شمارهٔ ۴ - هفت بند نینوایی
فلک تو رحم به اولاد بوتراب نکردی
مگر به کرب و بلا ظلم بی حساب نکردی
هزار سعی نمودی تو در خرابی یثرب
چرا تو غمکده شام را خراب نکردی
مگر حسین علی را به کربلا تو نکشتی
مگر یزید لعین را تو کامیاب نکردی
شهی که بود ضیا دو چشم ختم رسولان
چرا ز کشتن آن شاه اجتناب نکردی
به قتل سبط نبی کاین چنین شتاب نمودی
چرا به دادن آبش چنین شتاب نکردی
گلوی سبط نبی را مگر ز کین نبریدی
مگر محاسنش از خون سر خضاب نکردی
سر حسین به خاکستر تنور نهادی
حیا از آن رخ چون قرص آفتاب نکردی
به پیش روی پدر تارک پسر تو شکستی
چرا ز کشتن او شرم از آن جناب نکردی
به قتلگاه تو سیلی زدی به روی سکینه
چرا تو رحم بر آن طفل کشته باب نکردی
مگر تو سلسله بر پای عابدین ننهادی
ز تشنگی جگرش را مگر کباب نکردی
ز ظلم های تو ترسم که روز محشر کبری
میان خلق خجالت کشی تو در بر زهرا
فلک به آل نبی ظلم بی حساب نمودی
مدینه را به تمنای ری خراب نمودی
ز تیشهٔ ستم از پا چه نخل های فکندی
چه ظلم ها که به اولاد بوتراب نمودی
کمر بخ قتل حسین بستی و حیا ننمودی
برای کشتن او از چه رو شتاب نمودی
ز کینه سبط نبی را به کربلا به لب آب
برای قطرهٔ آبی دلش کباب نمودی
عزیز فاطمه را از قفا سرش ببریدی
ز کین محاسنش از خون سر خضاب نمودی
به روی خاک فکندی تن مطهر او را
به جسم انور او سایه ز آفتاب نمودی
ز روی قهر تو سیلی زدی به روی سکینه
زخش کبود و دلش پر ز اضطراب نمودی
فلک ز ظلم تو شد سرنگون لوای امامت
به روز بازپسین بایدت کشید غرامت
فلک به آل پیمبر مکر تو جنگ نکردی
مگر به آن شه لب تشنه، عرصه تنگ نکردی
مگر به کرب و بلا ابن سعد را تو ز کوفه
سر سپه ننمودی و پیش هنگ نکردی
سر امام زمان را تو با شتاب بریدی
به قدر خوردن آبی چرا درنگ نکردی
مگر ز خون جوانان شاه یثرب و بطحا
زمین کرب و بلا را تو لاله رنگ نکردی
گلوی اصغر شیرخوارهٔ شه را
مگر ز کین، هدف ناوک خدنگ نکردی
جبین زادهٔ زهرا که داشت داغ عبادت
به قتلگه مگر آزرده اش ز سنگ نکردی
به بوسه گاه نبی چوب خیزران زدی از کین
مگر تو با سر از تن بریده جنگ نکردی
چنین ستم که تو کردی به اهل بیت رسالت
گمانم آنکه به کفار و روم و زنگ نکردی
فلک به آل علی ظلم بی حساب نمودی
مدینه را به تمنای ری خراب نمودی
فلک به آل پیمبر ببین چها کردی
چه ظلم ها که به اولاد مرتضی کردی
شهی که نور دو چشم علی و فاطمه بود
روانه اش ز مدینه، به کربلا کردی
در اول آب به روی حریم او بستی
ز روی فاطمه نی شرم و نی حیا کردی
به روی خاک نهادی جبین سبط رسول
جدا سرش ز قفا از ره جفا کردی
به خون و خاک کشیدی تن مطهر او
سرش بریدی، و بر نوک نیزه ها کردی
به فرق اکبر مه طلعتش زدی شمشیر
دو دست از تن عباس او جدا کردی
به زلف حضرت قاسم ز خون حنا بستی
به دشت کرب و بلا شادیش عزا کردی
نخورده شیر علی اصغر صغیرش را
گلوی او هدف ناوک بلا کردی
چو شام تیره نمودی تو روز لیلا را
به ماتم علی اکبر قدش دو تا کردی
به خیمه گاه حسینی ز کین زدی آتش
به دشت کرب و بلامحشری به پا کردی
