شمارهٔ ۶ - در هجاء خمخانه و مدح نظام الدین
خر بدبخت بد بود در خواب
از معبر چنین رسید جواب
خوابم از بیم بخت بد برمید
تا نبینم خر بد اندر خواب
خر بد کیست خر سر شاعر
خر بآن جامه میبود نایاب
خر خمخانه کز سر خم عقل
مست برخیزد و فتد بخلاب
خر خمخانه کز خم می و خل
لای خل است و دردی است و خلاب
خر خم شوی و دوده کم پیمای
می نابش ترش چو سرکه ناب
خر کیمخت گاه گرد سبیل
پرخور و کم دو وفتیده در آب
خر مرکوب لوطیان قدیم
بی جو و حصر چومه سلماب
خر اهل کتاب و ابله تر
از خری برگرفته حمل کتاب
باویست از کلانسری همسر
خر دجالک دراز رکاب
خر دجال ده جزیره گیا
بخورد با دویست چشمه آب
با چنین خر ز بهر پشما کند
نبرد گاو لوت نقل و شراب
خر گدائی است کدیه خو کرده
از بلبل الملوک تا محراب
خر گدایان بکل برون بردند
نام خویش از جریده القاب
خر گدائی بدو مسلم شد
راست شد این لقب بدان کذاب
هر چه گشت از خری برون نشود
خر سوارش منم بسوط عذاب
یک جهان بار هجو بر فتراک
نبدم و میدوانمش بشتاب
چون بدرگاه سیدالوزرا
برسد جست و رسته شد ز عذاب
میر میران نسب نظام الدین
سند و سید اولوالباب
صاحب عادل کریم کبیر
که کرامند ازو کرامت یاب
آن وزیری که چون دگر وزرا
وزر وزری نکرد در یک باب
کلک او بابزن نگشت و نکرد
بمثل پشه ای بظلم کباب
آنکه از عدل او بریده شود
بسر وی حمل گلوی ذئاب
برکند از دهان یوز بقهر
کلبتین دو شاخ آهو ناب
هم بانصاف او نهد بیضه
جفت یعقوب بر دو چشم عقاب
از کف زرفشان او خجلند
چشمه آفتاب و چشم سحاب
قطره این و ذره آن را
در حساب آورد بعقد صواب
غیر ممنون شناس بخشش او
گرچه بخشش کند بغیر حساب
فلکی همتی و از قدمش
بفلک در رسد نسیم گلاب
سوزنی مدح گوی مجلس او
کو سری داشت بر سر اصحاب
با سنائی بدی مطایبتش
خوشتر از داستان دعد و رباب
پیریش چنگ پشت کرد و ضعیف
چون بریشم ز گوشمال رباب
خر خمخانه شد منازع او
از جفای زمانه قلاب
پیش ازین رخش رستمش بالست
بنبرد آزمائی سهراب
پیریش خر سوار کرد بجبر
بر خری لنگ جای او سنجاب
چرخ سنجاب گون دگر باره
پیریش را بدل کند بشباب
بر براق سخن سوار شود
یابد از مدح صدر قوت شاب
تا مزین بود فلک شب و روز
زانجم و آفتاب و از مهتاب
آفتاب و مه منور ملک
صدر بادا و انجمش احباب
جمله ارباب فضل بنده او
دست فضلش مربی ارباب
چشم بد از خجسته مجلس او
دور داراد ایزد وهاب
شمارهٔ ۵ - در هجاء خمخانه و مدح نظام الدین: خر خمخانه را دو خم شرابشمارهٔ ۷ - در هجاء خمخانه و مدح نظام الدین: همچو خر سر کنم برای ثواب
اطلاعات
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری: قصیده
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
خر بدبخت بد بود در خواب
از معبر چنین رسید جواب
هوش مصنوعی: خر بیچاره در خواب بود و از مسیر، جوابی به او رسید که نشاندهندهی وضعیت نامناسب او بود.
خوابم از بیم بخت بد برمید
تا نبینم خر بد اندر خواب
هوش مصنوعی: من از ترس بدشانسی، خوابم نمیبرد تا اینکه در خواب خودم خر بدی را نبینم.
