گنجور

شمارهٔ ۱۲

لعل شکر افشانم گفتا نمکین باشد
گفتم نمکم گفتا حقّ نمک این باشد
بخت من و زلفینش همرنگ همند، آری
یکرنگی اگر باشد با، ماش همین باشد
ماه من و گردون را، فرقی که بود این است
کان ماه فلک امّا این ماه زمین باشد
چون دختر رز، ما را خود پرده در افتاده
بی پرده به ساغر، به تاپرده نشین باشد
دارد دل من نسبت با چین سرزلفش
چون مشک بود از خون چون زآهوی چین باشد
زینسان که کند چشمت هر لحظه به من لطفی
خوب است ولی خواهم قدری به از این باشد
عاشق زغم جانان باشد به دلش پنهان
آن داغ که زاهد را پیدا، به جبین باشد
گویند «وفایی» را، مهرش بزدای از دل
بزدایمش از دل چون کان نقش نگین باشد

اطلاعات

وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: چکامه

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

لعل شکر افشانم گفتا نمکین باشد
گفتم نمکم گفتا حقّ نمک این باشد
هوش مصنوعی: من با لعابی از شکر دلت را شاد می‌کنم و تو می‌گویی که این شیرین است، گفتم اما نمک هم دارم. تو گفتی که حق نمک این است که من همیشه به تو وفادار باشم.
بخت من و زلفینش همرنگ همند، آری
یکرنگی اگر باشد با، ماش همین باشد
هوش مصنوعی: بخت من و زلف‌های او به هم شبیه است. اگر قرار باشد یکرنگی‌ای وجود داشته باشد، همین یکرنگی‌ست.
ماه من و گردون را، فرقی که بود این است
کان ماه فلک امّا این ماه زمین باشد
هوش مصنوعی: ماه من و آسمان تفاوتی که دارند این است که آن ماه در آسمان است، اما این ماه در زمین موجود است.
چون دختر رز، ما را خود پرده در افتاده
بی پرده به ساغر، به تاپرده نشین باشد
هوش مصنوعی: مانند دختر گلی که به زیبایی درخشیده است، ما نیز بدون هیچ پوششی در مقابل زیبایی و شراب هستیم، به طوری که در جایی نشسته‌ایم و زیبایی‌مان نمایان است.
دارد دل من نسبت با چین سرزلفش
چون مشک بود از خون چون زآهوی چین باشد
هوش مصنوعی: دل من نسبت به چین موهای او، مانند مشک است که از خون پر شده است؛ همان‌طور که آهوی چین وجود دارد.
زینسان که کند چشمت هر لحظه به من لطفی
خوب است ولی خواهم قدری به از این باشد
هوش مصنوعی: ولی خوبی چشمانت که هر لحظه به من می‌نگرد، برایم خوشایند است، اما می‌خواهم که این لطف کمی بیشتر از این باشد.
عاشق زغم جانان باشد به دلش پنهان
آن داغ که زاهد را پیدا، به جبین باشد
هوش مصنوعی: عاشق از درد و رنج معشوقش در دل خود باخبر است، در حالی که آن درد برای زاهدان و مردم عادی به وضوح نمایان است و بر پیشانی آنها دیده می‌شود.
گویند «وفایی» را، مهرش بزدای از دل
بزدایمش از دل چون کان نقش نگین باشد
هوش مصنوعی: می‌گویند که اگر مهر «وفایی» را از دل بزدایی، می‌توانی او را از دل خود بیرون کنی، چون که آن مهر مانند نگینی بر سنگی است که اگر نقش آن را پاک کنی، دیگر سنگ بی‌ارزش می‌شود.