گنجور

شمارهٔ ۱۲ - شیر بیشهٔ هیجا

خواجه فکر منزل کن، هر قدر که بتوانی
پیش از آن که کاخ عمر، رو نهد به ویرانی
ملک عالم باقی، گر تورا هوس باشد
این سخن شنو، بگسل دل ز عالم فانی
خویش را مجرد کن، از علایق دنیا
وارهان دمی خود رااز خیال شیطانی
چند روز عمر خود در هوس مده بر باد
نقد عمر خود راکن ازهوا نگهبانی
در یم زلال علم، رو تو شست و شویی کن
پاک کن سر و تن را از غبار نادانی
دل مبند بر دنیا زانکه می رود بر باد
گنج و مال قارونی، حشمت سلیمانی
هر قدر که بتوانی سر کس، مگردان فاش
از ره ریا بگذر شو به خوی انسانی
گر که عاقلی زنهار، خلق را مکن آزار
زانکه این گنه رانیست انتها و پایانی
ترک عیش دنیا کن، کوش در ره عقبا
تا ز دست دیو نفس، خویش را تو برهانی
جسم پروری بگذار، روح را صفایی ده
مغز را معطر کن، از شراب روحانی
ای گدای هر جایی! از در کسان برخیز
تا بکی بری منت، بهر لقمهٔ نانی
از سر هوس بگذر،ره به کوی جانان بر
بر درش گدایی کن، تا رسی به سلطانی
شاه یثرب و بطحا، شیر بیشهٔ هیجا
آنکه بر درش جبرئیل، یافت حکم دربانی
هر که از سر اخلاص، بر در علی روکرد
می شود ورا حاصل، قرب و جاه سلمانی
چشم عقل بینا کن، بر علی تولاکن
تا به روضهٔ جنت، ره بری به آسانی
در جهان ز نور علم، قلب را منور کن
تا برون شوی یکسر، زین سرای ظلمانی
پیر می فروشم گفت داد چون به دستم جام
کای پسر مکن کاری،کآورد پشیمانی
چشم دل دمی بگشا، پیش پای خود بنگر
تا نیفتی اندر چاه، از طریق نادانی
دیده بازکن ای دل، دشت کربلا را بین
تا رود ز سر هوشت در کمال حیرانی
کشته های بی سر بین، در میان خاک و خون
در ره رضای دوست، گشته جمله قربانی
بین عزیز زهرا را سر بریده از خنجر
آنکه جبرئیل او را کرد مهد جنبانی
نوح کربلا را بین، در میان بحر خون
کشتی حیاتش را کرده چرخ طوفانی
شبه مصطفی اکبر اوفتاده در میدان
از جفای گل چینان هم چو سرو بستانی
نام کربلا هر گه بشنود کسی بی شک
دست می‌دهد او را حالت پریشانی

اطلاعات

وزن: فاعلن مفاعیلن فاعلن مفاعیلن (مقتضب مثمن مطوی مقطوع)
قالب شعری: غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