به طشت زر سر سبط رسول جا دادی
ز خیزران به لبش چوب آشنا کردی
تمام اهل حرم را به ریسمان بستی
بسوی شام روانشان ز کربلا کردی
فلک ز جور و جفای تو داد و صد بیداد
ز ظلم های تو شهر مدینه، رفت به باد
چو قاسمان بلا قسمت بلا کردند
تمام، قسمت مظلوم کربلا کردند
چه عهد ها که به بستند کوفیان با وی
عجب به عهد خود آن ناکسان وفا کردند
شه حجاز بسوی عراق با صد شور
قدم نهاد و بر او کوفیان، جفا کردند
نخست آب روان را به روی او بستند
به درد تشنگی اش سخت مبتلا کردند
مخالفان ز ره راست چشم پوشیدند
چو نی دل حرم او پر از نوا کردند
ز راه کینه نمودند تیر بارانش
نه رحم بر وی و، نه شرم از خدا کردند
سری که شست ز گیسوش جبریل غبار
ز تن بریده و، بر نوک نیزه ها کردند
تنی که پرورشش در کنار زهرا بود
به خون کشیده و، پامال اسب ها کردند
امیر صف شکن عباس نامدارش را
کنار دجله دو دست از تنش جدا کردند
جوان تازه خطش را ز پا درآوردند
ز درد فرقت او قامتش دو تا کردند
گل ریاض حسن قاسم دلیرش را
در آن زمین بلا شادیش عزا کردند
خیام محترمش را ز کین زدند آتش
به دشت کرببلا محشری بپا کردند
عذار دختر او را ز سیلی آزردند
ز روی فاطمه نه شرم و نه حیا کردند
مصیبتی که به فرزند مصطفی رو داد
ز جن و انس کسی در جهان ندارد یاد
شنیده اید که شاهی، ز صدر زین افتاد
ندیده اید که پا قاتلش به سینه نهاد
شنیده اید که شمر، از قفا برید سرش
ندیده اید که از تشنگی، چسان جان داد
شنیده اید سری شد به نوک نیزه بلند
ندیده اید به چرخ از دل که شد فریاد
شنیده اید که از خون وضو گرفت حسین
ندیده اید چسان، جبهه را به خاک نهاد
شنیده اید که شد کشته نازنین پسرش
ندیده اید چسان قامتش ز پا افتاد
شنیده اید که عباساوفتاد از پا
ندیده اید که ساقی تشنه لب جان داد
شنیده اید که قاسم ز خون حنا بسته
ندیده اید که شد کشته، با دلی ناشاد
شنیده اید که زینب ز کوفه رفت به شام
ندیده اید چسان، خطبه کرد ایراد
چنین ستم که به اولاد بوتراب رسید
ز جن و انس کسی در جهان ندارد یاد
کنند سنگدلان ادعای دین داری
به کفر روی نهادند با ستمکاری
به نیزه چون سر سلطان انس و جان کردند
به پای نیزه به سر خاک قدسیان کردند
صدای هلهله چون از سپاه گشت بلند
میان خیمه، زنان حرم فغان کردند
دریغ و درد که از کینه، کوفیان
تن امام زمان را به خون طپان کردند
شدند رو به سراپرده ها چو لشگر شام
سیه لباس اسیری ببر زنان کردند
زدند چون به سراپرده آتش از ره کین
به دشت کرب و بلا محشری عیان کردند
ز گوش دخترکان گوشواره ها بردند
رسن به گردن بیمار ناتوان کردند
ز تازیانه و سیلی گروه بد آیین
سیاه پشت زنان، روی کودکان کردند
شکسته دل، چو اسیران زنگبار و فرهنگ
به شام شوم، ز کرب و بلا روان کردند
بر این مصیبت عظمی خروش و آه و فغان
همین نه اهل زمین، اهل آسمان کردند
فلک خراب شوی ظلم تا کی و تا چند
به اهل بیت نبی ظلم بیش از این مپسند
شمارهٔ ۳ - هفت بند نینوایی: ای تشنه لب که کشتهٔ راه خدا توییشمارهٔ ۵ - ترکیب بند عاشورایی: ای سر اله را تو سرپوش!
