شادان
آن برد در جحیم و این به جنان
هل یکون البصیر و الاعمی
واحداً عند من اتاه حجی
هل یکون العلیم و الجاهل
واحدا عند عاقل کامل
یطلب القرب عالم وافی
یطلب البعد جاهل جافی
جنة الوصل مسکن الاخیار
سقر البحر محبس الاشرار
مشرب الشیخ فی عیون النور
مسکن المنکرین فی الدیجور
شرح این را اگر کنم صد سال
نشود بر تو روشن این احوال
بحر از لوله کی شود پیدا
می‌نگنجد به زورقی دریا
حرف و صوت و زبان چو لوله بود
کی از آن بحر عشق دیده شود !؟

بخش ۵ - در بیان آنکه حق تعالی خلق را از ظلمت آفرید و مراد از ظلمت آب و گل است که حیوانیست و بخواب وخور میزید نور خود را بر آن ظلمت نثار کرد که ان اللّه تعالی خلق الخلق فی ظلمة ثم رش علیهم من نوره و در تقریر آنکه حق تعالی چون آدمی را آفرید قابلیت آنش دادکه او را بشناسد پس از هر صفت بی پایان خود اندک اندک در او تعبیه کرد تا از این اندک آن بسیار و بینهایت را تواند فهم کردن چنانکه از مشتی گندم انباری را و از کوزۀ آب جوئی را اندکی بینائی داد شود که همه بینائی چه چیز است و همچنین شنوائی و دانائی و قدرت الی ما نهایه همچون عطاری که از انبارهای بسیار اندک در طبله‌ها کند و بدکان آورد همچون حنا و عود و شکر و غیر آن تا آن طبله‌ها انموذج انبارها باشد از این روی میفرماید که و مااوتیتم من العلم الا قلیلا مقصودش علم تنها نیست یعنی آنچنانکه از علم اندکی دادم از هر صفتی نیز اندک دادم تا ازاین اندک آن بی نهایت معلوم شود پس طبله‌های عطار صورت انبارهاش باشد که خلق آدم علی صورته: خلق را چو ساخت در ظلمتبخش ۷ - در بیان آنکه معانی چنانکه هست حق آنست که در زبان و عبارت نگنجد زیرا که سخن را سه مرتبه است یکی نثر و یکی نظم و یکی اندیشه که در اندرون روی می‌نماید آنچه در اندرون است عرصه‌اش عظیم با گشاد و واسع و بسیط است و چون در عبارت نثر می‌آید تنگ می‌گردد و چون در نظم می‌آید هم تنگ‌تر میشود و بالای این هر سه مرتبه عالم غیب است که فیض از آنجا در سینه می‌آید سعت و بسط آن بی‌حد و بی‌پایان است: در یم ِ نثر، نظم یک قطره است

