گنجور

شمارهٔ ۵ - در مدح سلطان رکن الدین

خدایگان جهانرا خدای داد عطا
شهنشهی ز شهنشاه زاده والا
خدایگان بعطائی که از خدای گرفت
چه گنجها که بخلق خدای داد عطا
قلج قراخان پیوند ارسلان خاقان
که جست و یافت کنوز و دفاین صحرا
خدایگان جهان شاه شرق رکن الدین
کزوست شهر سمرقند جنت دنیا
ز نور طلعت او فر ارسلان خانی
همی شود چو خیال اندر آینه پیدا
بداد ملک سمرقند چون بهشت نشست
بپادشاهی دنیا بپشت هر دو نیا
یکی نیا ملک بی نظیر افریدون
دوم نیا ملک افراسیاب بی همتا
ز گاوسار فریدون بمارسار چه کرد
بتازیانه همان کرد شاه در هیجا
بتخت ملک چو افراسیاب شاه نشست
بامر و نهی جهان کامران و کامروا
چنانکه گوئی افراسیاب کرد نمود
بتیغ مردی گاه نبرد بر اعدا
بدان عالم نیکان شدند از هیبت
زشاه عالم بد را چو بد رسید جزا
کمر بخدمت شاه جهان همی بندند
ملوک روی زمین چون بر آسمان جوزا
سپهر در کمر بندگان شه نگریست
که شد چو تاج مرصع بلؤلؤ لالا
ملک زدریا در خشکی اوفتاد و بگفت
ستارگان من از در به و من از دریا
بمن اشارت کن تا بسازم اندر وقت
نثار جشن ملکزاده را چنانکه سزا
خدایگانا فرمای تا نثار کنند
فلک کواکب دری و بنده دژ ثنا
نثار سوزنی پیر اگر قبول افتد
از آن قبول شود پیر سوزنی برنا
سزاست ایکه ترا عقل پیر و برنا بخت
که پیر و برنا بر تو ثنا کنند و دعا
بقای تو بدعا خواهم ای ملک ز ملک
که هست عالم را در بقای تو ابقا
برس بکام دل ای شاه زود و دیر بزی
ز گردش فلک زود گرد دیر بقا

اطلاعات

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: قصیده
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