اطلاعات
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)
قالب شعری: ترکیب بند
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
فلک تو رحم به اولاد بوتراب نکردی
مگر به کرب و بلا ظلم بی حساب نکردی
هوش مصنوعی: ای آسمان، تو به فرزندان بوتراب رحم نکردی، مگر اینکه ظلم بیحسابی را در کربلا انجام دادی.
هزار سعی نمودی تو در خرابی یثرب
چرا تو غمکده شام را خراب نکردی
هوش مصنوعی: تو هزار تلاش کردی تا یثرب خراب شود، پس چرا برای ویران کردن غمکده شام تلاشی نکردی؟
مگر حسین علی را به کربلا تو نکشتی
مگر یزید لعین را تو کامیاب نکردی
هوش مصنوعی: آیا تو حسین علی را در کربلا نکشتی و آیا تو باعث نشدی که یزید لعین به پیروزی برسد؟
شهی که بود ضیا دو چشم ختم رسولان
چرا ز کشتن آن شاه اجتناب نکردی
هوش مصنوعی: ای کسی که روشنایی دو چشم پیامبر بود، چرا از کشتن آن شاه (پیامبر) دریغ ورزیدی؟
به قتل سبط نبی کاین چنین شتاب نمودی
چرا به دادن آبش چنین شتاب نکردی
هوش مصنوعی: چرا در کشتن نوه پیامبر اینقدر عجله کردی، اما در دادن آب به او اینقدر بیتوجه بودی؟
گلوی سبط نبی را مگر ز کین نبریدی
مگر محاسنش از خون سر خضاب نکردی
هوش مصنوعی: آیا به خاطر کینه، گلوی نوه پیامبر را نبریدی و آیا محاسن او را از خون رنگین نکردی؟
سر حسین به خاکستر تنور نهادی
حیا از آن رخ چون قرص آفتاب نکردی
هوش مصنوعی: این بیت به تصویر کشیدن یک صحنه غمانگیز و دلخراش است. شاعر از بیاحترامی به سر حسین صحبت میکند و بیان میکند که این عمل به قدری زشت و شرمآور است که حتی موجودی با زیبایی و نورانیی همچون خورشید نیز نمیتواند تحمل کند و به خود اجازه نمیدهد در مقابل چنین عمل ناپسندی قرار گیرد. در واقع، شاعر به اهمیت بزرگداشت یاد و مقام حسین و زشتی بیاحترامی به او اشاره دارد.
به پیش روی پدر تارک پسر تو شکستی
چرا ز کشتن او شرم از آن جناب نکردی
هوش مصنوعی: چرا در برابر پدر، پسر را کشتی و از این کار خجالت نکشیدی؟
به قتلگاه تو سیلی زدی به روی سکینه
چرا تو رحم بر آن طفل کشته باب نکردی
هوش مصنوعی: چرا به سکینه بیرحمی و به او آسیب میزنی؟ تو که میتوانستی به آن بچهای که کشته شده رحم کنی، چرا این کار را نکردی؟
مگر تو سلسله بر پای عابدین ننهادی
ز تشنگی جگرش را مگر کباب نکردی
هوش مصنوعی: آیا تو به عابدین نگفتی که از تشنگی جگرش سوخته و کباب شده است؟
ز ظلم های تو ترسم که روز محشر کبری
میان خلق خجالت کشی تو در بر زهرا
هوش مصنوعی: من از ظلمها و ستمهای تو میترسم، چون ممکن است در روز قیامت، در میان مردم شرمنده شوی و نتوانی به چهرهٔ حضرت زهرا نگاه کنی.