خواجه فکر منزل کن، هر قدر که بتوانی
پیش از آن که کاخ عمر، رو نهد به ویرانی
هوش مصنوعی: ای شخص اندیشه‌ات را معطوف به منزل و زندگی کن، تا جایی که می‌توانی، قبل از آن که سال‌های عمرت به فروپاشی و نابودی گراید.
ملک عالم باقی، گر تورا هوس باشد
این سخن شنو، بگسل دل ز عالم فانی
هوش مصنوعی: اگر به دنبال حقیقت و جاودانگی هستی، این را خوب گوش کن: دل خود را از دنیا و چیزهای زودگذر قطع کن و به دنبال آن چیزهای دائمی و ابدی برو.
خویش را مجرد کن، از علایق دنیا
وارهان دمی خود رااز خیال شیطانی
هوش مصنوعی: خودت را از وابستگی‌های دنیوی جدا کن و لحظه‌ای از افکار منفی رها شو.
چند روز عمر خود در هوس مده بر باد
نقد عمر خود راکن ازهوا نگهبانی
هوش مصنوعی: چند روز از عمر خود را به دلخواه‌ها و آرزوهای بی‌پایه نگذران. ارزش زندگی‌ات را بشناس و از آن به خوبی مراقبت کن.
در یم زلال علم، رو تو شست و شویی کن
پاک کن سر و تن را از غبار نادانی
هوش مصنوعی: در دریای زلال علم، تو فرصت داری که خودت را بشوی و از آلودگی‌های نادانی پاک کنی.
دل مبند بر دنیا زانکه می رود بر باد
گنج و مال قارونی، حشمت سلیمانی
هوش مصنوعی: دل خود را به دنیا وابسته نکن، زیرا که ثروت و دارایی مانند گنج و مال قارون و همچنین عظمت و شکوه سلیمان، به راحتی از بین می‌روند و نابود می‌شوند.
هر قدر که بتوانی سر کس، مگردان فاش
از ره ریا بگذر شو به خوی انسانی
هوش مصنوعی: هر چه می‌توانی، به کسی بی‌احترامی نکن و از راه تظاهر عبور نکن؛ بلکه با ویژگی‌های انسانی خود رفتار کن.
گر که عاقلی زنهار، خلق را مکن آزار
زانکه این گنه رانیست انتها و پایانی
هوش مصنوعی: اگر انسان باهوش و عاقل هستی، مراقب باش که به مردم آسیب نرسانی، زیرا این کار گناهی است که پایان و نتیجه خوبی ندارد.
ترک عیش دنیا کن، کوش در ره عقبا
تا ز دست دیو نفس، خویش را تو برهانی
هوش مصنوعی: از لذت‌های دنیوی دست بکش و در راه آخرت تلاش کن تا بتوانی خودت را از دام نفس سرکش نجات دهی.
جسم پروری بگذار، روح را صفایی ده
مغز را معطر کن، از شراب روحانی
هوش مصنوعی: بدن پرورش دادن را رها کن و به روح خود سروسامان بده. مغز خود را با نوشیدنی روحانی خوشبو کن.
ای گدای هر جایی! از در کسان برخیز
تا بکی بری منت، بهر لقمهٔ نانی
هوش مصنوعی: ای درویش بی‌خانمان! از در خانه‌ی دیگران بیرون برو تا شاید به خاطر نیازت، کسی به تو نان بدهد.
از سر هوس بگذر،ره به کوی جانان بر
بر درش گدایی کن، تا رسی به سلطانی
هوش مصنوعی: از روی هوس و خواسته‌های زودگذر خود بگذر و به سمت محلی که محبوبت در آن جاست برو. در دروازه‌اش humility و فروتنی داشته باش و از او درخواست کن تا به جایگاه والایی برسی.
شاه یثرب و بطحا، شیر بیشهٔ هیجا
آنکه بر درش جبرئیل، یافت حکم دربانی
هوش مصنوعی: شاه یثرب و بطحا به یکی از بزرگترین شخصیت‌های تاریخ اشاره دارد، مردی که در دشت هیجا مانند شیری قدرتمند و با اراده است. دروازه‌اش به گونه‌ای است که حتی جبرئیل، فرشته‌ای بزرگ، در آنجا به او احترام می‌گذارد و حكم فرمانروایی او را تأیید می‌کند.
هر که از سر اخلاص، بر در علی روکرد
می شود ورا حاصل، قرب و جاه سلمانی
هوش مصنوعی: هر کس با نیت پاک و خالص به درگاه علی روی آورد، به او نزدیک می‌شود و به مقام و فضیلتی دست می‌یابد که شایسته است.
چشم عقل بینا کن، بر علی تولاکن
تا به روضهٔ جنت، ره بری به آسانی
هوش مصنوعی: چشم دلی روشنت کن و همواره به علی توجه کن تا به راحتی به بهشت وارد شوی.
در جهان ز نور علم، قلب را منور کن
تا برون شوی یکسر، زین سرای ظلمانی
هوش مصنوعی: در جهان با نور علم قلب خود را روشن کن تا کاملاً از این دنیای تاریک خارج شوی.
پیر می فروشم گفت داد چون به دستم جام
کای پسر مکن کاری،کآورد پشیمانی
هوش مصنوعی: پیر مردی که شراب می‌فروشد، با صدای بلند می‌گوید که از دستش جامی افتاده است و ای پسر، کاری نکن که بعدها از آن پشیمان شوی.
چشم دل دمی بگشا، پیش پای خود بنگر
تا نیفتی اندر چاه، از طریق نادانی
هوش مصنوعی: چشمان درونت را لحظه‌ای باز کن و به اطراف خود دقت کن تا به خاطر نادانی‌ات به دام نیفتی.
دیده بازکن ای دل، دشت کربلا را بین
تا رود ز سر هوشت در کمال حیرانی
هوش مصنوعی: ای دل، چشمانت را باز کن و دشت کربلا را ببین، تا از شدت حیرت، عقل و هوشت را فراموش کنی.
کشته های بی سر بین، در میان خاک و خون
در ره رضای دوست، گشته جمله قربانی
هوش مصنوعی: در میان خاک و خون، افرادی بی‌سر قرار دارند که برای رضایت و خواست دوستشان، جان خود را فدای این راه کرده‌اند.
بین عزیز زهرا را سر بریده از خنجر
آنکه جبرئیل او را کرد مهد جنبانی
هوش مصنوعی: بینم که عزیز زهرا، سر بریده‌اش به دست کسی است که جبرئیل او را در گهواره تکان داد.
نوح کربلا را بین، در میان بحر خون
کشتی حیاتش را کرده چرخ طوفانی
هوش مصنوعی: نوح در کربلا، در دل دریاهای خون، کشتی حیاتش را در چرخش طوفانی قرار داده است.
شبه مصطفی اکبر اوفتاده در میدان
از جفای گل چینان هم چو سرو بستانی
هوش مصنوعی: شبه پیغمبر بزرگوار به دلیل خلاف‌کاری باغداران در میدان افتاده است، مانند سرو باغی که در شرایط نامناسب قرار دارد.
نام کربلا هر گه بشنود کسی بی شک
دست می‌دهد او را حالت پریشانی
هوش مصنوعی: هر کسی که نام کربلا را بشنود، بدون شک حالتی آشفته و پریشان به او دست می‌دهد.