گنجور

شمارهٔ ۸ - هلال ماه ماتم

باز بر طرف چمن، یا رب چه شد کآبر بهار
بر خلاف رسم و عادت گشته اینسان ژاله بار
گل به صد حسرت، گریبان صبوری کرد چاک
بلبل اندر شاخ گل، گردیده از غم بی قرار
جامهٔ نیلی به تن پوشیده سوسن، در چمن
گیسوان کرده پریشان، سنبل اندر مرغزار
نسترن افکنده گویا چادر ماتم به سر
نارون آورده گویا میوهٔ حسرت ببار
بلبلان گویا عزادارند بر طرف چمن
عندلیبان، نوحه خوانانند اندر شاخسار
شور در صحن چمن، افکنده گیسو عندلیب
نوحه خوان، شیون کنان از یک طرف گشته هزار
خلق را بینم سیه در بر، گروه اندر گروه
نوحه خوانان وا حسینا گو قطار اندر قطار
شور محشر گوییا بر پا شده اندر جهان
کاین چنین غوغا همی خیزد ز هر شهر و دیار
گوییا ماه محرم، شد عیان درآسمان
یا هلال ماه ماتم، گشت گویی آشکار
آه از آن دم که ماه برج دین در کربلا
بر زمین افتاد جسم انورش خورشید وار
بر دلش از یک طرف، داغ عزیزان بی حساب
بر تنش از یک طرف، زخم لعنیان بی شمار
بر زمین بنهاد گاهی پهلو از بی طاقتی
گاه بر خاک سیه بنهاد رخ آن گل عذار
گیسویی از خون بشد رنگین که جبریل امین
شست وشو می کرد ز آب سلسبیل از وی غبار
از چه یارب آسمان از هم نپاشید آن زمان
کوفتاد از صدر زین، آن خسرو گردون وقار
جای اشک از دیده گر خون دل آید اندک است
در عزای سبط احمد در همه لیل و نهار
« ترکیا » در ماتم شاه شهیدان، روز و شب
دست غم بر سر زن و، خون دل از مژگان ببار

