گنجور

شمارهٔ ۵ - آب بقا

ای همایون پی و فرخ رخ و فرخنده لقا!
ای خطت چون ظلمات و دهنت آب بقا!
سرو اگر دم زند از راست قدی پیش قدت
چون قدت را نگرد می شود از شرم دو تا
این نه خود رای صواب است خطاییست بزرگ
که دهم نسبت زلفین تو با مشک خطا
ترک چشمت به کفش خنجر مژگان از چیست
با من بی سر و پا بر سر جنگ است چرا؟
به دعا خواسته ام تا که مرا یار شوی
از پی وصل تو تجدید کنم باز دعا
نه مرا طاقت این تا که ببوسم دهنت
نه تو را عادت آن تا که کنی بوسه عطا
دوستی کردن «ترکی» به تو کاری عجب است
حاصلی نیست در این کار بجز رنج و عنا

اطلاعات

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

ای همایون پی و فرخ رخ و فرخنده لقا!
ای خطت چون ظلمات و دهنت آب بقا!
هوش مصنوعی: ای عزیز با رفتار خوش و چهره نیکو و ملاقات خوشایند! ای خط تو مانند تاریکی‌ها و دهانت نماد زندگی جاویدان!
سرو اگر دم زند از راست قدی پیش قدت
چون قدت را نگرد می شود از شرم دو تا
هوش مصنوعی: اگر سروها از زیبایی و قامت راست خود صحبت کنند، وقتی که در برابر قامت تو قرار می‌گیرند، به خاطر شرم و خجالت، وادار می‌شوند که به دو نیم شوند.
این نه خود رای صواب است خطاییست بزرگ
که دهم نسبت زلفین تو با مشک خطا
هوش مصنوعی: این اگرچه ممکن است به نظر بیاید که زلف‌های تو به مشکی شباهت دارند، اما نسبت دادن آن به مشک اشتباه بزرگی است.
ترک چشمت به کفش خنجر مژگان از چیست
با من بی سر و پا بر سر جنگ است چرا؟
هوش مصنوعی: چشم تو چرا به من خنجر می‌زند؟ من که بی‌دست و پا هستم، چرا برای جنگ با من آمده‌ای؟
به دعا خواسته ام تا که مرا یار شوی
از پی وصل تو تجدید کنم باز دعا
هوش مصنوعی: من از خدا خواسته‌ام که تو همراه من شوی و برای وصل تو دوباره دعا کنم.
نه مرا طاقت این تا که ببوسم دهنت
نه تو را عادت آن تا که کنی بوسه عطا
هوش مصنوعی: من نه آنقدر توان دارم که بتوانم دهان تو را ببوسم و نه تو عادت کرده‌ای که بخواهی بوسه‌ای به من بدهی.
دوستی کردن «ترکی» به تو کاری عجب است
حاصلی نیست در این کار بجز رنج و عنا
هوش مصنوعی: دوستی با کسی که به تو خیانت می‌کند، کار عجیبی است. نتیجه‌ای جز درد و زحمت در این کار نخواهی دید.