اطلاعات

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
منبع اولیه: کتابخانهٔ تصوف

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

هست حق را فرشته ای به زمین
کاو برد جنس را به جنس یقین
هوش مصنوعی: فرشته‌ای به زمین آمده است که حقیقت را با خود به همراه دارد و این حقیقت را با یقین و اعتقاد به حقیقت‌های مختلف مرتبط می‌سازد.
دیوْ جان را به سوی دیو برد
میر و شه را سوی خدیو برد
هوش مصنوعی: روان دیو، روح انسان را به سمت دیو می‌برد، در حالی که فرمانروا و سلطان را به سوی خدای بزرگ هدایت می‌کند.
زن‌صفت را برد به سوی زنان
نر صفت را به صف تیغ‌زنان
هوش مصنوعی: زنی که خصلت‌های زنانه دارد به سمت زنان دیگر می‌رود، و مردی که ویژگی‌های مردانه‌ای دارد به صف مردان تیغ‌زن می‌پیوندد.
گر کند کس سؤال کز چه سبب
مختلف گشت صنع حضرت رب
هوش مصنوعی: اگر کسی بپرسد که چرا آفرینش خداوند مختلف و متفاوت شده است،
جنس جنس آفرید مردم را
نیک و بد بی‌شمار در دو سرا
هوش مصنوعی: خداوند انسان‌ها را با ویژگی‌های مختلفی خلق کرده است، به گونه‌ای که در این دنیا و دنیای دیگر، مردم نیک و بد زیادی وجود دارند.
یک بوَد همچو دیو و یک چو ملک
یک بود از زمین و یک ز فلک
هوش مصنوعی: یک نفر ممکن است مانند دیو و شیاطین باشد و دیگری مانند ملائک و فرشتگان. یکی از آن‌ها به زمین تعلق دارد و دیگری از آسمان آمده است.
یک خورد خاک و یک بجوید پاک
یک فُتَده‌ست و یک رود چالاک
هوش مصنوعی: یک مقدار خاکی وجود دارد که در آن چیزی خورده شده و یک چیزی هم به آرامی و با احتیاط در حال حرکت است. یکی از این‌ها به حالت سست و درهم ریخته است و دیگری با سرعت و چابکی جریان دارد.
در جوابش بگوی ایزد خواست
که شود آشکار کژ از راست
هوش مصنوعی: در پاسخ او بگو که خداوند خواسته است تا نادرستی از درستی نمایان شود.
تا که نیک و بد اندر این مأوا
گردد از همدگر قوی پیدا
هوش مصنوعی: تا زمانی که خوبی و بدی در این مکان از یکدیگر مشخص و نمایان شود.
چیزها چون به ضد پیدا شد
بد ز افعال نیک رسوا شد
هوش مصنوعی: چیزها وقتی برعکس خودشان نمایان می‌شوند، به خوبی‌هایشان آسیب می‌زنند و به ناپاکی‌ها و زشتی‌هایشان پی برده می‌شود.
نیک بی بد کجا نمودی نیک؟
بی بدی خود کجا فزودی نیک؟
هوش مصنوعی: نیکی بدون بدی وجود ندارد، بنابراین نیکی را بدون در نظر گرفتن بدی نمی‌توان شناخت. اگر بدی نباشد، نیکی چگونه افزایش می‌یابد و معنا پیدا می‌کند؟
گر نبودی گدا و یا درویش
کی نمودی غنی گزیده و بیش
هوش مصنوعی: اگر گدا یا درویشی وجود نداشت، چه‌کسی می‌توانست ثروتمند و برتر از دیگران باشد؟
حکمت دیگر آنکه نقاشان
نقش شاهان کنند و فراشان
هوش مصنوعی: یک دلیل دیگر این است که هنرمندان، تصویر پادشاهان را می‌کشند و خدمتکاران نیز به نقش و نگار آن‌ها می‌پردازند.
گونه‌گون صدهزار نقش کنند
صورت جبرییل و عرش کنند
هوش مصنوعی: صدها هزار تصویر متنوع خلق می‌کنند که نشان‌دهنده‌ی جبرئیل و عرش است.
هم سوار و پیاده بنگارند
در جهان هیچ نقش نگذارند
هوش مصنوعی: در دنیا، هم سواران و هم پیاده‌ها به نوعی در حال حرکت هستند، اما هیچ یک از آن‌ها تأثیری واقعی بر روی زندگی و تغییرات آن نمی‌گذارند.
از سلیمان و مور و دیو و پری
از وحوش و هوام و کبک دری
هوش مصنوعی: این عبارت به موجودات مختلفی اشاره دارد، از جمله انسان‌های بزرگ‌مقام مانند سلیمان، حیوانات و پرندگان مختلف، و مخلوقات خیالی مانند دیو و پری. به طور کلی، به تنوع و گوناگونی موجودات در جهان اشاره می‌کند.
تا که هر یک کمال صنعت خویش
می‌نماید که کی کم است و که بیش
هوش مصنوعی: هر کسی در تلاش است تا بهترین استعداد و توانمندی‌های خود را نشان دهد و ببیند که آیا در این زمینه کمبود یا برتری دارد.
وانکه نتواند اینچنین کردن
صنعها را به نقش آوردن
هوش مصنوعی: کسی که نتواند آفرینش‌ها را به زیبایی بر روی کاغذ یا به صورت تصویر به نمایش بگذارد، نمی‌تواند به درستی به زیبایی‌های طبیعت و هنرنمایی‌های آن پی ببرد.
باشد او ناقص اندر آن صنعت
بیش (؟پیش) صناع نبودش قیمت
