شمارهٔ ۴ - بضعه الرسول
آه از دمی که فاطمه دخت پیمبرا
با حالتی عجیب درآید به محشرا
بر دست راستش در دندان مصطفی
بر دست چپ عمامهٔ پر خون حیدرا
بر دوش راست، جبه آغشته ای به زهر
از مجتبی حسن شه پاکیزه گوهرا
بر دوش چپ، مشبک پیراهن حسین
از نوک تیر و نیزه و شمشیر و خنجرا
وارد شود به حشر، به این هیات شگرف
دستی زند به قائمهٔ عرش داورا
با چشم اشکبار ز دل ناله ای کشد
کز ناله اش فتد به دل خلق آذرا
گوید که ای الاه من، ای دادگر خدای!
بنگر دمی به حال من زار و مضطرا
خاهم که داد من بستانی ز دشمنان
امروز خوش دلم کنی و، شاد خاطرا
زین ظلم ها که شد به من از امت پدر
گیری تو انتقام ز امت سراسرا
دندان باب من، شکستند از جفا
کردند سقط محسنم از صدمهٔ درا
بشکافتند فرق پسر عم من علی
با تیغ کین، میانهٔ محراب منبرا
مسموم ساختند ز زهر جفا حسن
جان داد پاره پاره جگر روی بسترا
شد پاره پاره جسم حسینم به کربلا
از جورکوفیان لعین ستمگرا
صد چاک ماند جسم حسینم به روی خاک
نه سر به پیکرش، نه لباسیش در برا
کشتند اقربا و جوانانش از ستم
از اکبرش فتاد ز پا، تا به اصغرا
گشتند پاره پاره ز شمشیر و تیر و تیغ
عباس و عون و قاسم و عثمان و جعفرا
اهل حریم او به اسیری به سوی شام
رفتند دل شکسته و به حال مضطرا
القصه دادخواهی او چون شود تمام
آید چنین خطاب ز خلاق داورا
کای دختر حبیب من، ای مادر حسین
ای زوجهٔ ولی من، ای نیک اخترا!
امروز ما به دست تو دادیم اختیار
کردیم ما تو را به شفاعت مخیرا
هر کس که بر حسین تو کرده جفا و ظلم
او را روانه کن، سوی سوزنده اخگرا
وانکس که در عزای حسینت گریسته
سیراب کن به جنت اش از آب کوثرا
بفرست دشمنان حسینت سوی جهیم
با دوستان او تو به جنت درا درا
ای مادر حسین و حسن بضعه الرسول
ای درگه حسین تو از عرش برترا!
« ترکی » یکی ز نوحه گران حسین توست
او را شفیع باش، تو در وز محشرا
شمارهٔ ۳ - گریهٔ پنهان: کلک قضا نوشت چو دیوان فاطمهشمارهٔ ۵ - عزای رضا: چرا؟ چونی، نکنم ناله در عزای رضا
اطلاعات
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
آه از دمی که فاطمه دخت پیمبرا
با حالتی عجیب درآید به محشرا
هوش مصنوعی: وای بر لحظهای که فاطمه، دختر پیامبر، با حالتی عجیب در روز قیامت حاضر شود.
بر دست راستش در دندان مصطفی
بر دست چپ عمامهٔ پر خون حیدرا
هوش مصنوعی: در دست راست او دندان پیامبر قرار دارد و در دست چپش عمامهای پر از خون علی هست.
بر دوش راست، جبه آغشته ای به زهر
از مجتبی حسن شه پاکیزه گوهرا
هوش مصنوعی: بر شانه راستت، جبهای است که به زهر آغشته شده و نشاندهنده پاکی و نیکی است که از مجتبی حسن، پسر پیامبر اسلام، به ارث رسیده است.
بر دوش چپ، مشبک پیراهن حسین
از نوک تیر و نیزه و شمشیر و خنجرا
هوش مصنوعی: پیراهن حسین، که به شکل مشبک و زیبا است، بر دوش چپ او قرار دارد و نشان از زخمها و آسیبهایی دارد که به وسیله تیر، نیزه، شمشیر و خنجر بر او وارد شده است.
وارد شود به حشر، به این هیات شگرف
دستی زند به قائمهٔ عرش داورا
هوش مصنوعی: و در روز قیامت، با این وجود شگفتانگیز، دستی بر پایهی عرش پروردگار خواهد زد.
با چشم اشکبار ز دل ناله ای کشد
کز ناله اش فتد به دل خلق آذرا
هوش مصنوعی: با چشمانی پر از اشک، از عمق دل خود فریادی میکشد که صدای آن به دل دیگران نیز نفوذ میکند و باعث ناراحتی و اندوه میشود.
گوید که ای الاه من، ای دادگر خدای!
بنگر دمی به حال من زار و مضطرا
هوش مصنوعی: خدایا، ای دادرس بزرگ! لحظهای به من نگاهی بینداز و حال وخیم و آشفتهام را ببین.
