گنجور

بخش ۱۰ - رجوع به تمامی آنکه سخن سه مرتبه دارد و خموشی بالای نطق است ولیکن نه هر خموشیی زیرا که جماد و حیوان و مردم جاهل سخن نمی‌گویند دلیل نکند که خموشی ایشان بهتر از نطق است

لیک این هم بدان و فهمی کن
کاین کسی را بود که او ز سخن
جاهلان را کند به حق دانا
عالمان را برد بر اوج سما
ابر جودش دهد به بَر بُرها
چونکه در بحر شد شود دُرها
سخنش مرده را کند زنده
چند روزه نه بلکه پاینده
عقل‌ها، مایه برده از سخنش
روح تازه ز علم من لدنش
خمشی چنین کس است عظیم
کاو بود در جهان مثال کلیم
نی کسی کاو بود ز نادانی
خمش از غایت گران‌جانی
مایه‌ی علم نی درون دلش
بی‌عنایت بمانده آب و گلش
آدم است آنکه در تن چو گلش
تابد انوار حق ز جان و دلش
گر بِلیسَش ز نقص بیند گِل
زان بود کاو ز حق ندارد دِل
لیک گر این خرانِ بی‌مقدار
که ز نادانی‌اند ناقص و خوار
عقلشان بود از ازل ناقص
لاجرم هستشان عمل ناقص
گفتشان ناقص و کژ و مردود
شد بر ایشان ره خدا مسدود
اینچنین کس اگر بود خامش
چون جماد است از او مجوی تو هُش
گفت و خاموشیش همه ابتر
حرکاتش ز همدگر بدتر
چون حدث هر طرف که او گردد
دم‌به‌دم زشت و نحس‌تر گردد
همچو عثمان نما خموش کجاست ؟
که برش گفتگوی بانگ صداست
تا دهد خلق را وی از خمشی
حکمت و علم و ذوق و هوش و خوشی
این مثل گفته‌اند قوم قدیم
مرد کاو هست در زمانه عظیم
گفتِ او سیم دان خموشی زر
چون خموشی و گفتِ پیغمبر
حالت وحی او خموش بدی
چون گذشتی از آن به گفت شدی
سر زدی وحی‌اش از لباس حروف
آب بحرش درآمدی به ظروف
پس ز قرآن سقای خلق شدی
وان حدیثش شفای خلق بدی

