گنجور

شمارهٔ ۱

ای دوست مرانم ز در خویش خدا را
کز پیش نرانند شهان خیل گدا را
باز آی که تا فرش کنم دیده به راهت
حیف است که بر خاک نهی آن کف پا را
از دست مده باده که این صیقل ارواح
بزداید از آیینه دل زنگ ریا را
زاهد تو و رب ارنی؟ این چه خیال است
با دیده خودبین نتوان دید خدا را
هرگز نبری راه به سر منزل الا
تا مرحله پیما نشوی وادی لا را
چون دور به عاشق برسد ساقی دوران
در دور تسلسل فکند جام بلا را
آتش به جهانی زند ار سوخته جانی
بر دامن معبود زند دست دعا را
طوفان بلا آمد و بگرفت در و دشت
چون نوح برافراشت به حق دست رجا را
در حضرت جانان سخن از خویش مگوئید
قدری نبود در بر خورشید سها را
از درد منالید که مردان ره عشق
با درد بسازند و نخواهند دوا را
وحدت که بود زنده خَضَروار مگر خورد
از چشمه حیوان فنا آب بقا را

اطلاعات

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: کتابخانهٔ تصوف

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

ای دوست مرانم ز در خویش خدا را
کز پیش نرانند شهان خیل گدا را
هوش مصنوعی: ای دوست، مرا از در خود نراند، زیرا خداوند از جلوی بسط‌دادن به درگاه خود فقیران را نمی‌رانَد.
باز آی که تا فرش کنم دیده به راهت
حیف است که بر خاک نهی آن کف پا را
هوش مصنوعی: بازگرد تا چشم‌انتظاری‌ام را با فرش کردن راهت آذین ببندم، کاش پای زیبایت را بر خاک نگذاری.
از دست مده باده که این صیقل ارواح
بزداید از آیینه دل زنگ ریا را
هوش مصنوعی: به خاطر داشته باش که شراب را از دست ندهی؛ زیرا این نوشیدنی می‌تواند روح‌ها را جلا دهد و زنگار ریا را از دل پاک کند.
زاهد تو و رب ارنی؟ این چه خیال است
با دیده خودبین نتوان دید خدا را
هوش مصنوعی: ای زاهد، آیا می‌توانی پروردگارت را ببینی؟ این چه تصوری است که با چشم محدود خود نمی‌توانی خدا را دید؟
هرگز نبری راه به سر منزل الا
تا مرحله پیما نشوی وادی لا را
هوش مصنوعی: هرگز به مقصد نخواهی رسید مگر اینکه مراحل لازم را طی کنی و از ناکجاآباد عبور کنی.
چون دور به عاشق برسد ساقی دوران
در دور تسلسل فکند جام بلا را
هوش مصنوعی: زمانی که عشق به عاشق نزدیک می‌شود، ساقی زمان او را در دایره‌ای از مشکلات و زحمت‌ها گرفتار می‌کند.
آتش به جهانی زند ار سوخته جانی
بر دامن معبود زند دست دعا را
هوش مصنوعی: اگر جان سوخته‌ای به دامن معبود دست دعا برساند، آتش به جهانی می‌زند.
طوفان بلا آمد و بگرفت در و دشت
چون نوح برافراشت به حق دست رجا را
هوش مصنوعی: طوفان مشکلات و مصیبت‌ها به سراغ آمد و تمام زمین را فرا گرفت. مانند نوح، که دست امید خود را به سوی خداوند بلند کرد و انتظار یاری داشت.
در حضرت جانان سخن از خویش مگوئید
قدری نبود در بر خورشید سها را
هوش مصنوعی: در حضور محبوب، از خود سخن نگویید؛ زیرا در برابر نور خورشید، ستاره‌ای مانند سها جایی ندارد.
از درد منالید که مردان ره عشق
با درد بسازند و نخواهند دوا را
هوش مصنوعی: از غم من نگران نباشید، چون مردان عاشق با دردهای خود سازگاری دارند و به دنبال درمان نیستند.
وحدت که بود زنده خَضَروار مگر خورد
از چشمه حیوان فنا آب بقا را
هوش مصنوعی: وجود واحدی که زنده و سرشار از حیات است، مانند گیاهان سرسبز، نمی‌تواند بدون نوشیدن از چشمه حیات جاودانه، یعنی آب بقا، زنده بماند.

حاشیه ها

1402/09/27 20:11
روح و ریحان

وحدت که بود زنده خَضَروار مگر خورد

از چشمه حیوان فنا آب بقا را

تا به مقام فنا نرسی، زنده نمیشی، فوق زیبا