گنجور

شمارهٔ ۵ - ترکیب بند عاشورایی

ای سر اله را تو سرپوش!
وی بادهٔ عشق را قدح نوش!
ای کز ز ره لطف و مهربانی!
پرورده پیمبرت در آغوش
ای فرش ز داغ تو عزادار!
وی عرش به ماتمت سیه پوش!
بی جرم سر تو شمر ببرید
با خنجر کین، ز گوش تا گوش
اطفال تو را کسی ز گریه
جز کعب سنان، نکرد خاموش
اصحاب تو از می شهادت
افتاده تمام مست و مدهوش
برند اگر که بندم از بند
یک دم نکنم تو را فراموش
ای یافته، سر خط شهادت
جان کرده فدا به راه امت
ای شاه بریده سر ز خنجر!
ای خسرو بی سپاه و لشگر!
عریان، تنت افتاده بر خاک
خاکت ز وفا کشیده در بر
لرزید زمین، به خود چو سیماب
آن دم که فتادی از تکاور
در ماتمت ای عزیز زهرا
افروخت چو شمع،قلب حیدر
ماهی صفت ای غریب مظلوم!
گشتی تو به بحر خون شناور
از آب لب تو تر نگردید
گردید محاسنت ز خون تر
خونت به زمین کربلا ریخت
زان رو شده تر تبش معطر
جبریل امین فکند بر خاک
از قتل تو تاج عزت از سر
در سوگ تو منکه سوگوارم
از دیده سرشک خون ببارم
ای جد تو مصطفی علی باب!
ای کشتهٔ تیغ و، تشنهٔ آب!
جسمت دو شب و سه روز افتاد
اندر بر آفتاب و مهتاب
خم شد کمرت ز مرگ اقوام
خون شد جگرت ز هجر احباب
لب تشنه تو جان سپردی اما
مرغ و دد و دام جمله سیراب
شد سرخ ز خون، به رنگ یاقوت
جسم تو که بود چون در ناب
اطفال تو را ز بیم دشمن
شب ها نرود به چشمشان خواب
اهل حرمت، ز ترس اعدا
لرزان تنشان، بسان سیماب
بی جرم سرت ز تن بریدند
جسم تو به خاک و خون کشیدند
ای قره عین شاه لولاک
فرزند رسول ایزد پاک
برید سرت ز تن، چو قاتل
عریان بدنت فکند بر خاک
از قتل تو ای عزیز زهرا!
شد شیر خدا حزین و غمناک
در روز شهادت تو شاها!
شد ناله خاکیان، بر افلاک
چون رفت سر تو بر سر نی
جبریل نمود جامه را چاک
افسوس که گشت شاد و مسرور
از کشتن تو یزید بی باک
در روز شمار قاتلانت
گویند چگونه ما عرفناک
شا ها! سرت از قفا بریدند
صد لعن، بر آن گروه ناپاک
«ترکی» ز غمت مدام خواند
این مرثیه را به چشم نمناک
گریم به سر بریدهٔ تو
یا جسم به خون تپیدهٔ تو

اطلاعات

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
قالب شعری: ترکیب بند
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

