شمارهٔ ۹ - آن شب که مرا بود می وصل به کف بر
امروز منم . . . ر و خدو کرده به کف بر
چونان زدهام جلق، چو چخماق نجف بر
تا آب منی از سر نیمور برون جست
چونانکه جهد گربه به موش از پس رف بر
چون اشتر لوکست گروگانم ولیکن
از گه علف او و سر او به علف بر
پیر خر فرتوت که ما را جمعی داد
صد بار به از حور بهشتی به غرف بر
حیران زده بودند صف از بهر خراره
استاده یکی حیز ازیشان به طرف بر
بگرفتم و در بردم از آنگونه که آن حیز
از زیر برون جست و بر افکند به صف بر
حیزان چو بدیدند چنان زخم گروگان
دل زار زوی تیر هدف رفت به تف بر
از طاق میان پای هدف گشت به صحرا
مر تیر زنان راست به سوراخ هدف بر
طبع پسر مسعود از گفته ترفند
چون طبع پدر گشت به اشعار طرف بر
مسعود اگر زنده بدی از پی این شعر
کردی زه و احسنت به من شهره خلف بر
این خاطر و این طبع که من دارم در شعر
فخرم به بخارا و سمرقند و نسف بر
این است محابات یکی شعر معزی
آن شب که مرا بود می وصل به کف بر
شمارهٔ ۸ - پسر عبد: ای مرز تو اندر خور . . . ر پسر عبدشمارهٔ ۱۰ - سوزنیم: سوزنیم، مرد باندازه . . . ر
اطلاعات
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
امروز منم . . . ر و خدو کرده به کف بر
چونان زدهام جلق، چو چخماق نجف بر
هوش مصنوعی: من امروز در اوج خود هستم و با انگیزهای شدید به کار و خلاقیت پرداختهام، مانند چخماق که توانایی تولید جرقه را دارد.
تا آب منی از سر نیمور برون جست
چونانکه جهد گربه به موش از پس رف بر
هوش مصنوعی: وقتی که آب منی از سر نیمور خارج شد، مانند تلاشی که گربه برای گیر انداختن موش به خرج میدهد، به جلو میرود.
چون اشتر لوکست گروگانم ولیکن
از گه علف او و سر او به علف بر
هوش مصنوعی: من مانند شتری بزرگ و نیرومند در بند هستم، اما با این حال از زمان غذا خوردن او و سرش به غذای خودم میرسم.
پیر خر فرتوت که ما را جمعی داد
صد بار به از حور بهشتی به غرف بر
هوش مصنوعی: یک مرد مسن و فرسوده که به ما وعده داده است، صد بار به ما بهتر از زیباییهای بهشتی خواهد بود.
حیران زده بودند صف از بهر خراره
استاده یکی حیز ازیشان به طرف بر
هوش مصنوعی: جمعیت به خاطر یک نفر که در لباس خاصی ایستاده، حیران و مبهوت شده بودند و یکی از آنها به سمت او میرفت.
بگرفتم و در بردم از آنگونه که آن حیز
از زیر برون جست و بر افکند به صف بر
هوش مصنوعی: من آن چیز را گرفتم و از آنجا دور شدم، به گونهای که آن موجود از زیر بیرون آمد و به صفی که تشکیل شده بود افتاد.
حیزان چو بدیدند چنان زخم گروگان
دل زار زوی تیر هدف رفت به تف بر
هوش مصنوعی: حیزان وقتی زخم عمیق و دردناک را دید، دلش به شدت آزرده شد و تیر هدف به سوی او پرتاب شد.
از طاق میان پای هدف گشت به صحرا
مر تیر زنان راست به سوراخ هدف بر
هوش مصنوعی: تیرانداز از طریق قوس بالای هدف به سمت بیابان شلیک کرد و تیرش به درستی در کمان هدف جا گرفت.
طبع پسر مسعود از گفته ترفند
چون طبع پدر گشت به اشعار طرف بر
هوش مصنوعی: ذوق و سلیقه پسر مسعود تحت تأثیر سخنان و ترفندهای دیگران قرار گرفته است و به همین دلیل، مانند پدرش در سرایش شعر و ادبیات عمل میکند.
مسعود اگر زنده بدی از پی این شعر
کردی زه و احسنت به من شهره خلف بر
هوش مصنوعی: اگر مسعود زنده بود، به خاطر این شعر تو را ستایش میکرد و به من نیز عزت و احترام میبخشید.
این خاطر و این طبع که من دارم در شعر
فخرم به بخارا و سمرقند و نسف بر
هوش مصنوعی: من به خاطر این فکر و روحیهای که دارم، به شعر خود افتخار میکنم و به شهرهای بخارا، سمرقند و نسف ارادت ویژهای دارم.
این است محابات یکی شعر معزی
آن شب که مرا بود می وصل به کف بر
هوش مصنوعی: در آن شب که من به وصال محبوب دست یافتم، این شعر زیبایی را سرودم.