گنجور

شمارهٔ ۱۰ - تاج انما

شاهی که نه فلک،چو بساطی ست زیر پاش
ایزد عطا نموده به سر، تاج انماش
سایند سروران، به درش جبههٔ نیاز
داده است سروری، به همه سروران خداش
تا دست صنع بافت قماش وجود خلق
در کارگه نداشت از این خوبتر قماش
گر خوانمش خدای بود این سخن خطا
وین هم خطا بود که جدا دانم از خداش
آن شب که مصطفی به سوی غار ثور رفت
با صد شعف به جای نبی خفت در فراش
چون ذوالفقار برکشد از قهر، روز جنگ
افتد ز هیبتش به تن خصم ارتعاش
چون زد به عمر عبدوداز قهر تیغ
روح الامین ز جانب حق گفت مرحباش
شاها! منم که «ترکی» مدحت گر توام
مداحی توام شده در روزگار فاش
دست من است و دامن حب تو یاعلی
فردا به روز محشر، به قولم گواه باش
باشد ز فرق تا قدمم غرق در گناه
در محشرم به نزد خدا عذر خواه باش
سوز دلم به حال جگرگوشه ات حسین
کوشد شهید از ستم قوم بد معاش
ای شیر کردگار! حسین تو شد شهید
با اشک از نجف، قدمی نه به کربلاش
بتگر که چون حسین تو رادر کنار نهر
لب تشنه سر برید زکین، شمر از قفاش
آن سر که جبرئیل ز مویش غبار شست
خولی زکینه داد به خاک تنور جاش
عباس پور صف شکنت را نگر که چون
از پیکر شریف، جداگشت دستهاش
آغشته گشت سنبل اکبربه خون و ماند
چون لاله داغ بر دل لیلا و عمه هاش
در قتلگه به زینب دل خسته ات نگر
ژولیده مو، سیاه به سر، چهره پرخراش
از ظلم کوفیان ستم پیشهٔ دنی
یک تن به جا نماند ز انصار و اقرباش

اطلاعات

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

شاهی که نه فلک،چو بساطی ست زیر پاش
ایزد عطا نموده به سر، تاج انماش
هوش مصنوعی: شاهی که زیر پایش آسمان همچون فرشی است، خداوند تاج زیبایی را بر سر او نهاده است.
سایند سروران، به درش جبههٔ نیاز
داده است سروری، به همه سروران خداش
هوش مصنوعی: سروران با نیازهای خود به درگاه خداوند رفته‌اند و او به همه آنان، مقام و سروری بخشیده است.
تا دست صنع بافت قماش وجود خلق
در کارگه نداشت از این خوبتر قماش
هوش مصنوعی: تا زمانی که خالق وجود، پارچه انسانی را بافت، در کارگاه هستی، پارچه‌ای بهتر از این وجود نداشت.
گر خوانمش خدای بود این سخن خطا
وین هم خطا بود که جدا دانم از خداش
هوش مصنوعی: اگر بگویم که این سخن به خدا مربوط است، اشتباه است و خودش هم اشتباه است که بخواهم او را از خدا جدا بدانم.
آن شب که مصطفی به سوی غار ثور رفت
با صد شعف به جای نبی خفت در فراش
هوش مصنوعی: در آن شبی که پیامبر به سمت غار ثور رفت، با احساس شادی و سرور، در بستر به خواب رفت.
چون ذوالفقار برکشد از قهر، روز جنگ
افتد ز هیبتش به تن خصم ارتعاش
هوش مصنوعی: وقتی ذوالفقار از شدت خشم و قدرت خود به نمایش گذاشته می‌شود، دشمن در روز جنگ از ترس و هیبت آن لرزیده و دچار اضطراب می‌شود.
چون زد به عمر عبدوداز قهر تیغ
روح الامین ز جانب حق گفت مرحباش
هوش مصنوعی: وقتی که به عمر عبدود دست قهر و نابودی زده شد، فرشته وحی از طرف خداوند گفت: خوش‌آمدید.
شاها! منم که «ترکی» مدحت گر توام
مداحی توام شده در روزگار فاش
هوش مصنوعی: ای پادشاه! من همان کسی هستم که در ستایش تو سخن می‌رانم و به خاطر تو در این زمان به ستایش تو پرداخته‌ام.
دست من است و دامن حب تو یاعلی
فردا به روز محشر، به قولم گواه باش
هوش مصنوعی: دست من در دامن عشق تو است، ای علی. فردا در روز قیامت، بر قول و وعده من شهادت بده.
باشد ز فرق تا قدمم غرق در گناه
در محشرم به نزد خدا عذر خواه باش
هوش مصنوعی: باشد که از سر تا پا در گناه غرق شده باشم، اما در روز قیامت نزد خداوند عذرخواهی کنم.
سوز دلم به حال جگرگوشه ات حسین
کوشد شهید از ستم قوم بد معاش
هوش مصنوعی: آتش دل من به خاطر تو، حسین، به شدت می‌سوزد. تو بودی که در برابر ظلم و ستم این قوم دچار مصیبت شدی و جان خود را از دست دادی.
ای شیر کردگار! حسین تو شد شهید
با اشک از نجف، قدمی نه به کربلاش
هوش مصنوعی: ای شیر خدایی! حسین با اشک از نجف به سمت کربلا نرفت و در میدان مبارزه جانش را فدای حق کرد.
بتگر که چون حسین تو رادر کنار نهر
لب تشنه سر برید زکین، شمر از قفاش
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف درد و عذابی می‌پردازد که در آن، فردی بی‌رحم و سنگدل در حال انجام یک عمل فجیع و غیرانسانی است. به تصویر کشیده شده که فردی مثل حسین، که نماد جوانمردی و حق‌طلبی است، در کنار نهر آب، تشنه و بی‌دفاع مورد حمله قرار می‌گیرد. این تصویر به نوعی نمادین از ظلم و ستمی است که بر حق‌طلبان می‌رود و نشان‌دهنده شدت و قساوت آن عمل می‌باشد.
آن سر که جبرئیل ز مویش غبار شست
خولی زکینه داد به خاک تنور جاش
هوش مصنوعی: آن سَر که جبرئیل با مویش گرد و خاک را شست، اکنون به خولی (یک نوع لباس) کینه‌اش پناه داده و در خاک تنور جایش قرار دارد.
عباس پور صف شکنت را نگر که چون
از پیکر شریف، جداگشت دستهاش
هوش مصنوعی: نگاه کن به عباس که چگونه وقتی از بدن شریفش جدا شد، صف شکنت را به نمایش گذاشت.
آغشته گشت سنبل اکبربه خون و ماند
چون لاله داغ بر دل لیلا و عمه هاش
هوش مصنوعی: سنبل‌های اکبر به خون آغشته شدند و مانند لاله، داغی بر دل لیلا و عمه‌اش باقی گذاشتند.
در قتلگه به زینب دل خسته ات نگر
ژولیده مو، سیاه به سر، چهره پرخراش
هوش مصنوعی: در محل قتل، به زینب نگاه کن که دلش شکسته است. موهایش به هم ریخته و لباس سیاهی بر تن دارد، چهره‌اش پر از زخم و جراحت است.
از ظلم کوفیان ستم پیشهٔ دنی
یک تن به جا نماند ز انصار و اقرباش
هوش مصنوعی: به علت ظلم و ستم کوفیان، هیچ‌کس از یاران و نزدیکان امام حسین (ع) در دنیا باقی نماند.