شمارهٔ ۱۰ - سوزنیم
سوزنیم، مرد باندازه . . . ر
تازه دل و غاز رخ و یازه . . . ر
راست باندازه . . . ر منست
هر که بود خورده بی اندازه . . . ر
بهر سپرداری هر گنده ای
دارم یک تیر چو اندازه . . . ر
تازه مسافر چو درآید ز راه
راست کنم تا در دروازه . . . ر
بر سر هر کوی جوانمرد وار
نفل برون آرم و پر وازه . . . ر
چون ز سر کوی نگارم رسد
پیش برون آرمش از گازه . . . ر
آش نهم حلق فرودینش را
بر عوض قلیه دو پیسازه . . . ر
پیش کشم جلت سرینش همی
نعل زره بندم و شیرازه . . . ر
وز پی آرایش رخهای . . . نش
آب سپیده زنم از غازه . . . ر
تا بر من باشد هر ساعتی
میدهمش تازه بر تازه . . . ر
در زدم آوازه دعوت بشهر
بر اثر دعوت و آوازه . . . ر
شمارهٔ ۹ - آن شب که مرا بود می وصل به کف بر: امروز منم . . . ر و خدو کرده به کف برشمارهٔ ۱۱ - سوزنیم: سوزنیم، موم دل و خاره . . . ر
اطلاعات
وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
سوزنیم، مرد باندازه . . . ر
تازه دل و غاز رخ و یازه . . . ر
هوش مصنوعی: ما همانند سوزنی هستیم که به اندازه کافی تیز است. دلمان تازه و شاداب است و چهرهامان مانند غاز، زیبا و دلنشین به نظر میرسد.
راست باندازه . . . ر منست
هر که بود خورده بی اندازه . . . ر
هوش مصنوعی: هر کس که به اندازه کافی حقیقت را بگوید یا به آن پایبند باشد، کسی میتواند به او اطمینان کند، اما اگر کسی به افراط در اعمال یا گفتار بپردازد، در نهایت دچار آسیب خواهد شد.
بهر سپرداری هر گنده ای
دارم یک تیر چو اندازه . . . ر
هوش مصنوعی: برای هر کسی که به من بیاحترامی کند، یک تیر به اندازه کافی دارم.
تازه مسافر چو درآید ز راه
راست کنم تا در دروازه . . . ر
هوش مصنوعی: وقتی مسافر تازهای از راه صحیح به خانه وارد میشود، من آمادهام تا در بالای دروازه منتظر او باشم.
بر سر هر کوی جوانمرد وار
نفل برون آرم و پر وازه . . . ر
هوش مصنوعی: هر جا که بروم، با شجاعت و مردانگی از خودم دفاع میکنم و به کار نیکو ادامه میدهم.
چون ز سر کوی نگارم رسد
پیش برون آرمش از گازه . . . ر
هوش مصنوعی: وقتی که محبوبم از کوچهاش به بیرون میآید، من او را از در پنهان بیرون میآورم.
آش نهم حلق فرودینش را
بر عوض قلیه دو پیسازه . . . ر
هوش مصنوعی: در ماه فروردین، آش مخصوصی را میپزم که به جای قلیه، دو نوع گوشت دارد.
پیش کشم جلت سرینش همی
نعل زره بندم و شیرازه . . . ر
هوش مصنوعی: من به او اعتبار و احترام میگذارم، زرهاش را بر تنش میکنم و به او نظم و ترتیب میدهم.
وز پی آرایش رخهای . . . نش
آب سپیده زنم از غازه . . . ر
هوش مصنوعی: من برای زیبایی چهرهها، آب سپیدی را برمیدارم تا به آنها جلوهای خاص ببخشم.
تا بر من باشد هر ساعتی
میدهمش تازه بر تازه . . . ر
هوش مصنوعی: هر زمانی که او در کنار من باشد، به او چیزهای جدیدی میدهم و همیشه او را سرزنده و شاداب نگه میدارم.
در زدم آوازه دعوت بشهر
بر اثر دعوت و آوازه . . . ر
هوش مصنوعی: در زدم تا با صدای دعوت به شهر بیایم و در نتیجه آن دعوت و آوازه…