شمارهٔ ۱۱ - سوزنیم
سوزنیم، موم دل و خاره . . . ر
پیرترین روی شکر پاره . . . ر
قاضی دعوی مرا نشنود
تا نبرم سوی زنش پاره . . . ر
هر که به بیاعی من . . . ن فروخت
سود کند هر شب صد باره . . . ر
زیر کتان آنگه چون دانگ سنگ
خایه همیدارم چون یاره . . . ر
هرکه عمل کرد بدیوان من
خایه برو جامگی و واره . . . ر
طفل بدم خفته بگهواره در
خاسته چون دسته گهواره . . . ر
برزمی اکنون چو بغلطم، ستان
ساید بر کوکب سیاره . . . ر
از در نظاره نیم من ولیک
هست مرا از در نظاره . . . ر
از پی تازان غریب آزمای
کرده مرا از وطن آواره . . . ر
عاجز و بیچاره من گشته یار
کرده مرا عاجز و بیچاره . . . ر
تاز نماندست که نسپوختم
در گذر تیزش صد باره . . . ر
بوی دهان نوش کند مغز پاک
هین که حکیم آمد و سرباره . . . ر
اطلاعات
وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
سوزنیم، موم دل و خاره . . . ر
پیرترین روی شکر پاره . . . ر
هوش مصنوعی: ما مانند سوزن هستیم که به راحتی میتواند دلهای نرم را سوراخ کند و در دل هر کسی زخم دردناک ایجاد کند. ما همچون پیرترین و تجربهدارترین انسانها در زندگی، عمیقترین و شیرینترین خاطرات را داریم که گاهی تلخ میشود.
قاضی دعوی مرا نشنود
تا نبرم سوی زنش پاره . . . ر
هوش مصنوعی: قاضی به دعوای من گوش نمیدهد تا زمانی که من گواهی از طرف همسرش نیاورم.
هر که به بیاعی من . . . ن فروخت
سود کند هر شب صد باره . . . ر
هوش مصنوعی: هر کسی که به دنیای من قدم بگذارد و با آن کنار بیاید، هر شب صد بار سود میبرد و بهره میگیرد.
زیر کتان آنگه چون دانگ سنگ
خایه همیدارم چون یاره . . . ر
هوش مصنوعی: زیر پارچه، آن زمان که کار سنگین را آغاز میکنم، احساس میکنم مانند یاری که همیشه در کنارم است.
هرکه عمل کرد بدیوان من
خایه برو جامگی و واره . . . ر
هوش مصنوعی: هر کسی که به کارهای نیک بپردازد، به من مقبول خواهد بود و از او قدردانی میشود.
طفل بدم خفته بگهواره در
خاسته چون دسته گهواره . . . ر
هوش مصنوعی: کودکی که در گهواره خوابیده، مانند دسته گهواره به آرامی و به حالت نوازش در حرکت است.
برزمی اکنون چو بغلطم، ستان
ساید بر کوکب سیاره . . . ر
هوش مصنوعی: اکنون وقتی که در این دنیا ماندهام، به زودی به جایی میروم که مانند ستارهها در آسمان میدرخشد.
از در نظاره نیم من ولیک
هست مرا از در نظاره . . . ر
هوش مصنوعی: من وارد دنیای مشاهده شدهام، اما برایم مهم است که در این دنیا چقدر وجود دارم.
از پی تازان غریب آزمای
کرده مرا از وطن آواره . . . ر
هوش مصنوعی: به دنبال افرادی غریبه و ناشناخته، آزمایشی انجام دادهاند که باعث شده من از وطنم دور شوم و بیخانمان گردم.
عاجز و بیچاره من گشته یار
کرده مرا عاجز و بیچاره . . . ر
هوش مصنوعی: من بیچاره و ناتوان شدهام، زیرا دوست من نیز ناتوان و بیچارهام کرده است.
تاز نماندست که نسپوختم
در گذر تیزش صد باره . . . ر
هوش مصنوعی: این جمله به بیپایداری و زودگذر بودن زمان اشاره دارد. در آن به این نکته اشاره شده که بروز یک اتفاق یا اوضاعی، حتی اگر بارها تکرار شود، نمیتواند دوام بیاورد و به سرعت از بین میرود. به عبارت دیگر، هیچ چیزی در این دنیا دائمی نیست و همه چیز به مرور زمان تغییر میکند.
بوی دهان نوش کند مغز پاک
هین که حکیم آمد و سرباره . . . ر
هوش مصنوعی: بوی دهان، شیرینی و لطف خاصی دارد که میتواند ذهن و فکر را تازه کند. پس توجه کنید که حکیم (دانا) در اینجا حاضر است و ممکن است نکات ارزشمندی ارائه دهد.