شمارهٔ ۴ - در مدح طغان تکین
بسی عطای خدایست بی خلاف و خطا
خدایگانرا هست از خدای هفت عطا
یکی ز هفت عطا سوی تخت شاه آمد
که رفته بود بفرمان شاه سوی ختا
حکیم زد مثلی کز خطا صواب آید
صواب رفت و صواب آمد و نرفت خطا
خدایگان جهان شادمانه شد چو رسید
طغان تکین ملک نسل آدم و حوا
چنانکه هفت فلکرا بود بهفت اختر
دهد بهفت عطا هفت کشور دنیا
نفاذ امر شهنشاه مشرق و مغرب
خدای داند تا از کجاست تا بکجا
درخت دولت شه اصل رست و فرع رسید
ز روی صخره صما ببرترین سما
زبرترین سما بانگ کوس دولت شاه
بگوش صخره صما رسید و شد شنوا
ز سور شاه خبر داد باغ را مه مهر
ز شاخسار هوا زرفشاند بر صحرا
هوای شاه کند زرفشان رعیت را
چنانکه شاخ شجر گشت زرفشان ز هوا
روا نداشته اند اهل دین هواداری
مگر هوای شه دادگر که هست روا
خدایگانا داد تو دست جور و ستم
ببست و خلق گشادند دست را بدعا
ستم نماند و ستمکاره نیز و سرکش هم
بتیغ تو چو قلم شد سر سران بهوا
متابعان تو ماندند و بس چنین بادا
منازعان ترا گوشمال داد قضا
بر آسمان کمر تو امان گسسته شود
اگر برهنه کنی تیغ آسمان سیما
ترا بسایه یزدان همیزنند مثل
که دید سایه که خورشید را بود همتا
بنور تابش خورشید خامها بیزد
بسوختی طمع خام در دل اعدا
بتیغ گیرد خورشید بر و بحر زمین
کند زبانه بکوهان کوه بر پیدا
همه مصاف تو با کوه پیکران باشد
بتیغ اگر تو نه خورشیدی این مصاف چرا
بدست عدل در فضل کرد کار گشای
که هست عدل ترا فضل کردگار جزا
همیشه تا ملکانرا بتاج و تخت و نگین
بود تفاخر و زین هر سه هست فخر سزا
بتخت باش سلیمان بتاج افریدون
بزیر مهر نگین تو گنبد خضرا
تو بادی از ملکان پیر عقل برنا بخت
که پیر سوزنی از مدحتت شود برنا
پناه عالمی و پادشاه عالمیان
پناه دیر فنا باش و شاه دیر بقا
شمارهٔ ۳ - در مدح شه مظفر تمغاج خان: شه مظفر تمغاج خان کامرواشمارهٔ ۵ - در مدح سلطان رکن الدین: خدایگان جهانرا خدای داد عطا
اطلاعات
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: قصیده
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
بسی عطای خدایست بی خلاف و خطا
خدایگانرا هست از خدای هفت عطا
هوش مصنوعی: بسیاری از نعمتها و بخششهای خداوند به گونهای است که هیچ گونه اشتباه یا تناقضی در آن نیست. خداوند به صاحبان مقام و بزرگی، هفت نوع نعمت عطا کرده است.
یکی ز هفت عطا سوی تخت شاه آمد
که رفته بود بفرمان شاه سوی ختا
هوش مصنوعی: یکی از هفت بخشش، به سمت تخت شاه آمد. او که به فرمان شاه به سمت ختا رفته بود.
حکیم زد مثلی کز خطا صواب آید
صواب رفت و صواب آمد و نرفت خطا
هوش مصنوعی: حکیم مثل زدی که از اشتباه، درست به وجود میآید. درست از میان رفته و درست جدیدی آمده که اشتباه نرفته است.
خدایگان جهان شادمانه شد چو رسید
طغان تکین ملک نسل آدم و حوا
هوش مصنوعی: زمانی که طغان، شاه زادهای از نسل آدم و حوا، به دنیا آمد، خداوند خوشحال شد و شادی در جهان پخش گردید.
چنانکه هفت فلکرا بود بهفت اختر
دهد بهفت عطا هفت کشور دنیا
هوش مصنوعی: همانطور که هفت سیاره به هفت ستاره وجود دارند، هفت بخش از نعمتها و جوامع مختلفی که در دنیا وجود دارد نیز به هم مرتبط هستند.
نفاذ امر شهنشاه مشرق و مغرب
خدای داند تا از کجاست تا بکجا
هوش مصنوعی: فرمانروایی شاه که سلطنتش بر شرق و غرب است، تنها خدا میداند از کجا نشأت میگیرد و به کجا خواهد رسید.
درخت دولت شه اصل رست و فرع رسید
ز روی صخره صما ببرترین سما
هوش مصنوعی: درخت خوشبختی و قدرت شاه، ریشهاش مستحکم و ساقهاش بالا رفته بر روی صخرههای سخت میروید و به آسمان میرسد.
زبرترین سما بانگ کوس دولت شاه
بگوش صخره صما رسید و شد شنوا
هوش مصنوعی: بلندترین صدای طبل جشن و شادی شاه به گوش سنگهای بیصدا رسید و آنها نیز شنوا شدند.