فلک به آل نبی ظلم بی حساب نمودی
مدینه را به تمنای ری خراب نمودی
هوش مصنوعی: این بیت بیانگر این است که آسمان یا سرنوشت، به دختران و فرزندان پیامبر (ص) بدون هیچ دلیلی ظلم کرده و باعث ویرانی مدینه شده است، به گونهای که مردم آرزو دارند رایشان از بین برود.
ز تیشهٔ ستم از پا چه نخل های فکندی
چه ظلم ها که به اولاد بوتراب نمودی
هوش مصنوعی: با ظلم و ستمهایی که کردی، چه نخلهای با ارزشی را از پای درآوردی و چه آسیبهایی به نسلهای بعدی رساندی.
کمر بخ قتل حسین بستی و حیا ننمودی
برای کشتن او از چه رو شتاب نمودی
هوش مصنوعی: توجه کن که تو تصمیم به کشتن حسین گرفتی و بدون هیچ شرمی به این کار اقدام کردی. اکنون بگو چرا اینقدر با شتاب و عجله به این کار پرداختهای؟
ز کینه سبط نبی را به کربلا به لب آب
برای قطرهٔ آبی دلش کباب نمودی
هوش مصنوعی: به خاطر کینهای که از نسل پیامبر داشتید، در کربلا و در کنار آب، دل او را با تشنگی عذاب دادید و زجر کشیدید.
عزیز فاطمه را از قفا سرش ببریدی
ز کین محاسنش از خون سر خضاب نمودی
هوش مصنوعی: شما به عزیز فاطمه از پشت ضربه زدید و سرش را بریدید، به طوری که محاسنش به خونش رنگی شد.
به روی خاک فکندی تن مطهر او را
به جسم انور او سایه ز آفتاب نمودی
هوش مصنوعی: تو بدن پاک او را بر روی خاک گذاشتی و سایهای از نور او را در برابر تابش آفتاب قرار دادی.
ز روی قهر تو سیلی زدی به روی سکینه
زخش کبود و دلش پر ز اضطراب نمودی
هوش مصنوعی: به خاطر قهر تو، سیلی به روی سکینه زدی و صورتش کبود شد، و دلش پر از اضطراب گشت.
فلک ز ظلم تو شد سرنگون لوای امامت
به روز بازپسین بایدت کشید غرامت
هوش مصنوعی: سما به خاطر ستم تو دچار سقوط شده است و علامت رهبری در روز قیامت باید جوابگوی این ظلم باشد.
فلک به آل پیمبر مکر تو جنگ نکردی
مگر به آن شه لب تشنه، عرصه تنگ نکردی
هوش مصنوعی: آسمان به خاطر خاندان پیامبر به تلاشی برای مقابله با تو نپرداخت، مگر اینکه آن پادشاهی که تشنه لب بود، در شرایط سخت و تنگی قرار گرفت.