خر بد کیست خر سر شاعر
خر بآن جامه میبود نایاب
هوش مصنوعی: در اینجا به نوعی اشاره میشود که چه کسی میتواند به دیدگاه و احساسات شاعر اهمیت بدهد، وقتی که قیمت واقعی و کیفیت اشیاء معمولاً نادیده گرفته میشود. به عبارت دیگر، برخی از انسانها یا چیزها ممکن است به ظاهر نادیده گرفته شوند، در حالی که ارزش واقعی آنها بسیار بیشتر از آن چیزی است که به نظر میرسد.
خر خمخانه کز سر خم عقل
مست برخیزد و فتد بخلاب
هوش مصنوعی: خر خمخانهای که از سر خم عقل مست میشود و به خمار میافتد، نشاندهندهی وضعیتی است که انسان تحت تأثیر عقل و درک خود به حالتی سرشار از خرسندی و نشئه میافتد، اما ناگهان به حالت عدم تمرکز و حالتی پریشان میرسد. این وضعیت میتواند به ما یادآوری کند که همیشه در این مسیر متزلزل، باید هوشیار و آگاه باشیم تا از افتادن به دام خمارگی و گیجی در زندگی جلوگیری کنیم.
خر خمخانه کز خم می و خل
لای خل است و دردی است و خلاب
هوش مصنوعی: خر خمخانه، حیوانی که در محل شرابخواری و بزم است، در حال چرخش و حالت مستی است که از یکی از بینظمیهای زندگی نشأت میگیرد. او در این حالت نه تنها دچار درد و رنج است، بلکه همچنین بهنوعی در ازخود بیخبری و گمشدگی به سر میبرد. این تصویر بیانگر حالتی از سرگشتگی و درک عمیقتر از مسایل زندگی است.
خر خم شوی و دوده کم پیمای
می نابش ترش چو سرکه ناب
هوش مصنوعی: خر اگر خم بشود و کمتر از اندازه بار بگیرد، می نابش تلخ میشود همچون سرکه ناب.
این بدان معناست که اگر کسی به درستی و به میزان لازم بهرهبرداری نکند، نتیجهاش ناپسند و نامطلوب خواهد بود.
خر کیمخت گاه گرد سبیل
پرخور و کم دو وفتیده در آب
هوش مصنوعی: خر کیمخت به هنگام خوردن و خوابیدن در آب، نشانهای از بیخبری و بیتوجهی به دنیا و اطرافش است. این تصویر، نشاندهنده زندگی پرخوری و بیخیالی است که فقط به لذتهای زودگذر فکر میکند و از واقعیتها غافل مانده است.
خر مرکوب لوطیان قدیم
بی جو و حصر چومه سلماب
هوش مصنوعی: خرهای سوار بر دوش لوطیان در دوران قدیم مانند من بیسر و صدا و بدون محدودیت هستند.
خر اهل کتاب و ابله تر
از خری برگرفته حمل کتاب
هوش مصنوعی: این بیت به نوعی درباره افرادی صحبت میکند که ظاهراً دانش و علم دارند ولی در واقعیت، فاقد درک و فهم عمیق هستند. به بیان دیگر، افرادی وجود دارند که فقط ظاهری از دانش را به نمایش میگذارند و توانایی درک و استفاده از آن را ندارند. بنابراین، صرف داشتن کتاب و دانش به معنای آگاهی واقعی نیست.
باویست از کلانسری همسر
خر دجالک دراز رکاب
هوش مصنوعی: این جمله به نوعی به توصیف یا تصویرسازی خاصی اشاره دارد که ممکن است اشاره به ویژگیهای خاص یا وضعیت فردی داشته باشد. به طور کلی میتوان گفت که این عبارت به بررسی و توصیف یک شخص یا وضعیتی با ویژگیهای خاص میپردازد.
خر دجال ده جزیره گیا
بخورد با دویست چشمه آب
هوش مصنوعی: خر دجال در جزیرهای که سرسبز است، با دوصد چشمه آب سرسبز و شاداب زندگی میکند.
