گنجور

شمارهٔ ۳ - در مدح شه مظفر تمغاج خان

شه مظفر تمغاج خان کامروا
که گردش فلک توسن است رام ورا
ورای او ملکی نیست در بسیط زمین
مطاع و نافذ فرمان به ناروا و روا
شه بزرگ عطا کدخدای خرد و بزرگ
گرفت خرد و بزرگ از خدای هفت عطا
ملک طغان خان بر وفق رأی صائب شاه
سفر گزید به خط ختا به کشف خطا
بسه وی شاه ختا رفت و بر صواب آمد
نه رفتنش به خطا بد نه آمدن به خطا
بدان نیت شد و آمد که گسترد سایه
همای ملت اسلام بر سپاه ختا
همای وار شهنشاه ترک رکن الدین
ز چتر سایه دولت فکند بر دنیا
به حق ما که رعایای حق پرست ویْیم
تمام کرد مراعات حق پرستی را
صلاح دین به جگرگوشه برکشید رقم
کراست این دل و این زور و زهره و یارا
ز بهر ما به ره دور دیر باز دراز
گسیل کرد به کردار سیل از بالا
خدای عرش به اقبال برد و بازآورد
به تخت ملکت اجداد و مسند آبا
خدایگان جهان را خدای خوشدل کرد
به پادشاهی آبا نشاندن ابنا
به تهنیت امرای نواحی و اطراف
همی رسند به درگاه شاه بی همتا
چو طوطیان به زمین‌بوس بارگاه بزرگ
سخن سرای و سخن چین شده لب امرا
چو خار و خرما بودند لشکر از بد و نیک
ملک به علم جدا کرد خار از خرما
اگر برآید غوغا ز سد اسکندر
فرونشاند شمشیر خسرو آن غوغا
وگر ز عنقا بر صعوه در ولایت شاه
ستم رود بکند صعوه شهپر عنقا
به زندگانی شاه جهان که دیر زیاد
ستم نروید چون بر زمین مرده گیا
زمی نبیره افراسیاب و افریدون
توئی یگانه سزاوار ملک هر دو نیا
به روز رزمی همچون فراسیاب پشنگ
به وقت بزم فریدون آبتین بلقا
چو گاوسار فریدونست تازیانه تو
ز رمح تو علم کاویان شود پیدا
اشارت تو بشارت دهد به لشکر تو
ز حمله بردن و لشگر شکستن اعدا
ز جنبش سپه تو سپاه خصم ترا
به کیش در پر و پیکان شود ز تیر جدا
شعاع تیغ تو بر روی خصم بگدازد
اگر سپر بود از روی و آهن و خارا
عجب نباشد اگر تیغ آسمان رنگت
بر آسمان کمر از سهم بگسلد جوزا
به هر شبِ شَبَه‌گونِ آسمان دریا رنگ
دو روز استد از بهر تو بهر دریا
هر آن درر که به دریای حکمت اندر هست
حکیم سوزنی آرد به سلک مدح و ثنا
ثناگر است و دعاگوی و نظم و نثرانگیز
ترا به نظم ثنا گوید و به نثر دعا
ز مجلس تو دعا و ثنا گسسته مباد
ثنای دیر درنگ و دعای دیر بقا
هم از دعا و ثنا باد چتر فروزیت
گه از یمین به یسار و گه از جبین به قفا
همیشه تا به دعا و ثنا بود رغبت
ملوک را ز برای ذخیره فردا
به هر کجا بروی یار هر کجا آیی
خدای یار تو باد ای ز خسروان یکتا

اطلاعات

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: قصیده
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