مگر به کرب و بلا ابن سعد را تو ز کوفه
سر سپه ننمودی و پیش هنگ نکردی
هوش مصنوعی: آیا تو ابن سعد را از کوفه به سوی کربلا نفرستادی و او را برای فرماندهی آماده نکردی؟
سر امام زمان را تو با شتاب بریدی
به قدر خوردن آبی چرا درنگ نکردی
هوش مصنوعی: تو به سرعت سر امام زمان را بُریدی، اما چرا در خوردن یک جرعه آب اینقدر درنگ نکردی؟
مگر ز خون جوانان شاه یثرب و بطحا
زمین کرب و بلا را تو لاله رنگ نکردی
هوش مصنوعی: آیا به خاطر خون جوانان شاه یثرب و زمین بطحا، تو مناطق کربلا را سرخ و لالهگون نکردی؟
گلوی اصغر شیرخوارهٔ شه را
مگر ز کین، هدف ناوک خدنگ نکردی
هوش مصنوعی: آیا نمیتوانی تصور کنی که به خاطر کینه، گلوی کودک شیرخوارهٔ حسین را هدف تیر قرار دادی؟
جبین زادهٔ زهرا که داشت داغ عبادت
به قتلگه مگر آزرده اش ز سنگ نکردی
هوش مصنوعی: فرزند زهرا، که با شدت و سختی عبادت کرده بود، در میدان نبرد به شهادت رسید. آیا تو او را با سنگ زدن آزار نداشتی؟
به بوسه گاه نبی چوب خیزران زدی از کین
مگر تو با سر از تن بریده جنگ نکردی
هوش مصنوعی: تو با حسد و کینه، بر سر مقدسترین مکان، ضربه زدی؛ اما آیا تو همان کسی نیستی که با سر بریده خودت، در جنگ مبارزه نکردی؟
چنین ستم که تو کردی به اهل بیت رسالت
گمانم آنکه به کفار و روم و زنگ نکردی
هوش مصنوعی: تو به اهل بیت پیامبر چنین ظلمی کردی که تصور نمیکنم به دشمنان و مردمان روم و زنگی هم چنین کاری کرده باشی.
فلک به آل علی ظلم بی حساب نمودی
مدینه را به تمنای ری خراب نمودی
هوش مصنوعی: ای آسمان، تو بر خاندان علی بیحساب ظلم کردی و مدینه را به خاطر خواستههای خود ویران ساختی.
فلک به آل پیمبر ببین چها کردی
چه ظلم ها که به اولاد مرتضی کردی
هوش مصنوعی: به آسمان نگاه کن و ببین چه بر سر فرزندان پیامبر آمده است، چه ظلمهایی که به فرزندان علی (ع) روا داشتهاند.
شهی که نور دو چشم علی و فاطمه بود
روانه اش ز مدینه، به کربلا کردی
هوش مصنوعی: پادشاهی که نور چشمان علی و فاطمه بود، از مدینه به سوی کربلا روانه شد.
در اول آب به روی حریم او بستی
ز روی فاطمه نی شرم و نی حیا کردی
هوش مصنوعی: در ابتدا تو آب را بر روی حریم او بستی، نه از روی شرم فاطمه و نه از حس حیا.
به روی خاک نهادی جبین سبط رسول
جدا سرش ز قفا از ره جفا کردی
هوش مصنوعی: بر روی زمین جبین نژاد رسول را گذاشتی و سرش را از پشت بهخاطر ظلم و ستم جدا کردی.
به خون و خاک کشیدی تن مطهر او
سرش بریدی، و بر نوک نیزه ها کردی
هوش مصنوعی: تو جسم پاک او را به خاک و خون آلودی، سرش را بریدی و بر نوک نیزهها قرار دادی.
به فرق اکبر مه طلعتش زدی شمشیر
دو دست از تن عباس او جدا کردی
هوش مصنوعی: بر سر ابوالفضل العباس، شمشیری زدی که با آن سر و تن او را از هم جدا کردی.
به زلف حضرت قاسم ز خون حنا بستی
به دشت کرب و بلا شادیش عزا کردی
هوش مصنوعی: زلفهای حضرت قاسم به رنگ خون حنا آغشته شدند و در دشت کربلا، شادی به عزا تبدیل گشت.
نخورده شیر علی اصغر صغیرش را
گلوی او هدف ناوک بلا کردی
هوش مصنوعی: شیرینترین و بیگناهترین کودک، علیاصغر، حتی یک جرعهای از شیر خود را هم ننوشید، اما تو گلوی او را به تیر بلا نشانه قرار دادی.
