گنجور

شمارهٔ ۵ - عزای رضا

چرا؟ چونی، نکنم ناله در عزای رضا
چرا؟ فغان نکنم روز و شب، برای رضا
چرا؟ به سر نزنم دست غم به ماتم او
چرا؟ بپا نکنم مجلس عزای رضا
به طوس لشکر غم :بر دلم هجوم آرد
چو آورم به زبان، نام غم فزای رضا
رضا غریب و، رضا بی کس و، رضا مظلوم
سزاست گر که کنم جان خود فدای رضا
ز لخت های دل و اشک چشم ماتمیان
مگرعلاج شود درد بی دوای رضا
به راستی دلش از سنگ خاره سخت تر است
کسی که که نشکند او را دل از برای رضا
خدا مباد رضا از کسی که از ره جور
رضا نمود دل خویش بر جفای رضا
رضا به شهر خراسان غریب و تنها ماند
کسی نبود در آن شهر، آشنای رضا
به او سپرد چو مامون ولایتعهدی
اگر چه کرد ولی کرد بی رضای رضا
رضا نبود رضا بر ولی عهدی او
ولی قبول نشد نزد او ابای رضا
ز راه خدعه و نیرنگ حاکم جبار
به جای تخت به تابوت داد جای رضا
هزار حیف که مامون بی حیا آخر
نکرد شرم ز پیمغبر وخدای رضا
به نزد خود طلبید و نمود مسمومش
خدای داند و آن درد بی دوای رضا
به خانه آمد و، در حجره رفت و، در را بست
که تازه حجره کسی نشنود صدای رضا
میان حجره ز سوز جگر، چو نی نالید
چگر کباب شود بهر ناله های رضا
غریب رفت ز دنیا میان حجره ولی
جواد ، جانب قبله کشید پای رضا
رضا به زهر جفا شد به ملک طوس شهید
ولی نگشت بریده سر از قفای رضا
غریب مرد به غربت رضا ولی بر نی
نرفت راس منیر خدا نمای رضا
روا بود که شب وروز و سال ومه « ترکی »
تمام عمر بنالی اگر برای رضا
بپای بوس رضا گر به سر روم نه عجب
ز دور بینم اگر گنبد طلای رضا

