گنجور

شمارهٔ ۱۲

می کشم هر نفس از درد جدایی آوخ
جگری دارم از اندوه فراقش لخ لخ
مشو ای دل تو ملول از سخن سرد رقیب
خنکی را نتوان کرد برون از دل یخ
نظر از جان دل خسته من بازمگیر
گر فزونند محبان تو از مور و ملخ
آتش هفت سقر، لاشی و معدوم شود
شرری گر فتد از نار دلم بر دوزخ
...شده گفتند رقیب از کویش
بود آیا که زبنیاد بر افتد آن رخ
می پزم باز خیال لب آن مه، بنشین
تا که حلوای شکر پخته شود در مطبخ
هر که در عشق ببیند تن صوفی گوید
اندرین خرقه چه باریک و ضعیف است این نخ

اطلاعات

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

می کشم هر نفس از درد جدایی آوخ
جگری دارم از اندوه فراقش لخ لخ
هوش مصنوعی: هر لحظه از درد فراق او عذاب می‌کشم، و قلبم پر از غم و اندوه جدایی‌اش است.
مشو ای دل تو ملول از سخن سرد رقیب
خنکی را نتوان کرد برون از دل یخ
هوش مصنوعی: ای دل، از سخنان سرد و بی‌احساس رقیب ناامید و دل‌زده نباش. نمی‌توانی حس خنکی و گرمی را از دل یخ بیرون بیاوری.
نظر از جان دل خسته من بازمگیر
گر فزونند محبان تو از مور و ملخ
هوش مصنوعی: از دل خسته و رنجور من دوری کن. حتی اگر تعداد عاشقان تو خیلی زیاد باشد و به اندازه مور و ملخ باشند.
آتش هفت سقر، لاشی و معدوم شود
شرری گر فتد از نار دلم بر دوزخ
هوش مصنوعی: اگر آتش دوزخ به شدت برافروخته شود، آتش دل من می‌تواند آن را خاموش کند و به نابودی بکشاند.
...شده گفتند رقیب از کویش
بود آیا که زبنیاد بر افتد آن رخ
هوش مصنوعی: آیا ممکن است که رقیب از آغاز دلایلش را مطرح کند و بگوید که زیبایی آن چهره از کجا سرچشمه می‌گیرد؟
می پزم باز خیال لب آن مه، بنشین
تا که حلوای شکر پخته شود در مطبخ
هوش مصنوعی: دوباره در ذهنم به یاد لب‌های آن معشوقه می‌پزم، بیا تا زمانی که شیرینی شکر آماده شود، در آشپزخانه بنشینیم.
هر که در عشق ببیند تن صوفی گوید
اندرین خرقه چه باریک و ضعیف است این نخ
هوش مصنوعی: هر کسی که در عشق تجربه‌ای داشته باشد، می‌گوید که در این پوشش صوفیانه، چه قدر این رشته و پیوند ظریف و نازک است.