گنجور

شمارهٔ ۹ - در نجف

ای کشتی علم را تو لنگر!
وی قطب کمال را تو محور!
هستی تو به مصطفی پسر عم
خوانده است نبی تو را برادر
تو قوت بازوی رسولی
از تیغ تو گشت فتح خیبر
افتاده ز برق ذوالفقارت
بر خرمن عمر خصم، آذر
خالق چو بنای عرش بنهاد
از نام تو یافت عرش زیور
خاک قدم تو صد چو خاقان
دربان در تو صد چو قیصر
در نجف تو را نشنانند
شاهان جهان به تاج و افسر
هر کس به خلافتت کند شک
لب تر نکند ز آب کوثر
حق ز آب محبت تو گویا
بنوده گل مرا مخمر
چون دور زمانه کرده پیرم
خواهم به محبتت بمیرم
شاها! تو شه فلک سریری
بر جملهٔ مومنان، امیری
شاهنشه انبیاست احمد
او را تو خلیفه و وزیری
تو شیر خدای لا یزالی
در روز مصاف، شیر گیری
قوت ز تو یافت دین اسلام
دین را تو ظهیری و نصیری
هر جا که ز پا فتاده ای هست
او را تو ز لطف، دستگیری
هر جا به زمانه مستجیری ست
او را تو ز مرحمت مجیری
دارد به تو باز چشم امید
هر جاست یتیمی و اسیری
روزی که به پا شود قیامت
تو قاسم جنت و سعیری
ای شیر خدا! مرا به هر کار
دانم که تو واقف از ضمیری
چون دور زمانه کرده پیرم
خواهم به محبتت بمیرم
ای جان جهانیان فدایت!
شاهان جهان،کمین گدایت
کحل البصر جهانیان است
خاک کف پای عرش سایت
هر چند برند بندش ازبند
بیگانه نگردد آشنایت
حاشا که به وصف می نیاید
تعریف مروت و سخایت
ز افراط محبت و ارادت
خواندند جماعتی خدایت
بی شبه خدانی و لیکن
نی دانم از خدا جدایت
روزی که زخاک سر بر آرم
دست منو دامن ولایت
شاها! تویی آنکه حق به قرآن
فرموده به شأن هل اتایت
جایی که خدا تو را ثنا گوست
لال است زبانم از ثنایت
چون دور زمانه کرده پیرم
خواهم به محبتت بمیرم
ای نام خوش تو اسم اعظم!
وی درگه قدس را تو محرم!
خوانده است تو را برادر خویش
احمد که به انبیاست خاتم
هستی تو جناب مصطفی را
داماد و خلیفه و پسر عم
حکم تو به جن و انس جاری
عالم به طفیل تو منظم
از تیغ کج تو پشت اسلام
چون سد سکندر است محکم
هر چند ز نسل آدم ستی
لیکن زشرف بهی ز آدم
ز آدم تو موخری و لیکن
در رتبه ز آدمی مقدم
اعدای تو را به روز محشر
ماوا نبود به جز جهنم
ای از تو بپا قوام گیتی!
وی از تو به جا نظام عالم!
چون دور زمانه کرده پیرم
خواهم به محبتت بمیرم
ای شیر خدا امام بر حق
هستی به نبی وصی مطلق
تو مصدر جمله کایناتی
عالم ز وجود توست مشتق
در روز ولادت شریفت
گردید جدار کعبه منشق
اسلام نداشت زیب و رنگی
از تیغ کج تو یافت رونق
در پیش صلابت تو شاها!
سیمرغ بود حقیر چون بق
ز اعجاز تو معجزی حقیر است
ز انگشت تو جرم مه شد ار شق
یک نیمه زخشت درگهت به
از قصر مداین و خو زنق
مهرت به وجود بی وجودم
گردیده چو عظم و لحم ملصق
انکار ولایتت نمودند
مشتی ز منافقان احمق
خلقی به خدائیت ستودند
با آنکه نگفته ای اناالحق
چون دور زمانه کرده پیرم
خواهم به محبتت بمیرم
ای چرخ بلند سایه بانت!
خوش تر ز بهشت، آستانت
تو قاسم دوزخ و بهشتی
خوش باد به حال مخلصانت
تو خور به زمین و، در سماوات
تعظیم کنند قدسیانت
بگرفت رواج، دین اسلام
از ضربت تیغ جان ستانت
ای روح قدس چو پاسبانان!
گردیده مقیم آستانت
شاها! تو وصی مصطفایی
لعنت ز خدا به منکرانت
مداح حقیر توست شاها!
«ترکی» سگ کوی دوستانت
خواهد که ز مرحمت شماری
او را تو یکی ز شیعیانت
چون دور زمانه کرده پیرم
خواهم به محبتت بمیرم

اطلاعات

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

ای کشتی علم را تو لنگر!
