شمارهٔ ۱۱ - سوگند دروغ
عمر عاشق از املاک اجل فخرالدین
پنبه دزدید و ندانست که آن بگزاید
خورد سوگند و از آن شومی سوگند دروغ
پنبه شد رشته و از . . . ونش برون میآید
شمارهٔ ۱۰ - ای پسر: ای پسر گر به . . . س شوی چو بزرگانشمارهٔ ۱۲ - دو سال عشوه خریدم: آن گریزی که عشوه خریدم ازو دو سال
اطلاعات
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: قطعه
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
عمر عاشق از املاک اجل فخرالدین
پنبه دزدید و ندانست که آن بگزاید
هوش مصنوعی: عمر عاشق به جای اینکه از زندگی خود به خوبی استفاده کند، به دنبال چیزهای بیفایدهای رفت و نمیدانست که در نهایت آنچه که به دست میآورد، او را از مسیر واقعیاش دور خواهد کرد.
خورد سوگند و از آن شومی سوگند دروغ
پنبه شد رشته و از . . . ونش برون میآید
هوش مصنوعی: قسم خورد و از آن سوگند نامبارک، سوگند دروغ مثل پنبه از هم گسسته شد و... و نشانهای از آن بیرون میآید.