گنجور

شمارهٔ ۳ - گریهٔ پنهان

کلک قضا نوشت چو دیوان فاطمه
دست قدر گرفت گریبان فاطمه
مامش خدیجه چون به بهشت برین شتافت
شد آشکار گریهٔ پنهان فاطمه
بابش نبی چو عالم فانی وداع کرد
خاموش گشت شمع شبستان فاطمه
زوجش علی چو خانه نشین شد پس از نبی
پژمرده گشت گلبن بستان فاطمه
شرمنده گشت خاذن گنج دو دیده اش
گوهر ز بسکه ریخت به دامان فاطمه
از آتش فراق، تن و جان او گداخت
جان ها شود فدای تن و جان فاطمه
باله سزاست کز زن و مرد جهان تمام
سازند جان خویش به قربان فاطمه
فردا که آفتاب قیامت کند طلوع
دارند خلق چشم، به احسان فاطمه
هر کس که نام فاطمه را بشنود یقین
سوزد دلش به حال پریشان فاطمه
« ترکی » ز راه صدق و صفا و ادب زده است
دست ولا به دامن احسان فاطمه
یا رب به حق فاطمه و آل اطهرش
او را شمر یکی ز غلامان فاطمه

اطلاعات

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

کلک قضا نوشت چو دیوان فاطمه
دست قدر گرفت گریبان فاطمه
هوش مصنوعی: سرنوشت مانند یک قلم که بر روی کاغذی نوشته شده، زندگی فاطمه را رقم زد و سرنوشت، چنان مقدر بود که دست قدرت الهی، از او حمایت کرد و او را در آغوش گرفت.
مامش خدیجه چون به بهشت برین شتافت
شد آشکار گریهٔ پنهان فاطمه
هوش مصنوعی: وقتی خدیجه به بهشت رفت، اشک‌های پنهان فاطمه آشکار شد.
بابش نبی چو عالم فانی وداع کرد
خاموش گشت شمع شبستان فاطمه
هوش مصنوعی: وقتی پیامبر، این عالم فانی را ترک کرد، شمع شبستان فاطمه خاموش شد.
زوجش علی چو خانه نشین شد پس از نبی
پژمرده گشت گلبن بستان فاطمه
هوش مصنوعی: وقتی علی، همسر فاطمه، پس از پیامبر در خانه ماند و دور از فعالیت‌های اجتماعی شد، باغ و بستان فاطمه پژمرده و خالی از نشاط گشت.
شرمنده گشت خاذن گنج دو دیده اش
گوهر ز بسکه ریخت به دامان فاطمه
هوش مصنوعی: خادمی که نگهبان گنجینه‌ای از اشک‌ها است، از شرم نتوانست خود را نگاه دارد و گوهرهای اشک‌هایش به دامن فاطمه ریخت.
از آتش فراق، تن و جان او گداخت
جان ها شود فدای تن و جان فاطمه
هوش مصنوعی: از شدت درد جدایی، روح و جسم او به شدت آسیب دیده است و جان‌ها برای فدای روح و جسم حضرت فاطمه آماده‌اند.
باله سزاست کز زن و مرد جهان تمام
سازند جان خویش به قربان فاطمه
هوش مصنوعی: باید بر سر برافرازند که زن و مرد جهان را به خاطر قربانی کردن جانشان برای فاطمه باشند.
فردا که آفتاب قیامت کند طلوع
دارند خلق چشم، به احسان فاطمه
هوش مصنوعی: فردا که روز قیامت شروع می‌شود، مردم چشم‌هایی دارند که به لطف و مهربانی فاطمه نگاه می‌کنند.
هر کس که نام فاطمه را بشنود یقین
سوزد دلش به حال پریشان فاطمه
هوش مصنوعی: هر کسی که نام فاطمه را بشنود، به طور حتم قلبش برای وضعیت ناراحت‌کننده فاطمه پارگی می‌خورد.
« ترکی » ز راه صدق و صفا و ادب زده است
دست ولا به دامن احسان فاطمه
هوش مصنوعی: ترکی با صداقت، پاکی و ادب، به دامن احسان و بخشش فاطمه چنگ زده است.
یا رب به حق فاطمه و آل اطهرش
او را شمر یکی ز غلامان فاطمه
هوش مصنوعی: پروردگارا، به حق فاطمه و خاندان پاک او، شمر را یکی از خدمتگزاران فاطمه قرار بده.