اطلاعات

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

چرا؟ چونی، نکنم ناله در عزای رضا
چرا؟ فغان نکنم روز و شب، برای رضا
هوش مصنوعی: چرا باید در سوگ رضا ناله نکنم؟ چرا نباید روز و شب برای او آه و فریاد برآورم؟
چرا؟ به سر نزنم دست غم به ماتم او
چرا؟ بپا نکنم مجلس عزای رضا
هوش مصنوعی: چرا باید غم او را فراموش کنم؟ چرا نباید برای رضا، جلسه‌ی عزای او را برپا کنم؟
به طوس لشکر غم :بر دلم هجوم آرد
چو آورم به زبان، نام غم فزای رضا
هوش مصنوعی: به شهر طوس، لشکری از غم بر دل من حمله‌ور می‌شود، هنگامی که نام رضا را به زبان می‌آورم، غم بیشتری بر من است.
رضا غریب و، رضا بی کس و، رضا مظلوم
سزاست گر که کنم جان خود فدای رضا
هوش مصنوعی: رضا، که غریب و بی‌کس و مظلوم است، سزاوار است که اگر بخواهم، جانم را فدای او کنم.
ز لخت های دل و اشک چشم ماتمیان
مگرعلاج شود درد بی دوای رضا
هوش مصنوعی: از درد و غم دل و اشک چشمان عزاداران، آیا می‌توان به درمان بی‌درمان رضا دست پیدا کرد؟
به راستی دلش از سنگ خاره سخت تر است
کسی که که نشکند او را دل از برای رضا
هوش مصنوعی: حقیقتاً دل کسی که به خاطر راضی نگه داشتن دیگران، دلش نمی‌شکند، از سنگ هم سخت‌تر است.
خدا مباد رضا از کسی که از ره جور
رضا نمود دل خویش بر جفای رضا
هوش مصنوعی: خدا نکند که کسی به خاطر خوشنودی شخصی، دل خود را به بدی‌های دیگران بسپرد و از ظلم آن‌ها راضی باشد.
رضا به شهر خراسان غریب و تنها ماند
کسی نبود در آن شهر، آشنای رضا
هوش مصنوعی: رضا در شهر خراسان با احساس تنهایی و غم مواجه بود، زیرا هیچ آشنایی در آنجا نداشت و احساس غریبی می‌کرد.
به او سپرد چو مامون ولایتعهدی
اگر چه کرد ولی کرد بی رضای رضا
هوش مصنوعی: او ولایتعهدی را به مامون سپرد، اما به رضایت امام رضا این کار را انجام نداد.
رضا نبود رضا بر ولی عهدی او
ولی قبول نشد نزد او ابای رضا
هوش مصنوعی: خشنودی او از ولیعهدی فرزندش نبود و او این مقام را قبول نکرد، هرچند که رضایت خداوند را نداشت.
ز راه خدعه و نیرنگ حاکم جبار
به جای تخت به تابوت داد جای رضا
هوش مصنوعی: به دلیل فریب و حیله‌ای که حاکم مستبد به کار برد، به جای اینکه بر تخت سلطنت نشیند، در تابوت قرار گرفت و سهمی از رضایت خداوند را به دست آورد.
هزار حیف که مامون بی حیا آخر
نکرد شرم ز پیمغبر وخدای رضا
هوش مصنوعی: هزار افسوس که مامون بدون شرم و حیا، در نهایت از پیامبر و خداوند رضا، شرم نکرد.
به نزد خود طلبید و نمود مسمومش
خدای داند و آن درد بی دوای رضا
هوش مصنوعی: او را نزد خود فراخواند و به او زهر نشان داد، خدا می‌داند که آن درد آزاردهنده‌ای است که درمانی ندارد جز رضا.
به خانه آمد و، در حجره رفت و، در را بست
که تازه حجره کسی نشنود صدای رضا
هوش مصنوعی: او به خانه برگشت و وارد اتاق شد و در را بست تا کسی صدای رضا را نشنود.
میان حجره ز سوز جگر، چو نی نالید
چگر کباب شود بهر ناله های رضا
هوش مصنوعی: در دل حجره، صدای ناله‌ای مانند نی به گوش می‌رسد، که نشان از درد و سوز دل دارد. این ناله‌ها باعث می‌شود تا دل به حالت کباب درآید، به خاطر آرزوی رضایت و آرامش.
غریب رفت ز دنیا میان حجره ولی
جواد ، جانب قبله کشید پای رضا
هوش مصنوعی: مردی که مردم احساس غربت و孤انگی می‌کرد، در دل حجره از دنیا رفت، اما در آخرین لحظات، پایش را به سمت نقطه قبله کشید، نشان از عشق و ارادت به خدا و دین داشت.
رضا به زهر جفا شد به ملک طوس شهید
ولی نگشت بریده سر از قفای رضا
هوش مصنوعی: رضا با زجر و سختی در شهر طوس به شهادت رسید، اما سرش از پشت قطع نشد.
غریب مرد به غربت رضا ولی بر نی
نرفت راس منیر خدا نمای رضا
هوش مصنوعی: مرد غریب به دوری و جدایی و کمبود راضی است، اما به واسطه‌ی وجود امام رضا، روحش از تاریکی به روشنی هدایت می‌شود.
روا بود که شب وروز و سال ومه « ترکی »
تمام عمر بنالی اگر برای رضا
هوش مصنوعی: اجازه داده می‌شود که شب و روز و ماه و سال به طور کامل صرف غم و اندوه شود، اگر این همه برای رضایت و خشنودی شخصی باشد.
بپای بوس رضا گر به سر روم نه عجب
ز دور بینم اگر گنبد طلای رضا
هوش مصنوعی: اگر به پای مقدس رضایت برسم، حتی اگر دورتر از آنجا باشم، تعجبی ندارد که گنبد طلایی او را ببینم.

حاشیه ها

1402/03/02 15:06
ابوالفضل

صلّی الله علیک یا علیّ بن موسی الرّضا (ع)