شمارهٔ ۶ - نظامی گشنیز خورد
نظامی در خراسان خورد گشنیز
که تا گشتش رسن تابی فرامشت
به شهر خویش گوئی خویشتن را
نماید کان چه . . . ونست آن به انگشت
به . . . ون در برد باید سو کمان را
فرامشتش کند و افکند بر پشت
شمارهٔ ۵ - خر دجال: ای خر دجال گرگ یوسف خوانیشمارهٔ ۷ - این چیست؟: چه . . . یر است این ز . . . یر خر زبر دست
اطلاعات
وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
قالب شعری: قطعه
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
نظامی در خراسان خورد گشنیز
که تا گشتش رسن تابی فرامشت
هوش مصنوعی: نظامی در خراسان غذایی خورده است که تا زمانی که به خاطر آن دچار گرفتاری و مشکل نشود، نگرانی ندارد.
به شهر خویش گوئی خویشتن را
نماید کان چه . . . ونست آن به انگشت
هوش مصنوعی: در شهر خودت، خودت را نشان میدهی و میگویی که چه چیزی دِین توست و چه کارهایی باید انجام دهی.
به . . . ون در برد باید سو کمان را
فرامشتش کند و افکند بر پشت
هوش مصنوعی: باید تیر را به کمان بسپاری و آن را به دقت آماده کنی، سپس تیر را بر پشت کمان بگذاری تا بتوانی هدف را بزنید.