خاهم که داد من بستانی ز دشمنان
امروز خوش دلم کنی و، شاد خاطرا
هوش مصنوعی: من میخواهم که تو از دشمنانم انتقام بگیری و امروز با دل خوشی، خاطر مرا شاد کنی.
زین ظلم ها که شد به من از امت پدر
گیری تو انتقام ز امت سراسرا
هوش مصنوعی: از ظلمهایی که از سوی پیروان پدرم به من رسیده، تو انتقام بگیر از تمام آن قوم.
دندان باب من، شکستند از جفا
کردند سقط محسنم از صدمهٔ درا
هوش مصنوعی: دندان من را از شدت ظلم شکستند و فرزندم را به خاطر آسیبهایی که دید، از دست دادم.
بشکافتند فرق پسر عم من علی
با تیغ کین، میانهٔ محراب منبرا
هوش مصنوعی: پسر عموی من علی با شمشیر دشمنی، سر خود را در برابر محراب منبر شکست.
مسموم ساختند ز زهر جفا حسن
جان داد پاره پاره جگر روی بسترا
هوش مصنوعی: به خاطر ظلم و ستمی که به حسن شده، او با دل دردناک و غمگین جان خود را از دست داد و به حالت پاره پاره بر روی بستر افتاد.
شد پاره پاره جسم حسینم به کربلا
از جورکوفیان لعین ستمگرا
هوش مصنوعی: بدن حسین در کربلا از ظلم و ستم یزیدیان پاره پاره شد.
صد چاک ماند جسم حسینم به روی خاک
نه سر به پیکرش، نه لباسیش در برا
هوش مصنوعی: بدن حسین بر خاک پر از زخم و چاک مانده و نه سرش بر پیکرش است و نه لباسش در بر دارد.
کشتند اقربا و جوانانش از ستم
از اکبرش فتاد ز پا، تا به اصغرا
هوش مصنوعی: در این بیت، به وضعیتی اشاره شده که خانواده و جوانان یک فرد به دلیل ظلم و ستم مورد آسیب قرار گرفتهاند و این بیعدالتی باعث شده که آن فرد بزرگتر و مسئول نتواند مقاومت کند و به زانو درآید. این بیانگر شدت ظلم و تاثیر آن بر روی افراد و روابط خانوادگی است.
گشتند پاره پاره ز شمشیر و تیر و تیغ
عباس و عون و قاسم و عثمان و جعفرا
هوش مصنوعی: عباس، عون، قاسم، عثمان و جعفر به وسیله شمشیر و تیر و تیغ مورد حمله قرار گرفتند و به شدت زخمی و پاره پاره شدند.
اهل حریم او به اسیری به سوی شام
رفتند دل شکسته و به حال مضطرا
هوش مصنوعی: مردم حریم او در حالی که دلشکسته و نگران بودند، به سمت شام به اسیری رفتند.
القصه دادخواهی او چون شود تمام
آید چنین خطاب ز خلاق داورا
هوش مصنوعی: در نهایت، زمانی که دادخواهی او به پایان برسد، چنین ندا از سوی خالق قضاوتکننده به او میرسد.
کای دختر حبیب من، ای مادر حسین
ای زوجهٔ ولی من، ای نیک اخترا!
هوش مصنوعی: ای دختر محبوب من، ای مادر حسین، ای همسر ولی من، ای صاحب خلق و خوی نیکو!
امروز ما به دست تو دادیم اختیار
کردیم ما تو را به شفاعت مخیرا
هوش مصنوعی: امروز ما اختیار و انتخاب خود را به تو سپردیم و تصمیم گرفتیم که تو را به عنوان شفیع خود برگزینیم.
هر کس که بر حسین تو کرده جفا و ظلم
او را روانه کن، سوی سوزنده اخگرا
هوش مصنوعی: هر کسی که به حسین ظلم کرده و به او ستم روا داشته، او را به سوی آتش سوزان بران.
وانکس که در عزای حسینت گریسته
سیراب کن به جنت اش از آب کوثرا
هوش مصنوعی: کسی که در سوگ حسین (ع) گریسته است، او را با آب کوثر از جنت سیراب کن.
بفرست دشمنان حسینت سوی جهیم
با دوستان او تو به جنت درا درا
هوش مصنوعی: دشمنان حسینت را به جهنم بفرست و با دوستان او به بهشت برو.
ای مادر حسین و حسن بضعه الرسول
ای درگه حسین تو از عرش برترا!
هوش مصنوعی: ای مادر حسین و حسن، که فرزندان پیامبر هستی، ای که جایگاه تو از عرش هم بالاتر است!
« ترکی » یکی ز نوحه گران حسین توست
او را شفیع باش، تو در وز محشرا
هوش مصنوعی: «ترکی» یکی از نوحهخوانان حسین است، او را به عنوان شفیع خود در روز محشر در نظر بگیر.