چو شام تیره نمودی تو روز لیلا را
به ماتم علی اکبر قدش دو تا کردی
هوش مصنوعی: وقتی شب تاریک شد، روز زیبای لیلا را به سوگ علی اکبر نشان دادی و قامت او را به دو نیم کردی.
به خیمه گاه حسینی ز کین زدی آتش
به دشت کرب و بلامحشری به پا کردی
هوش مصنوعی: در دشت کربلا، بر اثر ظلم و کینه، آتش به خیمههای حسینی زده شد و فضای وحشتناکی ایجاد کرد.
به طشت زر سر سبط رسول جا دادی
ز خیزران به لبش چوب آشنا کردی
هوش مصنوعی: تو ظرف طلا را بر روی سر فرزند پیامبر قرار دادی و با چوب آشنا، لب او را لمس کردی.
تمام اهل حرم را به ریسمان بستی
بسوی شام روانشان ز کربلا کردی
هوش مصنوعی: تمام اهل حرم را مانند ریسمان به هم متصل کرده و به سوی شام هدایت کردی و از کربلا دور ساختی.
فلک ز جور و جفای تو داد و صد بیداد
ز ظلم های تو شهر مدینه، رفت به باد
هوش مصنوعی: آسمان به خاطر ظلم و ناملایمات تو، ناله و فریاد میکند و بیدادگریهایت باعث ویرانی شهر مدینه شده است.
چو قاسمان بلا قسمت بلا کردند
تمام، قسمت مظلوم کربلا کردند
هوش مصنوعی: مدیران و تقسیمکنندگان سختیها، تمام بلایا را تقسیم کردند و به مظلومان، سرنوشت حماسه و مصیبت کربلا را دادند.
چه عهد ها که به بستند کوفیان با وی
عجب به عهد خود آن ناکسان وفا کردند
هوش مصنوعی: کوفیان با او پیمانهای زیادی بستند، اما جای تعجب است که همان افراد ناتوان به وعدههای خود عمل کردند.
شه حجاز بسوی عراق با صد شور
قدم نهاد و بر او کوفیان، جفا کردند
هوش مصنوعی: حاکم حجاز به سمت عراق حرکت کرد و مردم کوفه با بیاحترامی با او رفتار کردند.
نخست آب روان را به روی او بستند
به درد تشنگی اش سخت مبتلا کردند
هوش مصنوعی: اولین کاری که کردند این بود که آب روان را روی او مسدود کردند و او را به شدت به درد تشنگی مبتلا کردند.
مخالفان ز ره راست چشم پوشیدند
چو نی دل حرم او پر از نوا کردند
هوش مصنوعی: مخالفان از مسیر درست منحرف شدند و دلهایشان به حسادت پر شد، در حالی که حرم او (محل مقدس او) پر از نغمهها و آواهای زیبا گشت.
ز راه کینه نمودند تیر بارانش
نه رحم بر وی و، نه شرم از خدا کردند
هوش مصنوعی: از راه انتقام، به او تیراندازی کردند و نه به او رحم کردند و نه از خدا شرم داشتند.
سری که شست ز گیسوش جبریل غبار
ز تن بریده و، بر نوک نیزه ها کردند
هوش مصنوعی: سرِ کسی که از گیسوان او فرشتهای شسته شده، در حالی که غبار از بدن جدا شده و بر سر نیزهها قرار داده شده است.
تنی که پرورشش در کنار زهرا بود
به خون کشیده و، پامال اسب ها کردند
هوش مصنوعی: بدنی که در کنار حضرت زهرا پرورش یافته بود، با ضربات شمشیر به خون کشیده شد و زیر پای اسبها قرار گرفت.
امیر صف شکن عباس نامدارش را
کنار دجله دو دست از تنش جدا کردند
هوش مصنوعی: در کنار رود دجله، امیر صف شکن عباس نامدار را دست و پایش را جدا کردند.
