بند دوازدهم
ای شهیدی که نشاید غمت ازیاد رود
گرچه این خاک وجودم همه بر باد رود
ماجرای غمت ار بگذرد اندر آفاق
تا به افلاک همی ناله و فریاد رود
محض رفتن به جنان مایه ی شادی نبود
گر کسی سوی جنان با تو رود شاد رود
زان کنم این همه فریاد گه هرگز به جهان
نشنیدم به کسی این همه بیداد رود
دل زغم سوزد و شاد است از این سوز، آری
عشقت آنجا که رود تفرقه ز اضداد رود
در بهشتم غم بی آبی ات از دل نرود
گر رود خود نه گمانم که زبنیاد رود
آب از حنجر خشک تو چه فولاد چشید
تا به حشر آب غم از چشمه ی فولاد رود
خسروا، شمّه یی از عشق تو گر گویم فاش
شور شیرین زجهان از سر فرهاد رود
نشود تسلیه ی ماتمت الا، به حضور
این غم از جلوه ی رویت مگر از یاد رود
روز آخر همه را دیده به دست تو بود
گرچه با مغفرت و با کف پرزاد رود
اطلاعات
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: چکامه
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
ای شهیدی که نشاید غمت ازیاد رود
گرچه این خاک وجودم همه بر باد رود
هوش مصنوعی: ای شهیدی که فراموشت نکنم، حتی اگر تمام هستیام به باد برود.
ماجرای غمت ار بگذرد اندر آفاق
تا به افلاک همی ناله و فریاد رود
هوش مصنوعی: اگر داستان غمت از این دنیا بگذرد، در آسمانها هم همچنان صدای ناله و فریادی به گوش خواهد رسید.
محض رفتن به جنان مایه ی شادی نبود
گر کسی سوی جنان با تو رود شاد رود
هوش مصنوعی: برای رسیدن به بهشت فقط کافی نبود که شادی بیاورد، اگر کسی با تو به آنجا برود، خوشحال خواهد شد.
زان کنم این همه فریاد گه هرگز به جهان
نشنیدم به کسی این همه بیداد رود
هوش مصنوعی: به خاطر ناراحتی و ظلمی که بر من گذشته، این همه فریاد و ناله سر میزنم، در حالی که هرگز در عمرم ندیدهام کسی تا این حد مورد ظلم قرار گیرد.
دل زغم سوزد و شاد است از این سوز، آری
عشقت آنجا که رود تفرقه ز اضداد رود
هوش مصنوعی: دل به خاطر غم میسوزد اما از این سوختن خوشحال است. عشق تو آنقدر قوی است که وقتی به جدایی میرسد، از تضادها و مشکلات عبور میکند.
در بهشتم غم بی آبی ات از دل نرود
گر رود خود نه گمانم که زبنیاد رود
هوش مصنوعی: اگرچه در بهشت زندگی میکنم، اما غم و اندوهی که ناشی از آبی نبودن توست از دل من نمیرود. حتی اگر تو به سفر بروی، نمیتوانم تصور کنم که غم و اندوه من برای همیشه از بین برود.
آب از حنجر خشک تو چه فولاد چشید
تا به حشر آب غم از چشمه ی فولاد رود
هوش مصنوعی: آب از گلو و حنجرهی خشک تو چه سختی و تندی را تجربه کرده است تا بتواند در قیامت از چشمهی فولاد گونهای آبی که غم را برطرف کند، جاری شود.
خسروا، شمّه یی از عشق تو گر گویم فاش
شور شیرین زجهان از سر فرهاد رود
هوش مصنوعی: اگر بخواهم کمی از عشق تو را بیان کنم، شور و حال شیرین آن چنان است که تمام دنیا را تحت تأثیر قرار میدهد و مانند داستان فرهاد، کارهای بزرگ و شگفتانگیزی را به دنبال خواهد داشت.
نشود تسلیه ی ماتمت الا، به حضور
این غم از جلوه ی رویت مگر از یاد رود
هوش مصنوعی: تنها با دیدن چهرهات میتوان از غم و ماتم خستهکنندهام کمی آرامش یابم، وگرنه این اندوه هرگز از یاد نخواهد رفت.
روز آخر همه را دیده به دست تو بود
گرچه با مغفرت و با کف پرزاد رود
هوش مصنوعی: در روز واپسین همه افراد در دستان تو قرار میگیرند، اگرچه با رحمت و آمرزش، همه چیز به خوبی پیش خواهد رفت.