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

باز بر طرف چمن، یا رب چه شد کآبر بهار
بر خلاف رسم و عادت گشته اینسان ژاله بار
هوش مصنوعی: دوباره در کنار چمن نشسته‌ام، ای پروردگار، چه شده که آب و هوای بهار به طرز عجیبی تغییر کرده و باران به جای آمدن در زمان مناسب، به گونه‌ای دیگر می‌بارد؟
گل به صد حسرت، گریبان صبوری کرد چاک
بلبل اندر شاخ گل، گردیده از غم بی قرار
هوش مصنوعی: گل به خاطر حسرت‌های فراوان، چاک لباس صبوری خود را پاره کرد. بلبل که در شاخ گل نشسته بود، از غم و اندوه بی‌قرار شده است.
جامهٔ نیلی به تن پوشیده سوسن، در چمن
گیسوان کرده پریشان، سنبل اندر مرغزار
هوش مصنوعی: سوسن در چمن لباس نیلی به تن کرده و گیسوانش را به صورت نامرتب آراسته است، در حالی که سنبل در دشت شکوفا شده است.
نسترن افکنده گویا چادر ماتم به سر
نارون آورده گویا میوهٔ حسرت ببار
هوش مصنوعی: به نظر می‌رسد که نسترن (گلی لطیف) چادری از اندوه بر سر کشیده و این موضوع باعث شده که نارون (درختی با چوب سخت) میوه‌های حسرت را به بار بیاورد. این تصویر به نوعی به احساسات تلخ و غم‌انگیز اشاره دارد که به زندگی و طبیعت نفوذ کرده‌اند.
بلبلان گویا عزادارند بر طرف چمن
عندلیبان، نوحه خوانانند اندر شاخسار
هوش مصنوعی: بلبلان به نظر می‌رسد که بر سر سبزه‌ها عزاداری می‌کنند و درختان نیز همانند نوحه‌خوانانی هستند که در شاخه‌ها به سوگواری مشغول‌اند.
شور در صحن چمن، افکنده گیسو عندلیب
نوحه خوان، شیون کنان از یک طرف گشته هزار
هوش مصنوعی: در باغ، شور و شوقی به پا شده و گیسوان پرنده‌ای به مانند بلبل در حال ناله و سرود است. از یک سو صدای او به گونه‌ای است که انگار هزار بار فریاد می‌زند و شَوَش در فضا پیچیده است.
خلق را بینم سیه در بر، گروه اندر گروه
نوحه خوانان وا حسینا گو قطار اندر قطار
هوش مصنوعی: می‌بینم که مردم در لباس سیاه جمع شده‌اند و گروه‌های زیادی به حالت عزاداری و نوحه‌خوانی مشغولند و دسته‌دسته به سمت یک مقصد می‌روند و نام "حسین" را بر زبان می‌آورند.
شور محشر گوییا بر پا شده اندر جهان
کاین چنین غوغا همی خیزد ز هر شهر و دیار
هوش مصنوعی: به نظر می‌رسد که در جهان وضعیت بسیار پرهیجان و آشوبی به وجود آمده است، به گونه‌ای که این جنجال و شلوغی از هر نقطه و منطقه‌ای شنیده می‌شود و گویی روز قیامت آغاز شده است.
گوییا ماه محرم، شد عیان درآسمان
یا هلال ماه ماتم، گشت گویی آشکار
هوش مصنوعی: به نظر می‌رسد که ماه محرم در آسمان به وضوح دیده می‌شود، یا هلال ماه نشان از سوگواری و عزاداری دارد که به روشنی نمایان شده است.
آه از آن دم که ماه برج دین در کربلا
بر زمین افتاد جسم انورش خورشید وار
هوش مصنوعی: ای کاش در آن لحظه‌ای که ماه دین در کربلا به زمین افتاد، جسم نورانی‌اش مانند خورشید درخشان بود.
بر دلش از یک طرف، داغ عزیزان بی حساب
بر تنش از یک طرف، زخم لعنیان بی شمار
هوش مصنوعی: دل او پر از غم ناشی از فقدان عزیزان است و در عین حال جسمش هم با زخم‌های بسیار از دشمنان آغشته شده است.
بر زمین بنهاد گاهی پهلو از بی طاقتی
گاه بر خاک سیه بنهاد رخ آن گل عذار
هوش مصنوعی: گاهی به خاطر ناامیدی، بر زمین می‌افتد و گاهی روی خاک سیاه، چهره گل مانند خود را می‌گذارد.
گیسویی از خون بشد رنگین که جبریل امین
شست وشو می کرد ز آب سلسبیل از وی غبار
هوش مصنوعی: موهای او به رنگ خون درآمده بود، گویی که جبرئیل امین آن را از آب زلال شستشو می‌کرد و از او غبار برمی‌داشت.
از چه یارب آسمان از هم نپاشید آن زمان
کوفتاد از صدر زین، آن خسرو گردون وقار
هوش مصنوعی: چرا ای خدا، آسمان در آن زمان که آن شاه بزرگ از تختش به زمین افتاد، فرو نریخت؟
جای اشک از دیده گر خون دل آید اندک است
در عزای سبط احمد در همه لیل و نهار
هوش مصنوعی: اگر در دل خون بریزد و از چشم اشکی نیفتد، باز هم اندکی از غم و اندوه در عزای فرزند پیامبر(ص) در طول شب و روز است.
« ترکیا » در ماتم شاه شهیدان، روز و شب
دست غم بر سر زن و، خون دل از مژگان ببار
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به غم و اندوه شدید مردم ترکیا (ترکیه) در پی شهادت یک شاه بزرگ اشاره می‌کند. روز و شب، این مردم با ناراحتی و غم سنگینی به سر می‌زنند و اشک‌هایشان همچون خون از چشمانشان جاری می‌شود.