جوان تازه خطش را ز پا درآوردند
ز درد فرقت او قامتش دو تا کردند
هوش مصنوعی: جوانی که به سختی و مشکلاتی که در دوری محبوبش متحمل شده، نشان از غم و اندوه عمیقش است. او به خاطر این درد، به شدت دچار مشکل شده و حتی از لحاظ جسمی هم تحت تأثیر قرار گرفته است.
گل ریاض حسن قاسم دلیرش را
در آن زمین بلا شادیش عزا کردند
هوش مصنوعی: در آن سرزمین پر از بلا، زیبایی و شادابی قاسم دلیر را به حالت عزاداری تبدیل کردند.
خیام محترمش را ز کین زدند آتش
به دشت کرببلا محشری بپا کردند
هوش مصنوعی: در دشت کربلا، به دلیل کین و دشمنی، به خرابی و آتشسوزی پرداخته شد و جنجالی بزرگ به پا شد.
عذار دختر او را ز سیلی آزردند
ز روی فاطمه نه شرم و نه حیا کردند
هوش مصنوعی: صورت دختر او را از ضربه سیلی آزار دادند و از روی فاطمه نه شرم داشتند و نه حیا کردند.
مصیبتی که به فرزند مصطفی رو داد
ز جن و انس کسی در جهان ندارد یاد
هوش مصنوعی: آن مصیبت که بر پسر پیامبر اسلام، مصطفی، نازل شد، هیچ مشابهی در میان انسانها و اجنه در جهان ندارد.
شنیده اید که شاهی، ز صدر زین افتاد
ندیده اید که پا قاتلش به سینه نهاد
هوش مصنوعی: شنیدهاید که پادشاهی از بالای زین افتاده است، اما ندیدهاید که کسی که او را کشته، قدم بر سینهاش گذاشته باشد.
شنیده اید که شمر، از قفا برید سرش
ندیده اید که از تشنگی، چسان جان داد
هوش مصنوعی: شما حتما درباره شمر شنیدهاید که با خنجر از پشت سر امام حسین را زد، اما آیا دیدهاید که چگونه امام حسین بر اثر تشنگی جان داد؟
شنیده اید سری شد به نوک نیزه بلند
ندیده اید به چرخ از دل که شد فریاد
هوش مصنوعی: شما حتماً شنیدهاید که چطور سرهایی بر فراز نیزههای بلند میرود، اما آیا دیدهاید که چگونه دلها در آسمان فریاد میزنند؟
شنیده اید که از خون وضو گرفت حسین
ندیده اید چسان، جبهه را به خاک نهاد
هوش مصنوعی: شما حتماً شنیدهاید که حسین از خون خود برای وضو استفاده کرد، اما شاید ندیدهاید که چگونه او در میدان جنگ به زمین افتاد.
شنیده اید که شد کشته نازنین پسرش
ندیده اید چسان قامتش ز پا افتاد
هوش مصنوعی: شما شنیدهاید که آن جوان نازنین کشته شده است، اما نمیدانید که چطور قامت او از پا افتاده و چه حالتی به خود گرفته است.
شنیده اید که عباساوفتاد از پا
ندیده اید که ساقی تشنه لب جان داد
هوش مصنوعی: شما داستان عباس را شنیدهاید که در میدان جنگ به زمین افتاده است، اما لحظاتی را نداشتهاید که ببینید چگونه کسی که پر از عشق و تشنگی بود، جانش را از دست داد.
شنیده اید که قاسم ز خون حنا بسته
ندیده اید که شد کشته، با دلی ناشاد
هوش مصنوعی: شنیدهاید که قاسم با خون حنا، دستانش را رنگ کرده است. اما ندیدهاید که او چگونه کشته شد، با دلی غمگین و ناراحت.
شنیده اید که زینب ز کوفه رفت به شام
ندیده اید چسان، خطبه کرد ایراد
هوش مصنوعی: شنیدهاید که زینب از کوفه به شام رفت و در آنجا خطبهای ایراد کرد، اما نمیدانید که این مراسم چقدر تاثیرگذار و روحانی بود.