شه مظفر تمغاج خان کامروا
که گردش فلک توسن است رام ورا
هوش مصنوعی: سلطنت مظفر تمغاج خان درخشان و موفق است، چرا که چرخش زمان به نفع اوست و او را به آرامی و به راحتی پیش می‌برد.
ورای او ملکی نیست در بسیط زمین
مطاع و نافذ فرمان به ناروا و روا
هوش مصنوعی: بالاتر از او، هیچ موجودی در این پهنه زمین وجود ندارد که قدرت و فرمانش بر درست و نادرست تاثیر بگذارد.
شه بزرگ عطا کدخدای خرد و بزرگ
گرفت خرد و بزرگ از خدای هفت عطا
هوش مصنوعی: یک پادشاه بزرگ که به خداوندی خرد و توانایی‌های عظیم معروف است، از خداوند هفت بخشش دریافت کرد.
ملک طغان خان بر وفق رأی صائب شاه
سفر گزید به خط ختا به کشف خطا
هوش مصنوعی: طغان خان به دستور صائب شاه به سفر رفت و در راه به کشف اشتباهی دست یافت.
بسه وی شاه ختا رفت و بر صواب آمد
نه رفتنش به خطا بد نه آمدن به خطا
هوش مصنوعی: خلاصه اینکه، شاه ختا رفت و به راه درست رسید. نه رفتنش اشتباه بود و نه برگشتنش.
بدان نیت شد و آمد که گسترد سایه
همای ملت اسلام بر سپاه ختا
هوش مصنوعی: بدان او با هدفی مشخص به میدان آمد تا سایه‌اش به عنوان نماینده ملت اسلام بر سپاه ختا پهن شود.
همای وار شهنشاه ترک رکن الدین
ز چتر سایه دولت فکند بر دنیا
هوش مصنوعی: همانند پرنده‌ای که بر فراز آسمان پرواز می‌کند، شهنشاه ترک، رکن‌الدین، سایه قدرت را بر روی دنیا افکنده است.
به حق ما که رعایای حق پرست ویْیم
تمام کرد مراعات حق پرستی را
هوش مصنوعی: به خاطر حقی که ما به عنوان تابعانِ حق پرست داریم، تمام تلاش خود را برای احترام به اصول حق پرستی به پایان رساندم.
صلاح دین به جگرگوشه برکشید رقم
کراست این دل و این زور و زهره و یارا
هوش مصنوعی: تلاش برای بهبود دین، نتیجه‌ای دارد که نشان‌دهنده عشق و وفاداری عمیق به آن است. این دل و قدرت و شجاعت همگی در خدمت این هدف قرار دارند.
ز بهر ما به ره دور دیر باز دراز
گسیل کرد به کردار سیل از بالا
هوش مصنوعی: برای ما، به دنبال هدفی دور و دراز، به راهی طولانی فرستاده شد، همچون سیلی که از بالا جاری می‌شود.
خدای عرش به اقبال برد و بازآورد
به تخت ملکت اجداد و مسند آبا
هوش مصنوعی: خداوندی که در عرش ساکن است، او را به فراز آورد و دوباره به تخت سلطنت و جایگاه پدرانش بازگرداند.
خدایگان جهان را خدای خوشدل کرد
به پادشاهی آبا نشاندن ابنا
هوش مصنوعی: خدای بزرگ دنیا را خوشنود ساخت و فرزندان را به مقام پادشاهی اجدادشان منصوب کرد.
به تهنیت امرای نواحی و اطراف
همی رسند به درگاه شاه بی همتا
هوش مصنوعی: درود و تبریک به فرمانروایان مناطق و اطراف به درگاه پادشاهی بی‌نظیر می‌رسد.
چو طوطیان به زمین‌بوس بارگاه بزرگ
سخن سرای و سخن چین شده لب امرا
هوش مصنوعی: مثل طوطی‌ها که در برابر مقام و جایگاه بزرگ سخن‌سرا و سخن‌چین سر تعظیم فرود می‌آورند، زبان امرا را به تملق و مدح باز می‌کنند.
چو خار و خرما بودند لشکر از بد و نیک
ملک به علم جدا کرد خار از خرما
هوش مصنوعی: لشکریان به مانند خار و خرما هستند، که خداوند بدی‌ها و خوبی‌ها را از هم تفکیک کرده است. کسانی که نیکو هستند مثل خرما و بدها مانند خار شناخته شده‌اند.
اگر برآید غوغا ز سد اسکندر
فرونشاند شمشیر خسرو آن غوغا
هوش مصنوعی: اگر هیاهویی از سد اسکندر به پا شود، شمشیر خسرو آن هیاهو را آرام می‌کند.
وگر ز عنقا بر صعوه در ولایت شاه
ستم رود بکند صعوه شهپر عنقا
