گنجور

شمارهٔ ۶ - قطعه

خواجه محمد بن محمد که بی بهار
خلق خوش تو گل شکفاند بماه دی
بویاتر است خلق لطیفت بسی از آن
کز آتش و گل افتد در آبگینه خوی
امروز بنده خواهد مهمانت آمدن
کز یخ چو آبگینه شامیست زیر پی
دست تهی نیاید، بازا هدک بود
آن کز نفاق هست چو عبدالله ابی
با خویشتن بیارد اگر دسترس بود
گلرخ بتی لطیف و چو در آبگینه می
تا هوشیار، سنگ وی و آبگینه تو
چون مست گشت، سنگ تو و آبگینه وی
بر ساز مجلسی که نباشد در او کسی
جز لعبتی که چنگ زند جز مئی و نی
احمد حریف وار ز رامین سخن کند
یا آنکه باز گوید ازایشان حدیث حی
اینست شرط بنده بدین شرط بنده را
گر میزبان شوی شو، اگر نه، فرست می
تا بنده میهمان تو باشد بخوان خویش
نا آمدن ز بنده غنیمت شمار هی
تا مدتی که طی نشود نامه وار چرخ
از گشت چرخ نامه عمرت مباد طی

اطلاعات

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: قطعه
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

خواجه محمد بن محمد که بی بهار
خلق خوش تو گل شکفاند بماه دی
هوش مصنوعی: خواجه محمد بن محمد که با آمدن بهار، زیبایی‌های تو را به نمایش گذاشت.
بویاتر است خلق لطیفت بسی از آن
کز آتش و گل افتد در آبگینه خوی
هوش مصنوعی: عطر و بوی لطافت تو، به مراتب از عطر گل و آتش که در شیشه آبگیر می‌افتد، خوش‌تر و دل‌انگیزتر است.
امروز بنده خواهد مهمانت آمدن
کز یخ چو آبگینه شامیست زیر پی
هوش مصنوعی: امروز بنده برای دیدن تو خواهد آمد، مانند آبگینه‌ای که از یخ در زیر پی، حال دلنشین و زلالی دارد.
دست تهی نیاید، بازا هدک بود
آن کز نفاق هست چو عبدالله ابی
هوش مصنوعی: دست خالی نمی‌تواند به کسی کمک کند، مثل انسان‌هایی که به خاطر نفاق و دورویی، مانند عبدالله ابی، در تلاشند ولی اثر مثبتی ندارند.
با خویشتن بیارد اگر دسترس بود
گلرخ بتی لطیف و چو در آبگینه می
هوش مصنوعی: اگر دسترسی به محبوبی لطیف و زیبا مانند گل رخسار باشد، می‌توان با خود همراهی کرد. مانند گلی که در آب شفاف می‌درخشد.
تا هوشیار، سنگ وی و آبگینه تو
چون مست گشت، سنگ تو و آبگینه وی
هوش مصنوعی: این بیت به ارتباطات بین افراد و تغییر حالت‌های آنها اشاره دارد. وقتی انسان هوشیار است، او مانند سنگ و آبگینه‌ای است که ثابت و پایدار است، اما وقتی مست می‌شود و تحت‌تأثیر احساسات و وضعیت‌های مختلف قرار می‌گیرد، به‌نوعی به وضعیت دیگران وابسته می‌شود و در واقع سنگ و آبگینه‌ای دیگر را نیز تجربه می‌کند. این اشاره به تغییر حالت‌ها و تأثیرات متقابل در ارتباطات انسانی دارد.
بر ساز مجلسی که نباشد در او کسی
جز لعبتی که چنگ زند جز مئی و نی
هوش مصنوعی: در محفلی بنشین که تنها در آن دختری زیبا باشد که با سازش نغمه می‌نوازد و به غیر از شراب و نی خبری نیست.
احمد حریف وار ز رامین سخن کند
یا آنکه باز گوید ازایشان حدیث حی
هوش مصنوعی: احمد، یا از رامین صحبت می‌کند و یا اینکه داستان حی را بازگو می‌کند.
اینست شرط بنده بدین شرط بنده را
گر میزبان شوی شو، اگر نه، فرست می
هوش مصنوعی: این شرط من است: اگر تو می‌خواهی میزبان من باشی، باید به من محبت کنی؛ و اگر نه، من از اینجا می‌روم.
تا بنده میهمان تو باشد بخوان خویش
نا آمدن ز بنده غنیمت شمار هی
هوش مصنوعی: تا زمانی که من مهمان تو هستم، خودت را از حضور من بی‌نیاز ندان و آن را فرصتی ارزشمند بشمار.
تا مدتی که طی نشود نامه وار چرخ
از گشت چرخ نامه عمرت مباد طی
هوش مصنوعی: تا وقتی که در مسیر زندگی‌ات به مراحل مختلف نرسی و تجارب جدیدی کسب نکنی، عمرت به خوبی سپری نخواهد شد.