چنین ستم که به اولاد بوتراب رسید
ز جن و انس کسی در جهان ندارد یاد
هوش مصنوعی: این مصیبت و ظلمی که بر فرزندان بوتراب (علی بن ابیطالب) وارد شده، در میان جن و انس کسی دیگر مثل آن را به خاطر ندارد و بینظیر است.
کنند سنگدلان ادعای دین داری
به کفر روی نهادند با ستمکاری
هوش مصنوعی: افرادی که قلبشان سنگی و بی رحم است، ادعای دینداری میکنند، در حالی که با ظلم و فساد به کفر گرایش دارند.
به نیزه چون سر سلطان انس و جان کردند
به پای نیزه به سر خاک قدسیان کردند
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف عزت و مقام انسانی میپردازد. وقتی به نوشتهی آن دقت کنیم، میتوانیم بفهمیم که سرهای انسانها به مانند سرهای بزرگ و گردنکشان در میدان نبرد با نیزهها جابجا میشود. در واقع، به خاطر شکسته شدن مرز میان بزرگان و فرودستان، افرادی که در زندگی معنوی و تقدس هستند، باید به پای این ظلم و بیاحترامی رانده شوند و این امر نشان از درهمشکستن ارزشها و حرمتهاست.
صدای هلهله چون از سپاه گشت بلند
میان خیمه، زنان حرم فغان کردند
هوش مصنوعی: وقتی صدای شادی و شور از طرف سپاه به گوش رسید، زنان در خیمهها به شدت ناله و فریاد کردند.
دریغ و درد که از کینه، کوفیان
تن امام زمان را به خون طپان کردند
هوش مصنوعی: افسوس و دریغ که به خاطر کینه و دشمنی، کوفیان تن امام زمان را به خون آغشته کردند.
شدند رو به سراپرده ها چو لشگر شام
سیه لباس اسیری ببر زنان کردند
هوش مصنوعی: آنها همچون لشکری که به سوی چادرها میروند، لباسهای سیاه بر تن کرده و زنان اسیر را به همراه خود آوردند.
زدند چون به سراپرده آتش از ره کین
به دشت کرب و بلا محشری عیان کردند
هوش مصنوعی: آنها به خاطر کینهای که در دل داشتند، به اردوگاه آتش حمله کردند و در دشت کربلا یک معرکه بزرگ را به وجود آوردند.
ز گوش دخترکان گوشواره ها بردند
رسن به گردن بیمار ناتوان کردند
هوش مصنوعی: گوشوارههای دختران را برداشتند و به گردن بیمار ناتوان رسن بستهاند.
ز تازیانه و سیلی گروه بد آیین
سیاه پشت زنان، روی کودکان کردند
هوش مصنوعی: افرادی که دارای رفتار ناپسند هستند، به وسیله تنبیه و ضرب و شتم، به زنان ظلم کردند و بر روی کودکان خود ظلم روا داشتند.
شکسته دل، چو اسیران زنگبار و فرهنگ
به شام شوم، ز کرب و بلا روان کردند
هوش مصنوعی: دل شکستهام مثل اسیرانی است که در زنجیرند. میخواهم به شام بروم، زیرا از کربلا و بلا به اینجا رانده شدهام.
بر این مصیبت عظمی خروش و آه و فغان
همین نه اهل زمین، اهل آسمان کردند
هوش مصنوعی: در برابر این مصیبت بزرگ، صدای ناله و گریه و شیون از همه برخواست، نه تنها مردم زمین بلکه اهل آسمان نیز این را به گوش جهانیان رساندند.
فلک خراب شوی ظلم تا کی و تا چند
به اهل بیت نبی ظلم بیش از این مپسند
هوش مصنوعی: چرا آسمان خراب شود و ظلم موجود تا کی و چه مدت ادامه خواهد داشت؟ به خانواده پیامبر بیشتر از این ظلم نکنید.