هوش مصنوعی: اگر در آن هنر او نقصی داشته باشد، این یعنی که هنرمندانی که در این زمینه هستند، ارزش و قیمت او را نمی‌دانند.
بد و نیک نقوش از آن زیباست
که ز هر دو کمال او پیداست
هوش مصنوعی: زیبایی واقعی در وجود هر شخص، از ترکیب ویژگی‌های خوب و بد او نمایان می‌شود و نشان‌دهنده کمال اوست.
می‌کنند آگهت از آن نقاش
کاندر این پیشه نیست کس همتاش
هوش مصنوعی: به تو اطلاع می‌دهند از کسی که در این حرفه همتایی ندارد.
صانع با کمال آن باشد
که بد و نیک از او روان باشد
هوش مصنوعی: آفریننده کامل کسی است که هم善 و هم شر از او جریان دارد.
صنع حق کن از این مثال قیاس
تا برت یک شود حریر و پلاس
هوش مصنوعی: از این مثال‌ها بهره بگیر تا بتوانی برای خودت شخصیت و صفات نیکو بسازی، مانند این که چطور پارچه‌ی نرم و با کیفیت جودلین یا پلاس تبدیل می‌شود.
زان سبب خیر و شر بود یکسان
که خدا را همی کنند بیان
هوش مصنوعی: از این رو، خوبی و بدی در نظر مردم یکسان است، زیرا آنها هرچه را که می‌گویند، به خدا نسبت می‌دهند.
بر همه صنعها توان اوست
خالق نقش زشت و زیبا اوست
هوش مصنوعی: خداوند بر تمامی خلق و کارها قدرت دارد و اوست که نقش‌های زیبا و زشت را می‌آفریند.
نیک و بد چون معرف‌اند او را
که ندارد به صنع خود همتا
هوش مصنوعی: نیک و بد به واسطه شناخت و فهم ما از آنها معنا پیدا می‌کنند، و خداوند به خاطر آفرینش‌هایش همتا و مانند ندارد.
پس از این روی هر دو یک ذاتند
هر دو روی ورا چو مرآت اند
هوش مصنوعی: پس از این، هر دو به یک ماهیت و ذات تبدیل می‌شوند و هر دو جلوه‌ای از آن حقیقت واحد مانند آینه‌ای هستند که تصویر یکدیگر را منعکس می‌کنند.
لیک اگر تو به نقششان نگری
نیک و بد را چگونه یک شمری؟
هوش مصنوعی: اما اگر به تصویر آن‌ها نگاه کنی، چطور می‌توانی خوب و بد را یکی حساب کنی؟
بسوی خوبرو کنی رغبت
بود از زشت‌رو ترا نفرت
هوش مصنوعی: اگر به سمت کسی زیبا و خوش‌رو تمایل داشته باشیم، از کسانی که زشت‌رو و ناپسندند، متنفر خواهیم بود.
چون کنی از خدای قطع نظر
پیش تو زهر کی بود چو شکر؟
هوش مصنوعی: اگر از یاد خدا غافل باشی، هیچ چیز در زندگی تو مانند زهر نخواهد بود، حتی شیرینی‌ها و لذت‌ها.
رنج و راحت کجا بود یکسان؟
زین رسد نور و زان رسد نیران
هوش مصنوعی: رنج و راحت هرگز نمی‌توانند یکسان باشند. از یک سو، نور و روشنی به وجود می‌آید و از سوی دیگر، تاریکی و حرکت به سمت نابودی وجود دارد.
آن کند پرغم این کند شادان
آن برد در جحیم و این به جنان
هوش مصنوعی: یکی انسان را به خاطر غم و اندوهش در عذاب می‌اندازد، در حالی که دیگری را به دلیل شادی و خوشحالی‌اش به جایگاهی خوب و خوشایند می‌برد.
هل یکون البصیر و الاعمی
واحداً عند من اتاه حجی
هوش مصنوعی: آیا بینایی و نابینایی برای کسی که درک دارد، یکسان است؟
هل یکون العلیم و الجاهل
واحدا عند عاقل کامل
هوش مصنوعی: آیا در نظر یک فرد عاقل و کامل، دانشمند و نادان می‌توانند برابر باشند؟
یطلب القرب عالم وافی
یطلب البعد جاهل جافی
هوش مصنوعی: کسی که علم و دانش دارد، به دنبال نزدیکی و ارتباط با حقیقت است، در حالی که فرد نادان و بی‌خبر، به دوری و فاصله از آن الحقاق متکی است.
جنة الوصل مسکن الاخیار
سقر البحر محبس الاشرار
هوش مصنوعی: بهشت وصال، مکان نیکان است و جهنم، جایگاه بدکاران.
مشرب الشیخ فی عیون النور
مسکن المنکرین فی الدیجور
هوش مصنوعی: مشرب شیخ در چشمان نور، جایی است برای کسانی که در تاریکی‌ها به انکار حقیقت پرداخته‌اند.
شرح این را اگر کنم صد سال
نشود بر تو روشن این احوال
هوش مصنوعی: اگر بخواهم این موضوع را توضیح دهم، حتی پس از صد سال هم نمی‌توانم حال و احوال تو را به خوبی روشن کنم.
بحر از لوله کی شود پیدا
می‌نگنجد به زورقی دریا
هوش مصنوعی: دریا را نمی‌توان به وسیله یک قایق کوچک نشان داد و درک کرد، زیرا وسعت و عمق دریا بسیار بیشتر از آن است که در یک قایق گنجانده شود.
حرف و صوت و زبان چو لوله بود
کی از آن بحر عشق دیده شود !؟
هوش مصنوعی: حرف و صدا و زبان مانند لوله‌ای هستند که نمی‌توان از آن‌ها به عمق دریای عشق دست یافت.