هوش مصنوعی: اگر پرنده‌ای از سرزمین دوری به حکومت ستمگر بیفتد، ممکن است پرواز این پرنده، آزادگی و رهایی را به ارمغان آورد.
به زندگانی شاه جهان که دیر زیاد
ستم نروید چون بر زمین مرده گیا
هوش مصنوعی: زندگی شاه جهان مانند گیاهی است که در زمین مرده می‌روید و به همین دلیل، ظلم و ستم بر آن مدت زیادی نخواهد ماند.
زمی نبیره افراسیاب و افریدون
توئی یگانه سزاوار ملک هر دو نیا
هوش مصنوعی: تو تنها کسی هستی که شایستگی فرمانروایی را دارد و از نسل افراسیاب و افریدون به شمار می‌روی.
به روز رزمی همچون فراسیاب پشنگ
به وقت بزم فریدون آبتین بلقا
هوش مصنوعی: در روزی که جنگی همچون جنگ پشنگ و فرود در زمان شادی و بزم فریدون اتفاق می‌افتد.
چو گاوسار فریدونست تازیانه تو
ز رمح تو علم کاویان شود پیدا
هوش مصنوعی: زمانی که تو مانند گاوسار فریدون، با قدرت و توانایی خود باشی، ضربه‌ای که از نیروی تو ناشی می‌شود، نشان‌دهنده‌ی علم و فرهیختگی تو خواهد بود.
اشارت تو بشارت دهد به لشکر تو
ز حمله بردن و لشگر شکستن اعدا
هوش مصنوعی: اشاره تو نوید می‌دهد که دشمنان را می‌توان با حمله و شکستن نیروهایتان شکست داد.
ز جنبش سپه تو سپاه خصم ترا
به کیش در پر و پیکان شود ز تیر جدا
هوش مصنوعی: از حرکت نیروهای تو، سپاه دشمن به شدت تحت تأثیر قرار می‌گیرد و تیرها از هم جدا می‌شوند.
شعاع تیغ تو بر روی خصم بگدازد
اگر سپر بود از روی و آهن و خارا
هوش مصنوعی: اگر تیغ تو به دشمن برسد، حتی اگر او پشت سپری از فولاد یا سنگ مخفی شده باشد، آن سپر هم ذوب خواهد شد.
عجب نباشد اگر تیغ آسمان رنگت
بر آسمان کمر از سهم بگسلد جوزا
هوش مصنوعی: اگر آسمان به شدت تغییر کند و رنگش بر اثر طوفان و ناملایمات عوض شود، جای تعجبی ندارد که آنچه در آسمان وجود دارد هم از هم بگسلد و به هم بریزد.
به هر شبِ شَبَه‌گونِ آسمان دریا رنگ
دو روز استد از بهر تو بهر دریا
هوش مصنوعی: در هر شب تاریک آسمان، رنگ دریا به یاد تو و برای تو تجلی می‌کند.
هر آن درر که به دریای حکمت اندر هست
حکیم سوزنی آرد به سلک مدح و ثنا
هوش مصنوعی: هر نکته‌ای که در دریا و عمق حکمت پیدا شود، یک حکیم مانند سوزنی، آن را با دقت و شیوایی وصف می‌کند و مدح و ستایش می‌سازد.
ثناگر است و دعاگوی و نظم و نثرانگیز
ترا به نظم ثنا گوید و به نثر دعا
هوش مصنوعی: این شخص ستایشگر و دعاگو است و با شعر و نثر خود درباره تو سخن می‌گوید و تو را در قالب شعر ستایش می‌کند و در نثر دعا می‌نویسد.
ز مجلس تو دعا و ثنا گسسته مباد
ثنای دیر درنگ و دعای دیر بقا
هوش مصنوعی: از مجالست، دعا و ستایش قطع نگردد. شایسته است که از ستایش‌های دیرین و دعاهایی که ماندگاری دارند، دوری کنیم.
هم از دعا و ثنا باد چتر فروزیت
گه از یمین به یسار و گه از جبین به قفا
هوش مصنوعی: دعای خوبان و ستایش‌های آنان همچون سایه‌ای روشن بر سر توست، که گاهی از سمت راست به چپ و گاهی از پیشانی به پشت‌سرت می‌افتد.
همیشه تا به دعا و ثنا بود رغبت
ملوک را ز برای ذخیره فردا
هوش مصنوعی: همیشه وقتی که دعا و ستایش وجود داشته، علاقه و میل پادشاهان به تامین و جمع‌آوری نعمت‌ها برای آینده بیشتر شده است.
به هر کجا بروی یار هر کجا آیی
خدای یار تو باد ای ز خسروان یکتا
هوش مصنوعی: هر جا که بروی، معشوقت با تو خواهد بود و هر جا که برگردی، خداوند یار تو باشد، ای یگانه از میان شاهان.