شمارهٔ ۴ - قاضی سدید
محترم قاضی سدید ای خلق را
رای و تدبیر صواب آموخته
در میان کار بوده سالها
هم دریده شغلها هم دوخته
وام داری دارم از سرمای دی
وام او خواهم بآتش سوخته
نیست هارم تا برانم پیش او
حشمت چخماق و سنگ سوخته
هائطی و روستائی و خلج
بی بها هیزم بمن بفروخته
هیچ تدبیری توانی ساختن
کاتشی سازم بلند افروخته
اطلاعات
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
قالب شعری: قطعه
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
محترم قاضی سدید ای خلق را
رای و تدبیر صواب آموخته
هوش مصنوعی: قاضی محترم، تو به خوبی میدانی که چگونه باید به قضاوت و برنامهریزی صحیح بپردازی.
در میان کار بوده سالها
هم دریده شغلها هم دوخته
هوش مصنوعی: سالها در حال فعالیت بوده، کارهای مختلف را رها کرده و شماری از کارها را نیز به هم پیوسته است.
وام داری دارم از سرمای دی
وام او خواهم بآتش سوخته
هوش مصنوعی: من از سرمای زمستان وام گرفتهام و میخواهم او را با آتش سوختهام پرداخت کنم.
نیست هارم تا برانم پیش او
حشمت چخماق و سنگ سوخته
هوش مصنوعی: من هیچ قدرتی برای جلوه دادن خودم ندارم، پیش او حتی سنگ و چخماق هم ارزش ندارد.
هائطی و روستائی و خلج
بی بها هیزم بمن بفروخته
هوش مصنوعی: من از کسی برای خودم هیزم خریدهام که نه شهری است، نه روستایی و نه از نژاد خاصی، و ارزش زیادی ندارد.
هیچ تدبیری توانی ساختن
کاتشی سازم بلند افروخته
هوش مصنوعی: هیچ نقشهای قادر نیست تا آتش بزرگی بسازد که شعلهور و بلند باشد.