ز سور شاه خبر داد باغ را مه مهر
ز شاخسار هوا زرفشاند بر صحرا
هوش مصنوعی: از خبر طلوع خورشید، باغ به شکوفایی میرسد و ماه در آسمان با نور خود، بر دشت پاشیده میشود.
هوای شاه کند زرفشان رعیت را
چنانکه شاخ شجر گشت زرفشان ز هوا
هوش مصنوعی: هوای پادشاه، رعیت را چنان تحتتأثیر قرار میدهد که مانند شاخههای درختان از فضایی که دریافت میکنند، رشد و تغییر میکنند.
روا نداشته اند اهل دین هواداری
مگر هوای شه دادگر که هست روا
هوش مصنوعی: اهل دین تنها باید از هوای دل و محبت به دادگری حمایت کنند و تنها همین نوع حمایت قابل قبول است.
خدایگانا داد تو دست جور و ستم
ببست و خلق گشادند دست را بدعا
هوش مصنوعی: خداوند، ظلم و ستم را از تو دور کرد و مردم دستهایشان را برای دعا به سوی تو گشودند.
ستم نماند و ستمکاره نیز و سرکش هم
بتیغ تو چو قلم شد سر سران بهوا
هوش مصنوعی: هیچ ستم و ستمگری باقی نمیماند و حتی سرکشها نیز با شمشیر تو چون قلمی در دست میمانند و سرهای ستمگران به آسمان میرود.
متابعان تو ماندند و بس چنین بادا
منازعان ترا گوشمال داد قضا
هوش مصنوعی: پیروان تو تنها ماندهاند و همین بهتر است، زیرا دشمنان تو را تقدیر تنبیه کرده است.
بر آسمان کمر تو امان گسسته شود
اگر برهنه کنی تیغ آسمان سیما
هوش مصنوعی: اگر بازوان تو در آسمان باشد و نیرویی آزاد شود، میتوانی با نمایان کردن تیغ آسمان، زیباییها را به نمایش بگذاری.
ترا بسایه یزدان همیزنند مثل
که دید سایه که خورشید را بود همتا
هوش مصنوعی: سایه تو مانند سایهای است که به خاطر وجود خورشید به وجود آمده و هیچ چیزی نمیتواند با خورشید برابری کند.
بنور تابش خورشید خامها بیزد
بسوختی طمع خام در دل اعدا
هوش مصنوعی: با نور تابش خورشید، خامیها و نادانیها از دل دشمنان میسوزد و طمعهای بیاساس در آنها از بین میرود.
بتیغ گیرد خورشید بر و بحر زمین
کند زبانه بکوهان کوه بر پیدا
هوش مصنوعی: خورشید به شدت میتابد و نور آن همه جا را روشن میکند، به طوری که زمین هم تابش آن را احساس میکند و درختان و کوهها این نور را به وضوح میبینند.
همه مصاف تو با کوه پیکران باشد
بتیغ اگر تو نه خورشیدی این مصاف چرا
هوش مصنوعی: هرگز نباید تصور کنی که در برابر رقیبانت تنها با شمشیر و جنگ باید مواجه شوی، زیرا اگر تو مانند خورشید درخشان نباشی، این جنگ به چه معنایی خواهد بود؟
بدست عدل در فضل کرد کار گشای
که هست عدل ترا فضل کردگار جزا
هوش مصنوعی: با عدل و انصاف، کارها به خوبی انجام میشوند، زیرا خداوند با عدالت خود به بندگانش پاداش میدهد.
همیشه تا ملکانرا بتاج و تخت و نگین
بود تفاخر و زین هر سه هست فخر سزا
هوش مصنوعی: این بیت به این معنی است که افرادی که در جامعه مقام و منزلتی دارند، مانند پادشاهان و ملکان، همیشه به داشتن تاج، تخت و انگشتر افتخار میکنند. اما این سه چیز بخشی از افتخار واقعی به شمار میآید.
بتخت باش سلیمان بتاج افریدون
بزیر مهر نگین تو گنبد خضرا
هوش مصنوعی: در این بیت، به تصویر کشیدن مقام و جایگاه بزرگ شخصیتهایی چون سلیمان و افریدون اشاره شده است. به نوعی بیانگر این است که زیر سایهی حمایت و قدرت تو، این شخصیتهای بزرگ نیز قرار دارند و تو بواسطهی مقام و نفوذ خود بر همه چیز تسلط داری، همچون نگینی در گنبد آسمان که بر همه چیز میتابد.
تو بادی از ملکان پیر عقل برنا بخت
که پیر سوزنی از مدحتت شود برنا
هوش مصنوعی: تو همچون بادی هستی که از وجود فرهیختگان و باهوشها میوزد و جوانب خوشبختی را به همراه میآورد، به طوری که کهنهترین افراد نیز از ستایش و تمجید تو به جوانی و شادابی میافتند.
پناه عالمی و پادشاه عالمیان
پناه دیر فنا باش و شاه دیر بقا
هوش مصنوعی: تو پناهگاه همة موجودات و فرمانروای سراسر جهان هستی. پناهی برای دنیای فانی و همچنین سلطانی برای دنیای پایدار و ابدی باش.