گنجور

شمارهٔ ۴ - هجو من

کی چون توئی خر از همه اهل گزیدگیست
کاین هجو من ترا بتاز خر کریدگیست
جز آنکه دیدمت بپس پیر میره در
دیگر مرا بگوی که با تو چه دیدگیست
من خر سپوزم و تو خر، اینست جرم من
اینجا نه خر فروشی و نه خر خریدگیست
هر روز ختری تو و من خر سپوزتر
خری و خر سپوزی تا آفریدگیست
از یک هجا، زبان تو خر را بریده ام
باقی هر آنچه هست، نمک بر پزیدگیست

اطلاعات

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: قطعه
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

کی چون توئی خر از همه اهل گزیدگیست
کاین هجو من ترا بتاز خر کریدگیست
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف ویژگی‌های خاص شخصی می‌پردازد که آن را برجسته و بی‌نظیر می‌داند. شاعر به گونه‌ای از او یاد می‌کند که گویا دیگران توان رقابت با او را ندارند. در عین حال، اشاره‌ای هم به رفتارش دارد که ممکن است از نظر دیگران غیرمعمول یا ناپسند تلقی شود. به طور کلی، این بیت ترکیبی از تمجید و کنایه است.
جز آنکه دیدمت بپس پیر میره در
دیگر مرا بگوی که با تو چه دیدگیست
هوش مصنوعی: من فقط با دیدن تو متوجه شدم که در بقیه دنیا چه خبر است. پس به من بگو که ما چه چیزهایی را با هم تجربه کرده‌ایم.
من خر سپوزم و تو خر، اینست جرم من
اینجا نه خر فروشی و نه خر خریدگیست
هوش مصنوعی: من در اینجا به عنوان یک انسان عادی در کنار تو، که خودت هم در جایی مشابه هستی، قرار دارم. اینجا نه صحبت از خرید و فروش است و نه افسوس در مورد وضعیتی که داریم.
هر روز ختری تو و من خر سپوزتر
خری و خر سپوزی تا آفریدگیست
هوش مصنوعی: هر روز تو سوار بر اسبی و من بر الاغی بیشتر از الاغ. این وضعیت تا زمانی ادامه دارد که خلقت وجود دارد.
از یک هجا، زبان تو خر را بریده ام
باقی هر آنچه هست، نمک بر پزیدگیست
هوش مصنوعی: من توانسته‌ام با یک اشاره کوچک، ارتباط‌ام را با تو قطع کنم و بقیه چیزهایی که باقی مانده، فقط به گونه‌ای غیر مهم و بی‌ارزش‌اند.