شمارهٔ ۱۲
بس است شمع قناعت چون مسکن ما را
چرا بمهر بود چشم روزن ما را
کشید خجلت بی برگی از خزان چندان
که کرد آب عرق سبز گلشن ما را
سیاه باد رخ مفلسی بهر دو جهان
که ناامید ز ما کرد رهزن ما را
زخلق یاوری هم شده است رسم قدیم
مگر بباد دهد برق خرمن ما را
زدود مشعل ظالم هم این ستم بس نیست
که کرده است سیه چشم روشن ما را
کجاست رستم همت که تا ز چاه امل
برآرد این دل سخت چو بیجن ما را
کمر نبندد الهی کمر بکین بستن
که او به کینه کمر بسته دشمن ما را
ز جان به جامه پشمین فقر تن دادیم
بس است جامه فاخر همین تن ما را
بود ز کوتهی تیشه طالب واعظ
که گشته است به سر خاک معدن ما را
اطلاعات
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
بس است شمع قناعت چون مسکن ما را
چرا بمهر بود چشم روزن ما را
هوش مصنوعی: به اندازه کافی است که قناعت مانند شمعی در خانه ما روشن است؛ چرا که چراغ روز نمیتواند روشنی چشمان ما را تامین کند.
کشید خجلت بی برگی از خزان چندان
که کرد آب عرق سبز گلشن ما را
هوش مصنوعی: از خجلت بی برگی که در پاییز به وجود آمد، به اندازهای که آب عرق سبز باغ ما را به شدت تحت تأثیر قرار داد.
سیاه باد رخ مفلسی بهر دو جهان
که ناامید ز ما کرد رهزن ما را
هوش مصنوعی: سیاه بادی که بر چهره مفلسی وزیده، به خاطر دو جهان، باعث ناامیدی ما شده و ما را در راه زندگی به سردرگمی کشانده است.
زخلق یاوری هم شده است رسم قدیم
مگر بباد دهد برق خرمن ما را
هوش مصنوعی: کمک و یاری از سوی مردم به یکدیگر به یک سنت قدیمی تبدیل شده است، اما ممکن است گاهی اوقات این کمکها مانند طوفانی باشد که به ناگاه وجهه و دارایی ما را نابود کند.
زدود مشعل ظالم هم این ستم بس نیست
که کرده است سیه چشم روشن ما را
هوش مصنوعی: ظالم، حتی اگر مشعل خود را خاموش کند، باز هم این ظلمی که بر ما کرده کافی نیست و ما را به دردسر انداخته است.
کجاست رستم همت که تا ز چاه امل
برآرد این دل سخت چو بیجن ما را
هوش مصنوعی: کجاست آن مرد شجاع و دلیر که بتواند ما را از این چاه ناامیدی بیرون بیاورد و دل سختی چون دل بیژن را نرم کند؟
کمر نبندد الهی کمر بکین بستن
که او به کینه کمر بسته دشمن ما را
هوش مصنوعی: خدا نکند که کسی به کینه و دشمنی دست بزند، چرا که او خودش به کینهورزی دچار شده و دشمنان ما را به آزار و اذیت دعوت میکند.
ز جان به جامه پشمین فقر تن دادیم
بس است جامه فاخر همین تن ما را
هوش مصنوعی: ما به خاطر فقر و نیاز، تن خود را در لباس پشمی پوشاندیم و دیگر نیازی به لباسهای گرانقیمت نداریم، چون همین بدن ما برای ما کافی است.
بود ز کوتهی تیشه طالب واعظ
که گشته است به سر خاک معدن ما را
هوش مصنوعی: به خاطر کوتاهی و ناتوانی تیشهی طالب و واعظ، حالا دیگر نام و نشانی از ما در خاک معدنمان باقی نمانده است.