با چنین خر ز بهر پشما کند
نبرد گاو لوت نقل و شراب
هوش مصنوعی: در چنین وضعیتی، یک الاغ برای حفظ پیراهن، با یک گاو قوی و نیرومند به مبارزه نمیپردازد، همچنان که کسی برای نوشیدن میخوام و خوشیها جنگ نمیکند.
خر گدائی است کدیه خو کرده
از بلبل الملوک تا محراب
هوش مصنوعی: خر در حالتی نگران و بیقرار زندگی میکند، از نظر روحی و جسمی نزد بیداری اشراف و نازپروردگان تا لحظهای که به گوشهای آرام و خلوت برود، جایی که همچون محراب عبادت باشد.
خر گدایان بکل برون بردند
نام خویش از جریده القاب
هوش مصنوعی: گدایان، خر را کاملاً از خود دور کردند و نامشان را از لیست عناوین حذف کردند.
خر گدائی بدو مسلم شد
راست شد این لقب بدان کذاب
هوش مصنوعی: خر گدایی در نزد او مسلمان شد و راست و درست به او این لقب دروغین نسبت داده شد.
هر چه گشت از خری برون نشود
خر سوارش منم بسوط عذاب
هوش مصنوعی: هر چه تلاشی شود، تغییر نمیکند که من همان شخصی هستم که تحت فشار و عذاب قرار دارد.
یک جهان بار هجو بر فتراک
نبدم و میدوانمش بشتاب
هوش مصنوعی: من تمام بار سنگین خنده و تمسخر را بر دوش فتراک نمیگذارم و او را با شتاب به جلو میرانم.
چون بدرگاه سیدالوزرا
برسد جست و رسته شد ز عذاب
هوش مصنوعی: زمانی که درگاه بزرگترین وزیر به فردی میرسد، از عذاب و مشکل نجات مییابد.
میر میران نسب نظام الدین
سند و سید اولوالباب
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف شخصیت و جایگاه شخصی میپردازد که دارای نسبی شریف و مقام والایی است. او به عنوان میردی که از نسل نظامالدین و سید اولوالباب است یاد شده و به اهمیت وی در جامعه اشاره دارد.
صاحب عادل کریم کبیر
که کرامند ازو کرامت یاب
هوش مصنوعی: صاحب و مالک بزرگ و بخشندهای که از او بخشش و فضیلت میگیرند.
آن وزیری که چون دگر وزرا
وزر وزری نکرد در یک باب
هوش مصنوعی: وزیری که مانند دیگر وزرا به موضوعات مختلف رسیدگی نکرد، در یک مسئله خاص باقی ماند.
کلک او بابزن نگشت و نکرد
بمثل پشه ای بظلم کباب
هوش مصنوعی: دست او مانند قلم نیست که با آن چیزی نگارش کند و مانند پشهای نمیخواهد به ظلم و ستم دیگران قربانی شود.
آنکه از عدل او بریده شود
بسر وی حمل گلوی ذئاب
هوش مصنوعی: هرکس که از عدالت او دور شود، طعمهای برای درندگان خواهد شد.
برکند از دهان یوز بقهر
کلبتین دو شاخ آهو ناب
هوش مصنوعی: با قدرت و قهر، یوز دهان خود را باز کرده و دو شاخ آهو را از بین میبرد.
هم بانصاف او نهد بیضه
جفت یعقوب بر دو چشم عقاب
هوش مصنوعی: او با انصاف و عدالت خود، تخم مرغی را که جفت یعقوب بود، بر دو چشمان عقاب میگذارد.
از کف زرفشان او خجلند
چشمه آفتاب و چشم سحاب
هوش مصنوعی: نگاه کنید که چقدر زیبایی و درخشش وجود دارد که حتی چشمه نور خورشید و باران هم از حضور او خجالتزده میشوند.
قطره این و ذره آن را
در حساب آورد بعقد صواب
هوش مصنوعی: هر قطره و هر ذرهای را با دقت در نظر گرفت و در محاسبه جا داد.