اطلاعات

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
منبع اولیه: کتابخانهٔ تصوف

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

لیک این هم بدان و فهمی کن
کاین کسی را بود که او ز سخن
هوش مصنوعی: اما این را هم بدان و درک کن که کسی وجود دارد که از کلامش می‌توان فهمید.
جاهلان را کند به حق دانا
عالمان را برد بر اوج سما
هوش مصنوعی: نادانان را به علم و حکمت، مایه دانایی می‌بخشد و دانایان را به درجات بالای معرفت و ظرفیت روحی می‌رساند.
ابر جودش دهد به بَر بُرها
چونکه در بحر شد شود دُرها
هوش مصنوعی: ابر رحمتش، به زمین عطاء می‌کند و وقتی دریا پر شود، مرواریدها هم به وجود می‌آیند.
سخنش مرده را کند زنده
چند روزه نه بلکه پاینده
هوش مصنوعی: سخن او می‌تواند حتی فردی را که از دنیا رفته زنده کند، نه فقط برای چند روز، بلکه برای همیشه.
عقل‌ها، مایه برده از سخنش
روح تازه ز علم من لدنش
هوش مصنوعی: انسان‌ها از کلام او بهره‌مند می‌شوند و از علم و دانایی او تازگی و انرژی می‌گیرند.
خمشی چنین کس است عظیم
کاو بود در جهان مثال کلیم
هوش مصنوعی: این جمله به شخصیتی اشاره دارد که سکوت و آرامشش در جهان، نمونه‌ای قابل توجه و بی‌همتا است. این فرد به نوعی شبیه به حضرت کلیم (موسى) است که در زمان خود، ویژگی‌های خاصی داشته و برتر از دیگران به شمار می‌رفته است.
نی کسی کاو بود ز نادانی
خمش از غایت گران‌جانی
هوش مصنوعی: هیچ کس که از شدت نادانی، فرسوده و خاموش شده باشد، نمی‌تواند از بار سنگین زندگی رهایی یابد.
مایه‌ی علم نی درون دلش
بی‌عنایت بمانده آب و گلش
هوش مصنوعی: علم و دانش در دل او وجود ندارد و فقط در جسمش، که از خاک و آب ساخته شده، باقی مانده است.
آدم است آنکه در تن چو گلش
تابد انوار حق ز جان و دلش
هوش مصنوعی: انسان واقعی کسی است که نور خداوند از درون و جانش در وجودش می‌تابد و همچون گل ابراز زیبایی و لطافت می‌کند.
گر بِلیسَش ز نقص بیند گِل
زان بود کاو ز حق ندارد دِل
هوش مصنوعی: اگر کسی نقص و عیب‌هایی را در خود ببیند، آن به این دلیل است که او از حقیقت دور است و دلش به خداوند متوجه نیست.
لیک گر این خرانِ بی‌مقدار
که ز نادانی‌اند ناقص و خوار
هوش مصنوعی: اما اگر این افرادی که هیچ ارزشی ندارند و به سبب نادانی‌شان ناچیز و حقیر به نظر می‌رسند، در نظر گرفته شوند، واقعیت چیز دیگری است.
عقلشان بود از ازل ناقص
لاجرم هستشان عمل ناقص
هوش مصنوعی: از ابتدا عقل آن‌ها ناقص بود، بنابراین اعمالشان نیز ناقص است.
گفتشان ناقص و کژ و مردود
شد بر ایشان ره خدا مسدود
هوش مصنوعی: به آن‌ها گفتند که سخنانشان نادرست و نامناسب است و به همین خاطر، راه رسیدن به خدا برایشان بسته شد.
اینچنین کس اگر بود خامش
چون جماد است از او مجوی تو هُش
هوش مصنوعی: اگر کسی چنین باشد، باید مانند یک ماده بی‌جان ساکت باشد، از او هیچ انتظاری نداشته باش.
گفت و خاموشیش همه ابتر
حرکاتش ز همدگر بدتر
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که صحبت کردن و سکوت او نتیجه‌ای بی‌فایده دارد و رفتارهایش به گونه‌ای است که بدتر از همدیگر به نظر می‌رسند. در واقع، نه گفتنش و نه اعمالش تأثیر مثبتی ندارند و ممکن است به مشکلات بیشتری دامن بزنند.
چون حدث هر طرف که او گردد
دم‌به‌دم زشت و نحس‌تر گردد
هوش مصنوعی: هر جا که او برود، هر لحظه اوضاع بدتر و ناپسندتر می‌شود.
همچو عثمان نما خموش کجاست ؟
که برش گفتگوی بانگ صداست
هوش مصنوعی: مثل عثمان، ساکت و خاموش باش، کجا که تنها صدا و گفتگو وجود دارد؟
تا دهد خلق را وی از خمشی
حکمت و علم و ذوق و هوش و خوشی
هوش مصنوعی: برای اینکه مردم را از طریق حرکتی نرم و لطیف به درک حکمت، دانش، ذوق، هوش و شادمانی برساند.
این مثل گفته‌اند قوم قدیم
مرد کاو هست در زمانه عظیم
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که مردم قدیم به کسی اشاره کرده‌اند که در زمانه‌ای بزرگ و مهم زندگی می‌کند. این شخص، به عنوان معیاری از شجاعت یا توانایی‌های انسانی در نظر گرفته شده است.
گفتِ او سیم دان خموشی زر
چون خموشی و گفتِ پیغمبر
هوش مصنوعی: او گفت که در سکوت مانند نقره است و این سکوت مانند سخنان پیامبر است.
حالت وحی او خموش بدی
چون گذشتی از آن به گفت شدی
هوش مصنوعی: وقتی به حالت وحی او گوش فرادی و سکوت کردی، پس از عبور از آن حالت، به گفت‌وگو درمی‌آیی.
سر زدی وحی‌اش از لباس حروف
آب بحرش درآمدی به ظروف
هوش مصنوعی: پیام الهی به گونه‌ای از قالب کلمات خارج شد و مانند آبی زلال به ظرف‌هایی سرایت کرد.
پس ز قرآن سقای خلق شدی
وان حدیثش شفای خلق بدی
هوش مصنوعی: پس از قرآن، تو سرچشمه نوشیدن جان‌ها شدی و آن آموزه‌ات، درمانی برای انسان‌ها گردید.

حاشیه ها

1400/06/02 20:09
ملیکا رضایی

بیت اول درست است یا نه ؟شاید باید اون فاصله ها حذف بشن تا لیک بشه !

شاید دارم اشتباه میگم ؛

کسی میدونه ؟

1400/06/03 08:09
ملیکا رضایی

مرسی دوست عزیز امیر سلطان :)

سپاس