ای سر اله را تو سرپوش!
وی بادهٔ عشق را قدح نوش!
هوش مصنوعی: ای سر، تو نگهبان راز الهی هستی! ای کسی که جام عشق را می‌نوشی!
ای کز ز ره لطف و مهربانی!
پرورده پیمبرت در آغوش
هوش مصنوعی: ای کسی که به خاطر لطف و محبت خودت، در آغوش پیمبر پرورش یافته‌ای!
ای فرش ز داغ تو عزادار!
وی عرش به ماتمت سیه پوش!
هوش مصنوعی: ای فرش زمین به خاطر غم تو غمگین است! ای آسمان، به خاطر عزا و ماتم تو، لباس سیاه به تن کرده است!
بی جرم سر تو شمر ببرید
با خنجر کین، ز گوش تا گوش
هوش مصنوعی: بی‌هیچ گناهی، سر تو را با خنجر ترو خشمی از گوش تا گوش می‌زنند.
اطفال تو را کسی ز گریه
جز کعب سنان، نکرد خاموش
هوش مصنوعی: کسی غیر از کعب سنان نتوانسته است صدای گریه کودکان تو را خاموش کند.
اصحاب تو از می شهادت
افتاده تمام مست و مدهوش
هوش مصنوعی: دوستان تو به قدری از نوشیدن شراب معرفت غرق شده‌اند که کاملاً مست و سرمست هستند و از خود بی‌خود شده‌اند.
برند اگر که بندم از بند
یک دم نکنم تو را فراموش
هوش مصنوعی: اگر چه من در این لحظه از تو دور شوم، هرگز تو را فراموش نخواهم کرد.
ای یافته، سر خط شهادت
جان کرده فدا به راه امت
هوش مصنوعی: ای کسی که حقیقت را یافته‌ای، جان خود را در راه ملت فدای شهادت می‌کنی.
ای شاه بریده سر ز خنجر!
ای خسرو بی سپاه و لشگر!
هوش مصنوعی: ای پادشاهی که با خنجر سر بریده‌ای! ای فرمانروا که بدون سپاه و لشکر هستی!
عریان، تنت افتاده بر خاک
خاکت ز وفا کشیده در بر
هوش مصنوعی: بدن بی‌پوشش تو بر زمین افتاده و وفا در آغوش تو را به خاک سپرده است.
لرزید زمین، به خود چو سیماب
آن دم که فتادی از تکاور
هوش مصنوعی: زمین در آن لحظه به لرزه درآمد، مانند جیوه‌ای که به خاطر افتادن چیزی به خود می‌چرخد و نوسان می‌کند.
در ماتمت ای عزیز زهرا
افروخت چو شمع،قلب حیدر
هوش مصنوعی: ای عزیز، در غم تو مانند شمعی که روشن شده است، دل حیدر (علی) شعله‌ور است.
ماهی صفت ای غریب مظلوم!
گشتی تو به بحر خون شناور
هوش مصنوعی: ‌اے غریبی که مانند ماهی هستی! در دریایی از خون سرگردان شده‌ای.
از آب لب تو تر نگردید
گردید محاسنت ز خون تر
هوش مصنوعی: آب لب تو بر من تأثیری نمی‌گذارد، اما ریش‌هایم از خونم در حال تر شدن هستند.
خونت به زمین کربلا ریخت
زان رو شده تر تبش معطر
هوش مصنوعی: خون تو بر خاک کربلا ریخته شده و به همین دلیل، هوا پر از بوی خوش و عطر تو شده است.
جبریل امین فکند بر خاک
از قتل تو تاج عزت از سر
هوش مصنوعی: فرشته‌ای که پیام‌آور است، به خاطر قتل تو، تاج افتخار را بر زمین نهاد.
در سوگ تو منکه سوگوارم
از دیده سرشک خون ببارم
هوش مصنوعی: در غم تو، من که در حال عزاداری‌ام، از چشمانم اشک‌های خونین می‌ریزد.
ای جد تو مصطفی علی باب!
ای کشتهٔ تیغ و، تشنهٔ آب!
هوش مصنوعی: ای پدربزرگ تو، پیامبر خدا، علی! ای که به شمشیر کشته شدی و عاشق آب هستی!
جسمت دو شب و سه روز افتاد
اندر بر آفتاب و مهتاب
هوش مصنوعی: بدنت برای دو شب و سه روز در زیر نور آفتاب و ماه افتاده است.
خم شد کمرت ز مرگ اقوام
خون شد جگرت ز هجر احباب
هوش مصنوعی: به خاطر مرگ بستگان و عزیزان، دل‌تان به شدت آزرده و غمگین شده است.
لب تشنه تو جان سپردی اما
مرغ و دد و دام جمله سیراب
هوش مصنوعی: تو با تشنگی جان دادی، اما همه‌ی پرندگان و حیوانات و دام‌ها تشنه‌ای تو را پر آب کردند و سیراب بودند.
شد سرخ ز خون، به رنگ یاقوت
جسم تو که بود چون در ناب
هوش مصنوعی: جسم تو که زمانی مانند دُر و خالص بود، اکنون به رنگ یاقوت سرخ و از خون آغشته شده است.
اطفال تو را ز بیم دشمن
شب ها نرود به چشمشان خواب
هوش مصنوعی: بچه‌های تو به خاطر ترس از دشمن، شب‌ها نمی‌توانند بخوابند.
اهل حرمت، ز ترس اعدا
لرزان تنشان، بسان سیماب
هوش مصنوعی: افراد محترم و با شخصیت، به خاطر ترس از دشمنان، مانند جیوه دچار لرز هستند.
بی جرم سرت ز تن بریدند
جسم تو به خاک و خون کشیدند
هوش مصنوعی: بدون اینکه مرتکب گناهی شده باشی، سر تو را از بدنت جدا کردند و جسم تو را به خاک و خون آغشته کردند.
ای قره عین شاه لولاک
فرزند رسول ایزد پاک
هوش مصنوعی: ای چشمان سیاه، فرزند رسول خدا، با محبت و زیبایی خاصی که داری، جلوه‌گر هستی.
برید سرت ز تن، چو قاتل
عریان بدنت فکند بر خاک
هوش مصنوعی: سر از تن جدا کن و مانند قاتلی عریان، بدن خود را بر روی زمین بیفکن.
از قتل تو ای عزیز زهرا!
شد شیر خدا حزین و غمناک
هوش مصنوعی: از مرگ تو ای عزیز دختر پیامبر، شیر خدا (علی) غمگین و افسرده شد.
در روز شهادت تو شاها!
شد ناله خاکیان، بر افلاک
هوش مصنوعی: در روزی که تو به شهادت رسیدی، زمین و آسمان پر از ناله و گریه مردم شد.
چون رفت سر تو بر سر نی
جبریل نمود جامه را چاک
هوش مصنوعی: زمانی که سر تو به سوی آسمان رفت، جبرئیل جامه‌اش را از شدت شادی پاره کرد.
افسوس که گشت شاد و مسرور
از کشتن تو یزید بی باک
هوش مصنوعی: متأسفانه یزید، بی‌شرم و بی‌درد، با کشتن تو به شادی و شگفتی رسید.
در روز شمار قاتلانت
گویند چگونه ما عرفناک
هوش مصنوعی: اگر روزی به شمارش کشته‌هایت بپردازند، باید بگویند که تو را چگونه شناخته‌ایم.
شا ها! سرت از قفا بریدند
صد لعن، بر آن گروه ناپاک
هوش مصنوعی: ای بزرگان! در پشت سرتان را بریدند و بارها بر آن گروه ناپاک عذاب می‌فرستم.
«ترکی» ز غمت مدام خواند
این مرثیه را به چشم نمناک
هوش مصنوعی: غم تو همواره در دل این ترکیه‌ای طنین‌انداز است و او در حالی که چشمانش پر از اشک است، این مرثیه را می‌خواند.
گریم به سر بریدهٔ تو
یا جسم به خون تپیدهٔ تو
هوش مصنوعی: من به خاطر سر بریدهٔ تو یا جسمت که به خون آغشته شده است گریه می‌کنم.