شمارهٔ ۸۰ - در مدح وجیه الدین
ای بنده مکارم تو اهل روزگار
جز مکرمت نداری نه شب نه روز کار
در هیچ روزگار نیامد چه تو کریم
کاندر عطا دهی نبرد هیچ روزگار
مشاطه ایست کلک تو کز مشک و غالیه
زلفین لیل شانه زند بر رخ نهار
از وی هران نگار که پیدا شود کند
کار هزار کس بیکی لحظه چون نگار
ز اهل کرم هزار بیک بخشش تو نیست
ز اهل قلم بدانش تو نی یک از هزار
زان تا بدستخط عزیز تو اهل فضل
از ذل فقر باز رهند اندرین دیار
کلکی چو ذوالفقار علی تیز کرده ای
تا خون بخل ریزی چون خون ذوالخمار
تا تو وجیه دین لقبی اهل دین بتو
هستند در مواجهه قبله کبار
آنراست بخت یار که از جمله جهان
از جان کند بخدمت صدر تو افتخار
مداح صدر تو چو باو صاف خلق تو
در خاطر آرد آتش بی دود و بی شرار
در مجمر دماغ و دل او بهر نفس
عطار طبع مشک بر آتش کند نثار
زرین سخن سوار صفت کرد عسجدی
کلک هنروری را چون شد سخن گذار
در طبع آن امیر سخن گر کنون بدی
جز کلک تو نبودی زرین سخن سوار
چون تو سوار اسب فصاحت شدی اگر
سحبان بود پیاده دود از پس غبار
با قدر تو نه چرخ برین است سرفراز
با حلم تو نه جرم زمین است بردبار
عالیتری از آن متواضع تری ازین
زان باش کامران و ازین باش کامگار
اعدات را بلطف برآر از زمین بچرخ
تا لطف تو ببینند آنگه فرو گذار
خرم بزی ز دور فلک بر هوای دل
تا از بر هوا بود افلاک را مدار
شمارهٔ ۷۹ - در مدح تاج الدین محمود: گسترد نام نیک چو محمود تاجدارشمارهٔ ۸۱ - در مدح نظام الدین: باز دیگر ره جوان خاطر شد این مداح پیر
اطلاعات
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: قصیده
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
ای بنده مکارم تو اهل روزگار
جز مکرمت نداری نه شب نه روز کار
هوش مصنوعی: ای بنده، تو دارای ویژگیهای نیکو هستی و در این دنیا جز نیکی و بخشش چیزی نداری، نه در شب و نه در روز.
در هیچ روزگار نیامد چه تو کریم
کاندر عطا دهی نبرد هیچ روزگار
هوش مصنوعی: در هیچ زمانی کسی به بزرگواری تو نرسید، چرا که تو همواره در بخشش و عطا سخاوتمند بودهای و در هیچ دورهای نبرد نکردهای.
مشاطه ایست کلک تو کز مشک و غالیه
زلفین لیل شانه زند بر رخ نهار
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و جذابیت چهره معشوق اشاره دارد. در آن، معشوق به گونهای توصیف شده که مانند آرایشگری با دقت و هنر، موهای خود را با عطر و بوی خوش مانند مشک و غالیه شانه میزند، و این کار زیبایی او را بیشتر میکند. چهرهاش مانند روز روشن است و با زیباییاش همه را محصور میکند.
از وی هران نگار که پیدا شود کند
کار هزار کس بیکی لحظه چون نگار
هوش مصنوعی: هر نگاری که از او نمایان شود، کار هزار نفر را به یک لحظه انجام میدهد همچون خود نگار.
ز اهل کرم هزار بیک بخشش تو نیست
ز اهل قلم بدانش تو نی یک از هزار
هوش مصنوعی: از میان افرادی که سخاوت دارند، بخششهای تو به اندازه هزاران بخشش دیگر هم نمیرسد. و از میان کسانی که دانشور هستند، دانش تو هم به اندازه یکی از هزاران نمیرسد.