وی قطب کمال را تو محور!
هوش مصنوعی: ای کشتی علم، تو مانند لنگری هستی که علم را ثابت نگه می‌دارد. ای محور کمال، تو مرکز و اساس رشد و پیشرفت هستی!
هستی تو به مصطفی پسر عم
خوانده است نبی تو را برادر
هوش مصنوعی: وجود تو مانند مصطفیست؛ او پسر عمو و پیامبر تو به حساب می‌آید و به عنوان برادر تو شناخته شده است.
تو قوت بازوی رسولی
از تیغ تو گشت فتح خیبر
هوش مصنوعی: تو با توانمندی و قدرتی که داری، سبب پیروزی و موفقیت‌هایی شده‌ای که در جنگ‌ها به دست آمده است.
افتاده ز برق ذوالفقارت
بر خرمن عمر خصم، آذر
هوش مصنوعی: برق قدرت و عظمت تو مانند آتش افروزی بر کشت و کار عمر دشمن است.
خالق چو بنای عرش بنهاد
از نام تو یافت عرش زیور
هوش مصنوعی: زمانی که خداوند آسمان‌ها را آفرید، نام تو را زیور و زینت آن قرار داد.
خاک قدم تو صد چو خاقان
دربان در تو صد چو قیصر
هوش مصنوعی: خاک پای تو به اندازه‌ هزاران خاقان ارزشمند است و تو از هر قیصر بیشتر اهمیت داری.
در نجف تو را نشنانند
شاهان جهان به تاج و افسر
هوش مصنوعی: در نجف، پادشاهان دنیا هیچ ارزشی برای تو قائل نیستند، حتی اگر با تاج و شکوه بیایند.
هر کس به خلافتت کند شک
لب تر نکند ز آب کوثر
هوش مصنوعی: هر فردی که در مورد خلافت تو تردید کند، هرگز نتواند از آب کوثر بهره‌مند شود.
حق ز آب محبت تو گویا
بنوده گل مرا مخمر
هوش مصنوعی: از آب محبت تو، گویا گل من جوانه زده و نشو و نما کرده است.
چون دور زمانه کرده پیرم
خواهم به محبتت بمیرم
هوش مصنوعی: با گذشت زمان و پیری، می‌خواهم به خاطر محبتت، عشق را در خود بپرورانم و جان بسپارم.
شاها! تو شه فلک سریری
بر جملهٔ مومنان، امیری
هوش مصنوعی: ای پادشاه! تو در میان همهٔ مؤمنان رهبری و مقام والایی داری.
شاهنشه انبیاست احمد
او را تو خلیفه و وزیری
هوش مصنوعی: شخصیتی برجسته و مهم در میان پیامبران وجود دارد که احمد نام دارد، و تو به عنوان جانشین و دستیار او معرفی شده‌ای.
تو شیر خدای لا یزالی
در روز مصاف، شیر گیری
هوش مصنوعی: تو همچون شیر خداوندی در جنگ و نبرد، شجاعت و قدرت را به نمایش می‌گذاری.
قوت ز تو یافت دین اسلام
دین را تو ظهیری و نصیری
هوش مصنوعی: دین اسلام به وسیله تو قوی و پایدار شده است. تو همچون پشتیبان و یاوری برای این دین هستی.
هر جا که ز پا فتاده ای هست
او را تو ز لطف، دستگیری
هوش مصنوعی: هر جا که کسی به زمین افتاده باشد، تو با مهربانی و نیکوکاری به او کمک کن.
هر جا به زمانه مستجیری ست
او را تو ز مرحمت مجیری
هوش مصنوعی: هر کجا در دنیا کسی به کمک نیاز دارد، تو با مهربانی و محبت می‌توانی به او یاری برسانی.
دارد به تو باز چشم امید
هر جاست یتیمی و اسیری
هوش مصنوعی: هرجا که انسانی در رنج و سختی باشد، به تو امید دارد و به تو نگاه می‌کند.
روزی که به پا شود قیامت
تو قاسم جنت و سعیری
هوش مصنوعی: روز قیامت در حالی که تو به عنوان قاسم بهشت و دوزخ حاضر خواهی شد.
ای شیر خدا! مرا به هر کار
دانم که تو واقف از ضمیری
هوش مصنوعی: ای شیر خدا! من در هر کاری که انجام می‌دهم، به خوبی می‌دانم که تو از رازهای دل من باخبری.
چون دور زمانه کرده پیرم
خواهم به محبتت بمیرم
هوش مصنوعی: وقتی که زمان پیری را به من نشان می‌دهد، می‌خواهم به خاطر عشق تو از دنیا بروم.
