شمارهٔ ۱۱ - قطعه
سالار بک که بخشش کف جواد تو
کمتر فزونتر آمد از گنج شایگان
تشریف یافتی و جمال از صفی دین
و اشراف بر سر رمه های خدایگان
بادت خجسته این عملی را که یافتی
هرگز بود مبارکبادم به رایگان
دانی که دیرگاه برآمد که داده ای
در باب سیم مادر زر را به دایگان
تا تو مقصری به حق سیم تار من
یکباره شرمگینم زین . . . و خدایگان
اطلاعات
وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلن
قالب شعری: قطعه
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
سالار بک که بخشش کف جواد تو
کمتر فزونتر آمد از گنج شایگان
هوش مصنوعی: سالار بک، بزرگی که داری، بخششهایت به مراتب از تمام گنجهای باارزش بیشتر است.
تشریف یافتی و جمال از صفی دین
و اشراف بر سر رمه های خدایگان
هوش مصنوعی: تو به مقام والایی رسیدی و زیبایی تو از ویژگیهای دیانت و بزرگواری سلاطین بالاتر است.
بادت خجسته این عملی را که یافتی
هرگز بود مبارکبادم به رایگان
هوش مصنوعی: باد خوشی به تو وزیده که به این عمل نیکو دست یافتهای، هرگز بابت این خوشوقتی به تو تبریک نمیگویم.
دانی که دیرگاه برآمد که داده ای
در باب سیم مادر زر را به دایگان
هوش مصنوعی: میدانی که زمان زیادی است که بهدنبال چیزی هستی و در مورد نقرهای که بهعنوان هدیه دادهای، گلایه داری که چرا طلا را به کسی دیگر بخشیدهای؟
تا تو مقصری به حق سیم تار من
یکباره شرمگینم زین . . . و خدایگان
هوش مصنوعی: هرگاه تو بیتقصیری، من به خاطر این احساس، شرمنده و ناراحت میشوم.