زان تا بدستخط عزیز تو اهل فضل
از ذل فقر باز رهند اندرین دیار
هوش مصنوعی: از آنجا که دست خط زیبای تو اهل دانش و فضل را از خواری فقر نجات میدهد، در این سرزمین.
کلکی چو ذوالفقار علی تیز کرده ای
تا خون بخل ریزی چون خون ذوالخمار
هوش مصنوعی: تو مانند شمشیر ذوالفقار علی، تیز و برنده شدهای تا خون بخل را بریزی، همانطور که خون شراب ریخته میشود.
تا تو وجیه دین لقبی اهل دین بتو
هستند در مواجهه قبله کبار
هوش مصنوعی: تا زمانی که تو در دین شخصیت ویژهای داشته باشی، اهل دین نیز به تو احترام میگذارند و در برابر تو مانند بزرگانی که به قبله نماز میایستند، با ارادت رفتار میکنند.
آنراست بخت یار که از جمله جهان
از جان کند بخدمت صدر تو افتخار
هوش مصنوعی: تنها کسانی که شانس و اقبال خوبی دارند، میتوانند به خدمت تو افتخار کنند، زیرا در میان تمام افراد و دنیا، جان خود را فدای این خدمت میکنند.
مداح صدر تو چو باو صاف خلق تو
در خاطر آرد آتش بی دود و بی شرار
هوش مصنوعی: مداحی که تو را به خوبی توصیف میکند، مانند آتش زبانهکشی میکند که بدون دود و شعلهی اضافی در دلها روشن میشود.
در مجمر دماغ و دل او بهر نفس
عطار طبع مشک بر آتش کند نثار
هوش مصنوعی: در بین دم و دل او، عطر خوشی مانند مشک قرار دارد که هر زمان عطار (عطرساز) بخواهد، میتواند آن را به آتش بکشاند و بوی خوشی را پخش کند.
زرین سخن سوار صفت کرد عسجدی
کلک هنروری را چون شد سخن گذار
هوش مصنوعی: وقتی که هنرمندی با قلم طلایی خود سخنان زیبایی را خلق کرد، به مانند سوارکاری ماهر توانست به طرز شگفتانگیزی آنها را به تصویر بکشد.
در طبع آن امیر سخن گر کنون بدی
جز کلک تو نبودی زرین سخن سوار
هوش مصنوعی: اگر امروز در دل آن امیر، سخن بدی وجود دارد، تنها به خاطر این است که تو که دوتا خوی و استعداد داری، سخنرانی با نبوغ و زرینی نیستی.
چون تو سوار اسب فصاحت شدی اگر
سحبان بود پیاده دود از پس غبار
هوش مصنوعی: وقتی تو به اوج بیان و eloquence رسیدی، حتی اگر بهترین اسبها هم در کنار تو باشند، از تو عقب خواهند ماند.
با قدر تو نه چرخ برین است سرفراز
با حلم تو نه جرم زمین است بردبار
هوش مصنوعی: با عظمت تو هیچ چیز در آسمان برتری ندارد و با صبر و شکیبایی تو، هیچ گناهی در زمین وجود ندارد.
عالیتری از آن متواضع تری ازین
زان باش کامران و ازین باش کامگار
هوش مصنوعی: تو در حالتی از تواضع هستی که همگان را تحت تاثیر قرار میدهی. بیشتر به این حالت توجه کن و سعی کن در کارهایت موفق و کامیاب باشی.
اعدات را بلطف برآر از زمین بچرخ
تا لطف تو ببینند آنگه فرو گذار
هوش مصنوعی: ای عشق، با مهربانی دشمنان را از زمین برکنار کن و آنها را از دور ببین تا نعمت و لطف تو را درک کنند، سپس هر چیز را به حال خود واگذار.
خرم بزی ز دور فلک بر هوای دل
تا از بر هوا بود افلاک را مدار
هوش مصنوعی: خوشحالی و شادمانی ناشی از دوری و جدایی از دنیا به دل انسان میآید، چرا که تا زمانی که از بالا به جهان نگاه میکنیم، همه چیز به دور ما میچرخد.