گنجور

شمارهٔ ۸ - پسر عبد

ای مرز تو اندر خور . . . ر پسر عبد
در مرز تو بینم خور . . . ر پسر عبد
علاک در مرز تو چون دید، همانگاه
دانست که از در . . . ر پسر عبد
یک ره ز در صدق نگویی که چه گویی
آن روی تو با منظر . . . ر پسر عبد
دیدی به گه اندر شده با پشم همه غرق
آن قامت چون عرعر . . . ر پسر عبد
صد . . . ر دگر دیدی استاده مهیا
بر . . . دن تو، همبر . . . ر پسر عبد
. . . ر پسر عبد چو شه بود، تو گفتی
. . . ر دگران لشکر . . . ر پسر عبد
ای گنده جمالی به هجای تو درین شعر
بودم همه مدحتگر . . . ر پسر عبد

اطلاعات

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

ای مرز تو اندر خور . . . ر پسر عبد
در مرز تو بینم خور . . . ر پسر عبد
هوش مصنوعی: ای سرزمین تو به من نشان می‌دهد که من پسر عبد هستم و در این سرزمین، من خود را می‌توانم بشناسم.
علاک در مرز تو چون دید، همانگاه
دانست که از در . . . ر پسر عبد
هوش مصنوعی: وقتی علاقه‌مندان در مرز تو را دیدند، بلافاصله فهمیدند که تو کیستی و از کجا آمده‌ای.
یک ره ز در صدق نگویی که چه گویی
آن روی تو با منظر . . . ر پسر عبد
هوش مصنوعی: در یک راه، از صدق (راستگویی) چیزی نگو که چه بگویی؛ روی تو با آن منظر زیباست.
دیدی به گه اندر شده با پشم همه غرق
آن قامت چون عرعر . . . ر پسر عبد
هوش مصنوعی: دیدی که در میان علف‌ها، با تمام قد خود همچون اسب، غرق در شوق و شوری به سر می‌برد؟
صد . . . ر دگر دیدی استاده مهیا
بر . . . دن تو، همبر . . . ر پسر عبد
هوش مصنوعی: شما در موقعیتی هستید که می‌توانید افرادی را ببینید، و در این میان شخصی خاص در برابر شما قرار دارد، در حالی که او با قاطعیت و آمادگی به شما می‌نگرد.
. . . ر پسر عبد چو شه بود، تو گفتی
. . . ر دگران لشکر . . . ر پسر عبد
هوش مصنوعی: وقتی پسر عبد به پادشاه تبدیل شد، تو گفتی که لشکر دیگران...
ای گنده جمالی به هجای تو درین شعر
بودم همه مدحتگر . . . ر پسر عبد
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از زیبایی و جاذبه شخصی با صفات برجسته یاد می‌کند و بیان می‌کند که تحت تأثیر این زیبایی، همه او را ستایش کرده‌اند. این احساس تحسین و admiration نسبت به جمال و شخصیت او در اشعار شاعر نمایان است.