ای جان جهانیان فدایت!
شاهان جهان،کمین گدایت
هوش مصنوعی: ای جان جهانیان، جانم فدای تو! ای پادشاهان جهان، در کمین تو هستند.
کحل البصر جهانیان است
خاک کف پای عرش سایت
هوش مصنوعی: چشم‌ها، نماد حقیقت و بینش جهانیان، به اندازه خاک زیر پای عرش مقام و مرتبه‌ی حقایق بالاست.
هر چند برند بندش ازبند
بیگانه نگردد آشنایت
هوش مصنوعی: هرچند که از مشکلات و زخم‌های گذشته رها شوی، اما گسستگی و دوری از آشنایان و دوستان را احساس خواهی کرد.
حاشا که به وصف می نیاید
تعریف مروت و سخایت
هوش مصنوعی: به هیچ وجه نمی‌توان ویژگی‌های انسانیت و بزرگواری را با کلمات توصیف کرد.
ز افراط محبت و ارادت
خواندند جماعتی خدایت
هوش مصنوعی: بخاطر عشق و دوستی بیش از حد، گروهی تو را پرستیدند و خدایی گفتند.
بی شبه خدانی و لیکن
نی دانم از خدا جدایت
هوش مصنوعی: تو بی‌تردید خدایی، اما نمی‌دانم چرا از خدا دور افتاده‌ام.
روزی که زخاک سر بر آرم
دست منو دامن ولایت
هوش مصنوعی: روزی که از خاک سر بلند کنم، دست من به دامن ولایت خواهد بود.
شاها! تویی آنکه حق به قرآن
فرموده به شأن هل اتایت
هوش مصنوعی: ای پادشاه! تو آن کسی هستی که خداوند در قرآن درباره‌ات فرموده است: آیا به تو خبر رسیده است؟
جایی که خدا تو را ثنا گوست
لال است زبانم از ثنایت
هوش مصنوعی: در جایی که خدا تو را می ستاید، من از شدت محبت و شکرگزاری به تو، نمی توانم چیزی بگویم.
چون دور زمانه کرده پیرم
خواهم به محبتت بمیرم
هوش مصنوعی: زمانه من را پیر کرده است، اما می‌خواهم به خاطر عشق تو جان بدهم.
ای نام خوش تو اسم اعظم!
وی درگه قدس را تو محرم!
هوش مصنوعی: ای نام نیکو تو بزرگ‌ترین نام! تو کلیدی به درگاه پاکی و الهی!
خوانده است تو را برادر خویش
احمد که به انبیاست خاتم
هوش مصنوعی: برادرت احمد تو را به یاد دارد و به عنوان خاتم پیامبران به تو اشاره کرده است.
هستی تو جناب مصطفی را
داماد و خلیفه و پسر عم
هوش مصنوعی: وجود تو، ای جناب مصطفی، همسر و جانشین و پسر عموی من است.
حکم تو به جن و انس جاری
عالم به طفیل تو منظم
هوش مصنوعی: حکم و فرمان تو بر همه موجودات، از جن و انس، جاری است و همه چیز در عالم به خاطر وجود تو مرتب و منظم شده است.
از تیغ کج تو پشت اسلام
چون سد سکندر است محکم
هوش مصنوعی: تیغ کج تو باعث شده که پشت اسلام محکم و استوار مانند سدی در برابر حملات دشمنان باشد.
هر چند ز نسل آدم ستی
لیکن زشرف بهی ز آدم
هوش مصنوعی: با اینکه او از نسل آدمیان است، اما از نظر شرافت و ارزش، برتر از آدمی است.
ز آدم تو موخری و لیکن
در رتبه ز آدمی مقدم
هوش مصنوعی: تو از جنس آدمی، اما در مقام و رتبه از انسان‌ها بالاتر هستی.
اعدای تو را به روز محشر
ماوا نبود به جز جهنم
هوش مصنوعی: در روز قیامت، برای مجازات تو جایی جز جهنم وجود نخواهد داشت.
ای از تو بپا قوام گیتی!
وی از تو به جا نظام عالم!
هوش مصنوعی: ای کسی که وجود تو باعث استحکام و پایداری جهان است! ای کسی که به واسطه تو، نظام عالم برقرار است!
چون دور زمانه کرده پیرم
خواهم به محبتت بمیرم
هوش مصنوعی: با گذشت زمان و پیری که بر من سایه افکنده، می‌خواهم به خاطر محبت تو جان بسپارم.
ای شیر خدا امام بر حق
هستی به نبی وصی مطلق
هوش مصنوعی: ای شیر خدا، تو امامی هستی که حق را نمایندگی می‌کنی و وصی کامل پیامبر هستی.
