شمارهٔ ۸ - گاه سخن
الا ای که هرگز به گاه سخن!
نه بشنیده کس از تو غیر از نقیض
نه از نظم تو کس شد بهره مند
نه از نثر تو کس شده مستفیض
حکایات نثر تو یکسر سقیم
عبارات نظم تو یکسر مریض
گرفتی به کف خامه بس طویل
نهادی ببر کاغذی بس عریض
جواب یکی شعر من بنده را
نگفتی و شد اوج طبعت حضیض
به کنجی خزیدی زشرمندگی
تو در خانه همچون نساء محیض
شمارهٔ ۷ - زلف سیه فام: سختم آید زتو ای زلف سیه فام!شمارهٔ ۹ - دل بی قرار: شیرین عذار یار من، آن سرو خوش خرام
اطلاعات
وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
قالب شعری: قطعه
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
الا ای که هرگز به گاه سخن!
نه بشنیده کس از تو غیر از نقیض
هوش مصنوعی: ای کسانی که هرگز در هنگام صحبت کردن کسی جز مخالفان شما را نشنیدهاید!
نه از نظم تو کس شد بهره مند
نه از نثر تو کس شده مستفیض
هوش مصنوعی: نه کسی از نظم تو بهرهمند شده است و نه کسی از نثر تو بهرهمند شده است.
حکایات نثر تو یکسر سقیم
عبارات نظم تو یکسر مریض
هوش مصنوعی: داستانهای نثرت کاملاً نادرست و نامناسب است و اشعار تو به طور کلی ناتوان و مشکل دارند.
گرفتی به کف خامه بس طویل
نهادی ببر کاغذی بس عریض
هوش مصنوعی: تو قلمی بزرگ و بلند در دست گرفتی و بر روی کاغذی عریض و وسیع نقاشی کردی.
جواب یکی شعر من بنده را
نگفتی و شد اوج طبعت حضیض
هوش مصنوعی: شما به سوال من پاسخ ندادید و این موجب شد که روحیه و احساسات من به نقطهی پائینتری برسد.
به کنجی خزیدی زشرمندگی
تو در خانه همچون نساء محیض
هوش مصنوعی: تو از شرم و خجالت به گوشهای پناه بردهای، مانند زنانی که در ایام عذر در خانه مینشینند.