شمارهٔ ۲
بگوی زاهد خودبین بادپیما را
که درد باده رهانید از خودی ما را
کسی که پا و سری یافت در دیار فنا
گزید خدمت رندان بی سر و پا را
اگرچه نقطه ز با یافت رتبه امکان
ولی به نقطه شناسند عارفان با را
مکن ملامتم از عاشقی که نتوان بست
ز دیدن رخ خورشید چشم حربا را
ز کوی دوست مگر میرسد نسیم صبا
که پر ز نافه چین کرده کوه و صحرا را
کمینه چاکری از بندگان پیر مغان
به یک اشاره کند زنده صد مسیحا را
روا مدار که هر دم به یاد روی گلی
چو غنچه چاک زنم جامه شکیبا را
به صد فسانه و افسون نمیکند بیرون
رقیب از سر مجنون هوای لیلا را
پیاله گیر که رندان به نیم جو نخرند
هزار ساله طاعات زهد و تقوا را
برو ز دست مده گر وصال میطلبی
فغان و ناله و فریاد و آه شبها را
کسی به کنه کلام تو پی برد وحدت
که یافت در صدف لفظ در معنا را
اطلاعات
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: کتابخانهٔ تصوف
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
بگوی زاهد خودبین بادپیما را
که درد باده رهانید از خودی ما را
هوش مصنوعی: به زاهد متکبر بگو که ناخدای کشتی را خبر دهد، زیرا نوشیدن شراب ما را از خودخواهی رها کرده است.
کسی که پا و سری یافت در دیار فنا
گزید خدمت رندان بی سر و پا را
هوش مصنوعی: کسی که در دنیای زوال و فنا قدم گذاشت، به خدمت افرادی میرود که نه پا دارند و نه سر.
اگرچه نقطه ز با یافت رتبه امکان
ولی به نقطه شناسند عارفان با را
هوش مصنوعی: اگرچه وجود یک نقطه میتواند رتبه امکان را نشان دهد، اما عارفان فقط با کمک نقطه، به شناخت حقیقت میرسند.
مکن ملامتم از عاشقی که نتوان بست
ز دیدن رخ خورشید چشم حربا را
هوش مصنوعی: نکن ملامت بر من که عاشق هستم و نمیتوانم از دیدن چهرهای مانند چهره خورشید چشم بپوشم.
ز کوی دوست مگر میرسد نسیم صبا
که پر ز نافه چین کرده کوه و صحرا را
هوش مصنوعی: آیا از کوی محبوب بادی خوش میوزد که بوی گیسوان او را به کوه و دشت میآورد؟
کمینه چاکری از بندگان پیر مغان
به یک اشاره کند زنده صد مسیحا را
هوش مصنوعی: یک خدمتگذار از پیروان پیر مغان، با یک اشاره میتواند جان هزاران مسیح را زنده کند.
روا مدار که هر دم به یاد روی گلی
چو غنچه چاک زنم جامه شکیبا را
هوش مصنوعی: اجازه نده که هر لحظه به یاد زیبایی مانند گل، لباس صبر و استقامت خود را پاره کنم.
به صد فسانه و افسون نمیکند بیرون
رقیب از سر مجنون هوای لیلا را
هوش مصنوعی: مجنون را هیچگاه بهوسیله صد ترفند و جادو نمیتوان از عشق لیلا دور کرد.
پیاله گیر که رندان به نیم جو نخرند
هزار ساله طاعات زهد و تقوا را
هوش مصنوعی: پیاله را بگیر، زیرا افراد بیپروا، به اندک چیزی قانع نمیشوند و هزار سال عبادت و دینداری را به خاطر این دنیا نادیده میگیرند.
برو ز دست مده گر وصال میطلبی
فغان و ناله و فریاد و آه شبها را
هوش مصنوعی: اگر به دنبال رسیدن به معشوق هستی، نباید اجازه دهی که از دستت برود. شبها را با درد و فریاد و ناله سپری نکن.
کسی به کنه کلام تو پی برد وحدت
که یافت در صدف لفظ در معنا را
هوش مصنوعی: کسی که به عمق سخن تو دست پیدا کرد، به حقیقت یکی بودن رسید و توانست در ظرف واژهها به معنای واقعی آن پی ببرد.