غیر ممنون شناس بخشش او
گرچه بخشش کند بغیر حساب
هوش مصنوعی: فردی که شکرگزار و قدردان نیست، به رغم اینکه او به دیگران کمک میکند، نمیتواند بهخوبی ارزش بخشش او را درک کند، حتی اگر این بخشش بدون توقع و بهطور آزادانه باشد.
فلکی همتی و از قدمش
بفلک در رسد نسیم گلاب
هوش مصنوعی: آسمان با شرافت و اراده او به نامههای نیکو و خوشبویی دست میزند و از قدمهایش بوی گلاب به مشام میرسد.
سوزنی مدح گوی مجلس او
کو سری داشت بر سر اصحاب
هوش مصنوعی: شخصی در مجلس او در حال ستایش و مدح افرادی است که در آنجا حضور دارند و خود او سر و وضعی برجسته و قابل توجه دارد.
با سنائی بدی مطایبتش
خوشتر از داستان دعد و رباب
هوش مصنوعی: دوستی با سنائی برای من دلپذیرتر از داستانهای عاشقانه دعد و رباب است.
پیریش چنگ پشت کرد و ضعیف
چون بریشم ز گوشمال رباب
هوش مصنوعی: موهایش را به عقب زده و ضعیف و لاغر شده، مانند صدای نرم و لطیف یک ساز موسیقی.
خر خمخانه شد منازع او
از جفای زمانه قلاب
هوش مصنوعی: او به دلیل سختیهایی که زمان برایش به وجود آورده، به دست خود دست به کاری زده که زندگیاش را دچار مشکل کرده است.
پیش ازین رخش رستمش بالست
بنبرد آزمائی سهراب
هوش مصنوعی: قبل از این که رخش رستم، سهراب را در میدان نبرد به چالش بکشد، او در کمال قدرت و آمادگی است.
پیریش خر سوار کرد بجبر
بر خری لنگ جای او سنجاب
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف وضعیتی اشاره دارد که فردی به دلایل غیرطبیعی و ناعادلانه به جایی رسیده است. در این تصویر، شخصی در حالی که به نظر میرسد شایسته آن جایگاه نیست، بر خر سوار شده و فرصتی پیدا کرده که میتواند از آن بهرهبرداری کند. در عین حال، فردی که شایستهتر به نظر میرسد، به خاطر نقصی که دارد، از آن موقعیت محروم شده است.
چرخ سنجاب گون دگر باره
پیریش را بدل کند بشباب
هوش مصنوعی: زمانه مانند چرخ میچرخد و میتواند بار دیگر دوران پیری را به جوانی تبدیل کند.
بر براق سخن سوار شود
یابد از مدح صدر قوت شاب
هوش مصنوعی: با قدرت و زیبایی سخن، به یک مقام بلند و ارزشمند دست پیدا میکند و از ستایش و تعریف دیگران نیروی تازهای میگیرد.
تا مزین بود فلک شب و روز
زانجم و آفتاب و از مهتاب
هوش مصنوعی: همیشه آسمان و دنیای ما به خاطر وجود من و تأثیر من روشن و زیباست، چه در روز با نور خورشید و چه در شب با نور ماه.
آفتاب و مه منور ملک
صدر بادا و انجمش احباب
هوش مصنوعی: خورشید و ماه بر پهنهی آسمان درخشان است و ستارههایش دوستان او میباشند.
جمله ارباب فضل بنده او
دست فضلش مربی ارباب
هوش مصنوعی: تمام صاحبنظران و فرزانگان به نوعی تحت تاثیر و تربیت فردی هستند که خود از لطف و فضل بالایی برخوردار است. در واقع، کسی که از فضل و علم بهرهمند است میتواند دیگران را نیز به کمال برساند.
چشم بد از خجسته مجلس او
دور داراد ایزد وهاب
هوش مصنوعی: خواستارم که چشم بد از مجلس خوشیمن او دور باشد و خداوند بخشنده از آن حفاظت کند.