گنجور

شمارهٔ ۱۳

پوشیده پرده گر دوست روی سیاه ما را
رنگ خجالت آورد بر رو گناه ما را
پیری خلاص میکرد ما را از روی عالم
گر سنگ ره نمیشد عینک نگاه ما را
گر برنشد چراغم ای دل خورم چرا غم؟
نگرفته است از دست کس شمع آه ما را
آورد رو بهرکس کردند پشت بر وی
گویا نمی شناسد دل قبله گاه ما را
ما شاه ملک فقریم از ما حذر کن ای خصم
چون شعله کس ندیده است پشت سپاه ما را
غیر از زلال اخلاص با جمله دشمن و دوست
آبی نبوده هرگز در زیر کاه ما را
گردید پرده ما را بر عیب خودنمایی
بر ما بسی است منت روز سیاه ما را

اطلاعات

وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

پوشیده پرده گر دوست روی سیاه ما را
رنگ خجالت آورد بر رو گناه ما را
هوش مصنوعی: اگر دوست ما را با پرده بپوشاند، رنگ شرمندگی بر چهره‌ام بیفتد و گناه‌هایم نمایان شود.
پیری خلاص میکرد ما را از روی عالم
گر سنگ ره نمیشد عینک نگاه ما را
هوش مصنوعی: پیری ما را از دنیای پرزرق و برق رهایی می‌بخشید، هرچند اگر در مسیر مشکلات سنگ‌هایی هم وجود داشت، ولی دید ما به زندگی تغییر می‌کرد.
گر برنشد چراغم ای دل خورم چرا غم؟
نگرفته است از دست کس شمع آه ما را
هوش مصنوعی: اگر چراغ من روشن نشد، چرا باید غم بخورم؟ شمع حسرت ما از دست کسی گرفته نشده است.
آورد رو بهرکس کردند پشت بر وی
گویا نمی شناسد دل قبله گاه ما را
هوش مصنوعی: آنها به همه نشان دادند و پشت به او کردند، گویی که دل آنها قبله‌گاه ما را نمی‌شناسد.
ما شاه ملک فقریم از ما حذر کن ای خصم
چون شعله کس ندیده است پشت سپاه ما را
هوش مصنوعی: ما در زندگی خود با فقر و مشکلات زیادی روبه‌رو هستیم، بنابراین ای دشمن، از ما دوری کن. چرا که پشت این ظاهر، نیرویی همچون شعله وجود دارد که هیچ‌کس توانایی دیدن آن را ندارد.
غیر از زلال اخلاص با جمله دشمن و دوست
آبی نبوده هرگز در زیر کاه ما را
هوش مصنوعی: جز راستی و صداقت، در دل ما هیچ نیکویی و بدی وجود نداشته است. ما همیشه با روحی پاک و خالص زندگی کرده‌ایم.
گردید پرده ما را بر عیب خودنمایی
بر ما بسی است منت روز سیاه ما را
هوش مصنوعی: پرده‌مان به خاطر عیوب‌مان، به ما نشان می‌دهد که در روز سیاه و بدبختی‌مان، به اندازه کافی منت‌گذاری کافی وجود دارد.