خدایگان جهانرا خدای داد عطا
شهنشهی ز شهنشاه زاده والا
هوش مصنوعی: خداوندی که بر همه جهان حکم می‌رانَد، به پادشاهی که از نسل پادشاهان بزرگ است، نعمت و فضل عطا کرده است.
خدایگان بعطائی که از خدای گرفت
چه گنجها که بخلق خدای داد عطا
هوش مصنوعی: خدای بزرگ به کسی که از او نعمت و بخشش دریافت کرده، چه ثروت‌های زیادی را به دیگران اهدا کرده است.
قلج قراخان پیوند ارسلان خاقان
که جست و یافت کنوز و دفاین صحرا
هوش مصنوعی: قلج قراخان به دنبال ارسلان خاقان بود و در این جستجو، گنج‌ها و خزانه‌های پنهان در دل بیابان‌ها را یافت.
خدایگان جهان شاه شرق رکن الدین
کزوست شهر سمرقند جنت دنیا
هوش مصنوعی: خدای بزرگ جهان، شاه شرق، رکن‌الدین است که شهر سمرقند را به عنوان بهشتی در این دنیا می‌شناسند.
ز نور طلعت او فر ارسلان خانی
همی شود چو خیال اندر آینه پیدا
هوش مصنوعی: از نور چهره او، شکوه ارسلان خا ن نمایان می‌شود، مانند تصویری که در آینه نمایان می‌گردد.
بداد ملک سمرقند چون بهشت نشست
بپادشاهی دنیا بپشت هر دو نیا
هوش مصنوعی: سمرقند به مانند بهشت در دوران حکومت خود بر جهان جلوه‌گری کرد و به عنوان پادشاهی در هر دو دنیا شناخته شد.
یکی نیا ملک بی نظیر افریدون
دوم نیا ملک افراسیاب بی همتا
هوش مصنوعی: هیچ کس مانند افریدون در جهان وجود ندارد و هیچ کس همپای افراسیاب نیست.
ز گاوسار فریدون بمارسار چه کرد
بتازیانه همان کرد شاه در هیجا
هوش مصنوعی: فریدون با چشیدن تجربیاتش از زندگی، همانند شاه در وضعیت‌های دشوار، با تدبیر و قدرت عمل کرد. مانند بخت و اقبال که از شکوه و عظمت گاوسار به بمارسار منتقل شد، او نیز در بالاترین شرایط به محکم‌ترین شکل ممکن برخورد می‌کند.
بتخت ملک چو افراسیاب شاه نشست
بامر و نهی جهان کامران و کامروا
هوش مصنوعی: در تخت سلطنت، مانند افراسیاب، شاه نشسته است و با فرمان و دستورات خود، دنیا را خوشبخت و سعادتمند می‌سازد.
چنانکه گوئی افراسیاب کرد نمود
بتیغ مردی گاه نبرد بر اعدا
هوش مصنوعی: گویا افراسیاب با دلاوری و مهارتی بی‌نظیر به میدان آمده است تا در نبرد با دشمنانش، با شمشیر کارا و勇ی خود، حماسه‌ای خلق کند.
بدان عالم نیکان شدند از هیبت
زشاه عالم بد را چو بد رسید جزا
هوش مصنوعی: باید بدانیم افرادی که نیکوکارند به خاطر عظمت و قدرت پادشاهی، محکم و استوار شدند. از سوی دیگر، کسانی که بدی می‌کنند، وقتی جزا و مجازاتشان فرامی‌رسد، به عذاب و پاداش خود می‌رسند.
کمر بخدمت شاه جهان همی بندند
ملوک روی زمین چون بر آسمان جوزا
هوش مصنوعی: شاهان دنیا همچون ستاره‌های آسمان، به خدمت شاه جهان آماده‌اند و خود را به خدمت او در می‌آورند.
سپهر در کمر بندگان شه نگریست
که شد چو تاج مرصع بلؤلؤ لالا
هوش مصنوعی: آسمان به نگاه بندگان پادشاه نگریست و چون گوهری زیبا و زینتی شد.
ملک زدریا در خشکی اوفتاد و بگفت
ستارگان من از در به و من از دریا
هوش مصنوعی: یک پادشاه از دریا به خشکی افتاد و گفت: ستارگان من به دریا هستند و من به خشکی آمده‌ام.
بمن اشارت کن تا بسازم اندر وقت
نثار جشن ملکزاده را چنانکه سزا
هوش مصنوعی: به من اشاره کن تا بتوانم در زمان جشن فرزند پادشاه، مراسمی را به شایستگی و زیبایی برگزار کنم.
خدایگانا فرمای تا نثار کنند
فلک کواکب دری و بنده دژ ثنا
هوش مصنوعی: ای خداوند، دستور بده که ستاره‌ها برای تو نثار شوند و من در این راستا وظیفه‌ام را در ستایش تو انجام دهم.
نثار سوزنی پیر اگر قبول افتد
از آن قبول شود پیر سوزنی برنا
هوش مصنوعی: اگر کم و کوچک را بپذیری، می‌توانی از آن چیز بزرگ‌تری هم به دست آوری.
سزاست ایکه ترا عقل پیر و برنا بخت
که پیر و برنا بر تو ثنا کنند و دعا
هوش مصنوعی: شایسته است که تو به خاطر عقل پخته و بخت جوانت مورد ستایش و دعا قرار بگیری.
بقای تو بدعا خواهم ای ملک ز ملک
که هست عالم را در بقای تو ابقا
هوش مصنوعی: من برای حفظ تو دعا می‌کنم، ای فرشته‌ای از ملکوت، زیرا وجود تمام جهان در بقای توست.
برس بکام دل ای شاه زود و دیر بزی
ز گردش فلک زود گرد دیر بقا
هوش مصنوعی: ای پادشاه، به سرعت به آرزوی دل برس و از زمان نگذار، زیرا زندگی از چرخش روزگار می‌گذرد و طول عمر همیشه نخواهد بود.