گنجور

شمارهٔ ۷۷ - در مدح فخرالدین

ناداده مژدگانی نادید مژده ور
دیدیم فر طلعت آن عالم هنر
ما را بفر طلعت خویش آن سپهر فضل
خود داد مژدگانی و خود بود مژده ور
تا آمدی خبر ز خرامیدنش بما
پیش از خبر رسید و خبر ماند بر اثر
بودیم ازو بیک خبر خوش نیازمند
او خود رسید پیش که آید بما خبر
روز دوم بد از مه آزاده صیام
کازاد وار از سفر آمد بمستقر
از کردگار خود بدو آزادی اندریم
آزادی از غم وی و آزادی از خطر
منت خدایرا که بصدر و سریر خود
آمد از آنکه رفت بصد بار خوب تر
خورشید سوی برج حمل بر چسان رسد
او سوی شهر خویش چنان آمد از سفر
خورشید دوده و گهر خاندان خال
آن گوی برده مهتری از عم و از پدر
فرزند پادشاه دهاقین روزگار
فرزانه فخر دین و خداوند دادگر
خورشید آسمان هنر افتخار دین
دهقان علی که هست علی خصلت و سیر

اطلاعات

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: قصیده
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

ناداده مژدگانی نادید مژده ور
دیدیم فر طلعت آن عالم هنر
هوش مصنوعی: اگر پاداشی به ما نرسد، مژده‌ای نیز در کار نیست؛ اما اگر نیکی و زیبایی آن هنرمند را ببینیم، این خود پاداش بزرگی است.
ما را بفر طلعت خویش آن سپهر فضل
خود داد مژدگانی و خود بود مژده ور
هوش مصنوعی: ما را به نور صورت زیبایت، خود آسمان فضل و برکت، بشارت داد و خود نیز بشارت‌دهنده بود.
تا آمدی خبر ز خرامیدنش بما
پیش از خبر رسید و خبر ماند بر اثر
هوش مصنوعی: وقتی تو آمدی، خبر آمدن و زیبایی‌های او زودتر از خود او به ما رسید و آن خبر همچنان در دلمان ماند.
بودیم ازو بیک خبر خوش نیازمند
او خود رسید پیش که آید بما خبر
هوش مصنوعی: ما از او خبر خوشی را انتظار داشتیم و نیازمندش بودیم، اما خود او به سوی ما آمد تا خبری به ما بدهد.
روز دوم بد از مه آزاده صیام
کازاد وار از سفر آمد بمستقر
هوش مصنوعی: در روز دوم ماه رمضان، مهربان از سفر برگشت و به مکان خود بازگشت.
از کردگار خود بدو آزادی اندریم
آزادی از غم وی و آزادی از خطر
هوش مصنوعی: ما از خدای خود آزادی می‌طلبیم؛ آزادی از غم او و آزادی از خطرهای زندگی.
منت خدایرا که بصدر و سریر خود
آمد از آنکه رفت بصد بار خوب تر
هوش مصنوعی: شکرگزار خداوند هستم که به من با صدای دلنشین و آرامش خاصی در دل و جانم حضور پیدا کرد، از آنچه که به شکل‌های مختلف رفته بود، به مراتب بهتر است.
خورشید سوی برج حمل بر چسان رسد
او سوی شهر خویش چنان آمد از سفر
هوش مصنوعی: خورشید به سوی برج حمل می‌تابد و آن‌چنان به شهر خودش می‌رسد که گویی از سفر بازگشته است.
خورشید دوده و گهر خاندان خال
آن گوی برده مهتری از عم و از پدر
هوش مصنوعی: در اینجا می‌گوید که خورشید نشانی از دوده‌ و اصل و نسب یک خانواده است و مانند جواهری با ارزش است. همچنین به این نکته اشاره می‌کند که بزرگ‌مردی از طرف خانواده و پدر به وجود آمده است.
فرزند پادشاه دهاقین روزگار
فرزانه فخر دین و خداوند دادگر
هوش مصنوعی: فرزند پادشاه، جوانی دانا و بلندمرتبه است که مایه افتخار دین و عدالت است.
خورشید آسمان هنر افتخار دین
دهقان علی که هست علی خصلت و سیر
هوش مصنوعی: خورشید آسمان هنر، نمادی است از بزرگی و شکوه علی، که شخصیت و رفتار او همواره الگو و افتخار دین است و به شکل مثالی در هنرها نمایان می‌شود.