گنجور

شمارهٔ ۱۰ - سوز عطش

چون شه ملک حجاز آمد سوی ملک عراق
پر نوا و شور شد از رفتنش این نه رواق
رایت منصوریش افتاد و، شد مغلوب کفر
رفتش از کف اختیار و، طاقتش آمد به طاق
از جفا سنگین دلان بستن بروی راه آب
با وجود آنکه بودی مادر او را صداق
از پی ببریدن راس همایون حسین
فرقهٔ ناراست گویان، جمله کردند اتفاق
دختر زارش که هر دم نازمی کردی بر او
رفت از سوز عطش، ماه عذارش در محاق
گاه میدان رفتنش بهر شهادت شد بلند
از خیامش ناله های الوداع و الفراق
خواهرش زینب ز هجرش گشت با اندوه جفت
با وجود آنکه در محنت کشیدن بود طاق
اوفتاد از صدر زین، شاهی که جدش مصطفی
در شب معراج، زین بنهاد بر پشت براق
بعد قتلش آتش افروزان، شر را فروختند
بر خیام عصمت او از ره ظلم و نفاق
از چه پنهان کرد خولی راس او را در تنور
جای مهمان نیست به اله غیر ایوان و اطاق
شد به شهر شام ویران، مجلسی آراسته
رفتن زینب در آن مجلس به غایت بود شاق
این مصیبت ها که بر فرزند پیغمبر رسید
از برای کس در این عالم، نیفتاد اتفاق
چوب در دست یزید و راس شه در طشت زر
از میان طشت زر یا رب چه شد کآمد طراق
نظم « ترکی» گرچه نبود قابل درگاه او
لیک دارد لطف خاصی هرکسی را در مذاق

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

چون شه ملک حجاز آمد سوی ملک عراق
پر نوا و شور شد از رفتنش این نه رواق
هوش مصنوعی: زمانی که پادشاه حجاز به سمت سرزمین عراق آمد، محیط به شوق و شور و هیجان پر شد و این تنها یک مکان نیست که تحت تاثیر این رویداد قرار گرفته است.
رایت منصوریش افتاد و، شد مغلوب کفر
رفتش از کف اختیار و، طاقتش آمد به طاق
هوش مصنوعی: منصور در جنگ پیروز شد، اما در نهایت توسط کفر و بی‌ايمانی شکست خورد. او کنترل خود را از دست داد و طاقت او به پایان رسید.
از جفا سنگین دلان بستن بروی راه آب
با وجود آنکه بودی مادر او را صداق
هوش مصنوعی: این بیت به زیان‌هایی که افراد سنگدل می‌زنند اشاره دارد. در اینجا گفته شده که این افراد مانع جریان آب می‌شوند، در حالی که این فردی که مورد ظلم قرار گرفته، مادرش با مهر و محبت به او اعتبار و صداقتی داده است. به طور کلی، تصویر از ستم و بی‌رحمی است که بر فردی می‌رود، در حالی که او دارای یک نسبت نزدیک و محترم است.
از پی ببریدن راس همایون حسین
فرقهٔ ناراست گویان، جمله کردند اتفاق
هوش مصنوعی: پس از سرنگونی و از میان رفتن مقام و جایگاه حسین، گروهی از افرادی که سخن نادرست می‌گویند، به توافق رسیدند و هم‌صدا شدند.
دختر زارش که هر دم نازمی کردی بر او
رفت از سوز عطش، ماه عذارش در محاق
هوش مصنوعی: دختر زیبایی که همیشه بخاطر او ناز و ادا در می‌آوردم، به خاطر سوزش عطش از من دور شد و حالا مانند ماهی در حال محاق است.
گاه میدان رفتنش بهر شهادت شد بلند
از خیامش ناله های الوداع و الفراق
هوش مصنوعی: گاهی اوقات وقتی که از میدان جنگ می‌رود، به خاطر شهادتش صدای وداع و دوری از او در خیام‌ها بلند می‌شود.
خواهرش زینب ز هجرش گشت با اندوه جفت
با وجود آنکه در محنت کشیدن بود طاق
هوش مصنوعی: خواهرش زینب به خاطر دوری او بسیار غمگین و اندوهگین شد، باوجود اینکه در تحمل سختی‌ها استقامت و قدرت داشت.
اوفتاد از صدر زین، شاهی که جدش مصطفی
در شب معراج، زین بنهاد بر پشت براق
هوش مصنوعی: شاهی که جدش در شب معراج بر مرکب براق سوار شد، اکنون از جایگاهش به زمین افتاد.
بعد قتلش آتش افروزان، شر را فروختند
بر خیام عصمت او از ره ظلم و نفاق
هوش مصنوعی: پس از قتل او، آن آتش‌افروزان، بدی‌ها را بر خیام فروختند و عصمت او را از طریق ظلم و نفاق دچار خدشه کردند.
از چه پنهان کرد خولی راس او را در تنور
جای مهمان نیست به اله غیر ایوان و اطاق
هوش مصنوعی: چرا خولی چهره‌اش را در تنور پنهان کرده است؟ در اینجا جایی برای مهمان نیست، غیر از ایوان و اتاق.
شد به شهر شام ویران، مجلسی آراسته
رفتن زینب در آن مجلس به غایت بود شاق
هوش مصنوعی: زینب به شهر شام رفت و در مجلسی که آنجا برپا شده بود، حضور یافت. این حضور برای او بسیار دشوار و سخت بود.
این مصیبت ها که بر فرزند پیغمبر رسید
از برای کس در این عالم، نیفتاد اتفاق
هوش مصنوعی: این مصیبت‌هایی که بر فرزند پیامبر نازل شد، هیچ‌کس دیگری در این دنیا به چنین شدتی تجربه نکرده است.
چوب در دست یزید و راس شه در طشت زر
از میان طشت زر یا رب چه شد کآمد طراق
هوش مصنوعی: در دست یزید چوبی است و سر امام در ظرف زرینی قرار دارد. ای پروردگار، چه بر سر ما آمد که این چنین بی‌رحمانه به ما ضربه می‌زنند؟
نظم « ترکی» گرچه نبود قابل درگاه او
لیک دارد لطف خاصی هرکسی را در مذاق
هوش مصنوعی: نظم ترکی اگرچه نتواند به پای درگاه او بیاید، اما به هر حال برای هر کسی چاشنی خاصی دارد که خوشایند است.