تو مصدر جمله کایناتی
عالم ز وجود توست مشتق
هوش مصنوعی: تو اصل و منبع تمام هستی و جهان هستی، و وجود تو منشأ همه چیز است.
در روز ولادت شریفت
گردید جدار کعبه منشق
هوش مصنوعی: در روزی که تو به دنیا آمدی، دیوار کعبه شکافته شد و نشانه‌ای از تولد تو به نمایش گذاشته شد.
اسلام نداشت زیب و رنگی
از تیغ کج تو یافت رونق
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که در اسلام هیچ زیبایی و جذابیتی وجود ندارد مگر اینکه از نیش شمشیر تو بهره‌مند شود و رونق بگیرد. به عبارتی، قدرت و سختی شمشیر می‌تواند به یک نظام یا مکتب حیات ببخشد و آن را برجسته کند.
در پیش صلابت تو شاها!
سیمرغ بود حقیر چون بق
هوش مصنوعی: در برابر قدرت و عظمت تو ای شاه، سیمرغ به مانند کاهی بی‌ ارزش به نظر می‌رسد.
ز اعجاز تو معجزی حقیر است
ز انگشت تو جرم مه شد ار شق
هوش مصنوعی: از قدرت و شگفتی تو، معجزه‌ای کوچک به شمار می‌آید، حتی اگر جرم بزرگ ماه هم با یک اشاره‌ی تو شکافته شود.
یک نیمه زخشت درگهت به
از قصر مداین و خو زنق
هوش مصنوعی: نیمه‌ای از درد و غم تو درگاهت برای من از تمام قصرهای بزرگ و مجلل بهتر است.
مهرت به وجود بی وجودم
گردیده چو عظم و لحم ملصق
هوش مصنوعی: عشق تو به وجود بی‌اهمیت من چنان چسبنده شده که مثل استخوان و گوشت به هم چسبیده‌اند.
انکار ولایتت نمودند
مشتی ز منافقان احمق
هوش مصنوعی: گروهی از منافقان نادان، اهمیت و مقام تو را نادیده گرفتند و انکار کردند.
خلقی به خدائیت ستودند
با آنکه نگفته ای اناالحق
هوش مصنوعی: برخی از مردم به خاطر عظمت الهی‌ات تو را ستایش کردند، حتی بدون اینکه تو خود بگویی من حقیقت هستم.
چون دور زمانه کرده پیرم
خواهم به محبتت بمیرم
هوش مصنوعی: زمانه مرا به پیرانی رسانده، می‌خواهم به خاطر محبت تو جان بسپارم.
ای چرخ بلند سایه بانت!
خوش تر ز بهشت، آستانت
هوش مصنوعی: ای چرخ بلند، سایه‌ات بر من خوش‌تر از بهشت است و من به آستان تو خوشحال‌ترم.
تو قاسم دوزخ و بهشتی
خوش باد به حال مخلصانت
هوش مصنوعی: شما در کنترل آتش جهنم و بهشت هستید و برای یاران واقعی‌تان آرزوی خوشبختی می‌کنم.
تو خور به زمین و، در سماوات
تعظیم کنند قدسیانت
هوش مصنوعی: تو بر روی زمین هستی و فرشتگان در آسمان به تو احترام می‌گذارند.
بگرفت رواج، دین اسلام
از ضربت تیغ جان ستانت
هوش مصنوعی: اسلام به خاطر ضربه‌های شمشیر، رواج پیدا کرد و جان‌ها را گرفت.
ای روح قدس چو پاسبانان!
گردیده مقیم آستانت
هوش مصنوعی: ای روح القدس، مانند نگهبانانی که همیشه در اطراف تو هستند، در آستانه‌ات ساکن شده‌ای.
شاها! تو وصی مصطفایی
لعنت ز خدا به منکرانت
هوش مصنوعی: ای پادشاه! تو جانشین پیامبر مکرم هستی، نفرین خدا بر کسانی که به تو و مقام تو بی‌احترامی می‌کنند.
مداح حقیر توست شاها!
«ترکی» سگ کوی دوستانت
هوش مصنوعی: من مداح ناچیز تو هستم، ای پادشاه! من همچون سگی در خیابان دوستانت حضور دارم.
خواهد که ز مرحمت شماری
او را تو یکی ز شیعیانت
هوش مصنوعی: او می‌خواهد که به خاطر رحمت تو، تو را یکی از پیروان خود بشمارد.
چون دور زمانه کرده پیرم
خواهم به محبتت بمیرم
هوش مصنوعی: با تیرگی و سختی‌های زمانه که به من سن و سالی افزوده، آرزو دارم به خاطر عشق تو جان بدهم.